/ دسته‌بندی نشده / انشا درباره بهار شماره پنج
آنچه در این مقاله می‌خوانید

موضوع انشا: توصیف ادبی فصل بهار 

مقدمه: با نام خالق بهار انشای خود را آغاز میکنم به امید رسیدن بهاری حقیقی برای زمین 

 “بهار” جشن طبیعت است طبیعت زیبایی که آدمی را مسحور می‌کند به طوری که از سخن گفتن بازمانده و حرف هایش ناگفته در ژرفای جانش باقی می‌ماند.
“بهار” دمیدن روح حیات در کالبد طبیعت و فروردین فصل جریان خون است در شاهرگ هستی، سال به پایان خود نزدیک می‌شود، روزها، ماه‌ها درپی هم می- گذرند و سالها از راه می‌رسند و این قصه که نامش زندگی است، همچنان ادامه دارد.
طبیعت پس از گذران دوره‌ای سرد و بی‌محصول، با آغاز بهار زنده شده و در واقع آفریده می‌شود پس انسان هم باید به عنوان یکی از مخلوقات الهی به همراه طبیعت به رستاخیز برخیزد.

همیشه بهاری باشیم.

انشا درباره بهار شماره شش

انشا درباره بهار: متن بلند و مفصل در مورد توصیف کامل بهار و نوروز و اتفاقاتی که در آن رخ میدهد.

موضوع انشا: در فصل بهار چه اتفاقاتی رخ میدهد؟

مقدمه: 

ما هر فصلی را به خصوصیت خود می شناسیم مثلا پاییز فصل رنگارنگ و برگ ریزان زمستان فصل سرما و سفیدی زمین و تابستان فصل باربرشدن درختان اما در این میان فصلی زیباتر از همه اینها وجود دارد که گلها و درختان از خواب بیدار می شوند، نوروز فرا می رسد شب می رود و مشعل خدایی می دمد این فصل، فصل زیبای بهار است که در آن گل ها غنچه می دهند و درختان شکوفه می دهند و هر جا پر از زیبایی و قشنگی طبیعت است زمین جان تازه می گیرد و حیوانات و انسان ها در بین خود جشن می گیرند.

پرنده های مهاجر که در زمستان کوچ کرده بودند دسته دسته پدیدار می شوند و هر وقت ما آنها را در آسمان مشاهده می کنیم زیبایی را بیشتر درک می نماییم و هر جا می رویم قشنگی گل های بهاری را مشاهده می کنیم و در این میان ما باید از شهیدان راه اسلام تشکر کنیم و برای آنها دعا کنیم چون آن ها بودند که از سرزمین ما دفاع کردند و حال این شادی ها را برای ما خریدند…

وقتی که آخرین روزهای زمستان در حال گذشتن است همه مردم در انتظار فرارسیدن عید نوروز هستند و با خرید و خانه تکانی به استقبال عید نوروز میروند .برای ما خیلی مهم است که در لحظه تحویل سال و آغاز سال نو همه جای خانه تمیز و مرتب باشد. بعضی ها آنقدر درگیر کارهای عید میشوند که فراموش میکنند در واقع این بهار است که با خود نوروز را می آورد و از آمدن بهار غافل میشوند

انشا درباره بهار

بله بهار فصل گل و جوانه است در این فصل مورچه ها از لانه هایشان بیرون می آیند و درب خانه هایشان را تمیز و مرتب میکنند و خاکهای اضافه که همراه باران بصورت گل و لای وارد لانه شده را بیرون می ریزند و کم کم شروع میکنند به جمع آوری آذوقه برای فصل پاییز و زمستان
با آمدن بهار هوا گرم و گرم تر میشود و کم کم باید لباسهای زمستانی را بشوییم و تا کرده و در گنجه قرار دهیم تابرای زمستان بعدی آماده باشند.
وقتی تعطیلات نوروز فرار میرسد همه به دیدار بزرگتر ها میروند و بعد از آن بزرگتر ها به بازدید کوچکتر ها میروند و این رسم بسیار خوبی است که ما از آن آداب احترام به بزرگتر را یاد میگیریم.

انشا درباره بهار

معمولا بزرگتر ها به بچه ها عیدی میدهند و بچه ها از گرفتن عیدی خیلی خوشحال میشوند
در فصل بهار و عید نوروز همه لباس نو به تن میکنند و بیشتر مردم خوشحال هستند ولی مانباید فراموش کنیم که قبل از عید به فقرایی که میشناسیم کمک کنیم تا آنها هم بتوانند لباس نو و آجیل و شیرینی بخرند و خوشحال شوند
بهار فصل چاقاله بادام و گوجه سبز است در اواخر فصل بهار زرد آلوها و بعضی میوه های دیگر میرسند و گندم زارها کمکم زرد میشوند و آماده درو کردن میشوند.

انشا درباره بهار

فصل بهار به ما چیزهای زیادی می آموزد که ما میتوانیم با دقت در طبیعت و همچنین دقت در آداب و رسوم نوروز آنها را یاد بگیریم
در فصل بهار بارانهای بهاری می بارد و ردوخانه ها پر از آب میشوند و گل آلود میشوند
در اواخر بهار فصل امتحانات فرا میرسد و در خرداد ماه همه ما سرگرم درس خواندن برای امتحانات آخر سال میشویم
تعطیلات نوروز فرصت مناسبی برای دوره کردن درسها است تا بتوانیم در پایان سال تحصیلی نمرات خوبی بگیریم و در آینده موفق باشیم.

انشا درباره بهار

در فصل بهار بچه گنجشکها به دنیا می آیند و میوه درختان توت میرسد و مردم در پارکها مشغول چیدن توت میشوند
ما باید در طول سال تحصیلی و مخصوصا در فصل بهار درس هایمان را مرور کنیم تا بتوانیم نتیجه خوبی بگیریم و با خیال راحت تعطیلات تابستان را شروع کنیم
در فصل بهار روزها بلند میشوند و شبها کوتاه تر میشوند
مردم در این فصل کم کم کولر ها را راه می اندازند و در بعد از ظهرهای گرم و ساکت بهاری صدای کولر های آبی به گوش میرسد و به ما یاد آوری میکند که تابستان در راه است…

انشا درباره بهار شماره هفت

انشا درباره بهار:  توصیف ادبی بهار و نشانه های الهی در زیبایی های آن

موضوع انشا : متن ادبی در مورد زیبایی های فصل بهار بنویسید ؟

مقدمه :

انشای خود را با این سروده زیبا از سعدی آغاز میکنم :

بامدادی که تفاوت نکند لیل و نهار

خوش بود دامن صحرا و تماشای بهار

بلبلان وقت گل آمد که بنالند از شوق

نه کم از بلبل مستی تو بنال ای هشیار

آفرینش همه تنبیه خداوند دل است

دل ندارد که ندارد به خداوند اقرار

خبرت هست که مرغان سحر می گویند

آخر ای خفته! سر از خواب جهالت بردار

با رسیدن بهار، طبیعت ردای سبز بر تن می کند.

چکاوک ها، هزار دستان و قمریان، نغمه ها و سرودهای فرح بخش و تازه سرمی دهند

و انسان ها را به مهرورزی، گره گشایی و هم گرایی فرا می خوانند.

بهار، پیام آور عشق و رویش است

و موسم سرور و آشتی و به همین خاطر است که خواستنی است

و با آمدنش دل ها سرشار از سرور و جان ها معرفت می یابد.

بهار، پیام آور تعادل است و اینکه در سایه تعادل، زندگی زیبا می شود.

با دیدن بهار، رحمت و محبت خداوند را به یاد می آوریم.

در اینکه چشمه مهر ایزد همواره به سوی آدمیان و همه موجودات، سرازیر است

و ما اگر او و نشانه هایش را فراموش کنیم، او هرگز ما را فراموش نمی کند

و با دگرگونی فصل ها نیز به جلوه گری قدرت بی پایانش می پردازد

تا شاید دلی به یاد او افتد و به شوق او بتپد و بر اثر تماشای جلوه هایش، اشک شوق از چشمی جاری شود.

اساسا جهان هستی، آینه دار خداست و جمال پروردگارش را به تماشا گذاشته است. به تعبیر زیبای حافظ:

مراد دل ز تماشای باغ عالم چیست؟

به دست مردم چشم، از رخ تو گل چیدن

نتیجه گیری :

بهار یکی از باشکوه ترین جلوه های خدا در جهان هستی است

که می توان با تماشای آن، نقبی به عالم معنا زد و راهی به سوی خدا یافت و جمال پروردگار را به تماشا نشست.

بهار رستاخیر طبیعت است. بهار دمیدن روح در کالبد خشک زمین است که آن را دوباره زنده و سرسبز می کند.

بهار فصل تازگی و سرسبزی است، فصلی که به زیباترین شکل ممکن، طبیعت را با گل و شکوفه می آراید تا جماعتی از این زیبایی انگشت به دهان بمانند.

بهار سبزی دوباره ی درختان خیابان هاست، باغ پر از شکوفه ی درخت های سیب، زرد آلو و گیلاس است. شکفتن لاله های واژگون است در دشت هایی که آدمی را محسور می کند و به طبیعت می کشاند.

بهار یعنی پیچیدن عطر شکوفه های بهار نارنج در باغ های شیراز، و گل دادن بوته های گل محمدی در قمصر کاشان که بعد تبدیل به گلابی خواهند شد که با آن خانه ی خدا عطر آگین می شود.

طبیعت سبزی و تولد دوباره اش را مدیون بهار است. فصلی که دشت های خشک را تبدیل به سبزه زار های دیدنی می کند.

رودخانه هایی که یخ بسته بودند در بهار دوباره خروشان می شوند، و گل های کوچک برای دیدن آفتاب سر از خاک بیرون می آورند.

برفی که بالای کوه ها بود حالا با گرم شدن هوا، ذوب می شود و به آبی خوش گوار تبدیل شده و از چشمه ها بیرون می آید.

زنبورهایی که زمستان را پشت سر گذاشته اند از کندو ها بیرون آمده و در طبیعت گشت و گذار می کنند و دوباره به کار مشغول می شوند.

بهار فصلی است که آواز شاد پرنده ها در تمام طبیعت می پیچد، آوازی که بسیار شنیدنی ست.

روزهای بهار شبیه احساسات آدمی ست که به یکباره تغییر می کند، لحظه ای آفتابی و صاف، و لحظه ای دیگر پر از رعد و برق و رگبار بهاری، و سپس نقش رنگین کمانی که در آسمان پدیدار می شود.

بهار جلوه ی زیبایی خداوند است، فصلی که پر از نعمت و رحمت است. سپاس خدا را برای تمام زیبایی های بهار.

انشا درباره بهار_بهار

منبع:

1

برچسب ها :

برای امتیاز به این نوشته کلیک کنید!

کل :
میانگین :
اشتراک در
اطلاع از
guest

0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x