/ دسته‌بندی نشده / انشا در مورد اگر معلم نگارش بودید!
آنچه در این مقاله می‌خوانید

یکی از موضوعات جالب برای نوشتن انشا، موضوع در مورد معلم انشا و نگارش بودن است! اگر شما نیز قصد دارید متنی با موضوع انشا در مورد اگر معلم نگارش بودید بنویسید، این مطلب را از دست ندهید.

تا به حال پیش آمده که به دنبال پیدا کردن موضوعی مناسب برای نگارش انشا باشید؟ به نظر شما خود کلاس نگارش موضوع جالبی برای این که موضوع انشای شما شود نیست؟ این موضوع علاوه بر آشنا بودن می‌تواند تا حدودی چالش برانگیز نیز باشد. بنابراین انشا در مورد اگر معلم نگارش بودید که در واقع یک موضوع انشا به روش جانشین سازی  است به شما تقدیم می‌شود. امیدواریم با ایده گرفتن از این انشا بتوانید موضوعات جالب‌تر و خلاقانه‌تری برای نوشتن خود بیابید.

انشا در مورد اگر معلم نگارش بودید

انشا در مورد اگر معلم نگارش بودید

نوشتن انشا درباره این که به جای کسی باشم که قرار است انشای خود را در حضور او بخوانم، کاری بسیار دشوار است؛ ولی دل به دریا می‌زنم و انشای خود را می‌نویسم.

اگر معلم نگارش بودم، ترجیح می‌دادم همیشه در حال اعتصاب باشم. یک روز برای اعتراض به کمی حقوق و مزایا، یک روز در اعتراض به آلودگی هوا و محیط زیست و روز دیگر برای حمایت از کودکان کار و خلاصه تا آنجا که می‌شود به مدرسه نروم تا دانش آموزان هم وقتی برای استراحت و معاشرت با یکدیگر در مدرسه داشته باشند. در این صورت حتما اخراج می‌شدم. معلوم است که این راه حل مناسبی نیست؛ اما شاید سعی می‌کردم کار خود را زیاد جدی نگیرم؛

زیرا نگارش هیچ سؤالی در کنکور ندارد و درست نیست که وقت دانش آموزان سخت‌کوش گرفته شود تا هفته‌ای چند ساعت مطالب کتاب نگارش را سر کلاس گوش بدهند یا در حال نوشتن انشا و کارهایی از این دست باشند. اصلا بهتر نبود این درس کلا حذف می‌شد و به تعداد ساعت‌های درس‌هایی که در کنکور سؤالات بیشتر و مشکل‌تری دارند، اضافه می‌شد؟

خوب که فکر می‌کنم، می‌بینم کلاس نگارش مثل زنگ تفریحی برای ماست و اگر حذف می‌شد، مغز ما هم مجال استراحتی میان درس‌های مشکل دیگر نداشت. ولی آیا دلیل وجود درس نگارش فقط همین است؟ یعنی ما برای خوش‌گذرانی و استراحت دادن به مغزمان یک درس اضافه داریم؟

حالا خودم را به جای معلم نگارش می‌گذارم که در حال درس دادن است و به دانش آموزان می‌آموزد که چه طور یک متن خوب و خلاقانه و کم غلط بنویسند و ناگهان یکی از دانش آموزان می‌گوید: «آقا ببخشید! اصلا درس نگارش به چه درد ما می‌خورد در حالی که حتی یک سؤال هم در کنکور از آن نمی‌آید؟ چرا ما باید وقتمان را با این کلاس تلف کنیم؟» در این حالت تنها چیزی که به عنوان معلم نگارش به ذهنم خطور می‌کند، برخورد فیزیکی آن هم از نوع اردنگی و لگد و کف گرگی است. البته اگر معلم واقعی باشم، شأن و منزلتم ایجاب می‌کند که جواب ابلهان را با خاموشی بدهم، ولی حتما دلم از این سؤال می‌شکند.

به فکر فرو می‌روم.

درست نویسی و پرهیز از غلط نویسی، توانایی در نوشتن متن‌های خوب و مناسب و حتی خلاقیت در نوشتن و همه مهارت‌های دیگری که در این کتاب می‌آموزیم، چیزهایی هستند که انسان‌های درس خوانده و فرهیخته را از آدم‌های بی‌سواد و نادان جدا می‌کند. درست است که بسیاری از تحصیل کرده‌های جامعه ما هم مثلا از نوشتن یک نامه اداری عاجزند؛ اما اگر خوب به آن‌ها نگاه کنی، آن‌ها فقط به دانشگاه رفته‌اند و مدرکی گرفته‌اند و حتی در رشته خودشان توانایی مطرح کردن خود را به عنوان یک آدم حرفه‌ای ندارند.

پس اگر من معلم نگارش بودم، (البته پس از تقدیم کف گرگی و اردنگی و مواد لازم دیگر به دانش آموز پرسش کننده!) حتما به او می‌گفتم: «تو اگر در آینده یک پزشک، یک مهندس، یک هنرمند یا یک استاد دانشگاه بشوی؛ اما نتوانی حرف‌های درست خود را در قالب متن درست و خوب بگویی یا بنویسی، در جامعه تحصیل‌کردگان راهی نخواهی یافت.» بعد هم حتما چیزهایی به او می‌گفتم که بازگویی آن در این کلاس به صلاح هیچ کس نیست و بدآموزی دارد!

انشا در مورد اگر معلم نگارش بودید

*-انشا در مورد اگر معلم نگارش بودید*♠♠♠♠♠

بعد از آن نیز با افتخار وارد کلاسم می‌شدم و سعی می‌کردم به دانش آموزانم چیزهایی یاد بدهم که حتما به دردشان بخورد. مثلا به آن‌ها یاد می‌دادم چگونه متن نامه‌ای به همسایه خود بنویسند که بدون این که ناراحت و خشمگین شود، نخاله‌های ساختمانی خود را از جلوی در ساختمان آن‌ها بردارد یا چگونه از مدیر مدرسه بخواهم که فضای مدرسه را برای ما لذت بخش‌تر و صمیمی‌تر کند؛

تا در آینده در جامعه‌ای سرشار از تفاهم و گفتگوی صمیمانه و بدون عصبانیت و خشونت زندگی کنیم.

اگر معلم نگارش بودم، به دانش آموزان خود یاد می‌دادم چگونه تخیل خود را به کار گیرند تا از فضای ملال آور و تکراری روزانه مدرسه و خانه، پای خود را فراتر بگذارند و وارد دنیای تخیل شوند و از استعدادهای ذاتی هنری خود باخبر شوند تا بتوانند دوران نوجوانی شاد و زیبایی را تجربه کنند. اگر معلم نگارش بودم، حتما به آن‌ها آزادی عمل می‌دادم تا در خیال خود غرق شوند و هر آنچه می‌خواهند بر کاغذ بیاورند و دوستان خود را در تخیلات رنگین خود سهیم کنند.

مدرسه‌های ما شاید از وسایل کمک آموزشی کم بهره باشند؛ شاید به اندازه کافی در کلاس هنر رنگ وجود نداشته باشد تا ما بتوانیم هر آنچه در ذهن خود داریم، روی کاغذ بکشیم و دنیای زیبای درون خود را با دیگران به اشتراک بگذاریم؛ اما بیش از همه چیز در این دنیا واژه وجود دارد که به رایگان در دست همه هست.

اگر معلم نگارش بودم، به دانش آموزان خود می‌آموختم تا با این دنیای بی نهایت آشنا شوند و بتوانند عواطف درونی خود را به راحتی با دیگران در میان بگذارند و همه از زیبایی و بی انتهایی جهان آواها و حرف‌ها و واژه‌ها و جمله‌ها به وجد بیایند.

معلم نگارش بودم، کلید واژه گفتگو، صلح و رهایی را به آن‌ها می‌آموختم تا در جهانی که همه مردم بدون جنگ به راحتی با یکدیگر سخن می‌گویند و عواطف و احساسات درونی خود را با هم در میان می‌گذارند، زیست کنم. اگر معلم نگارش بودم، مسؤولیت سنگینی بر گردن خود احساس می‌کردم. کارهای زیادی داشتم برای ساختن جهان شگفت انگیز آینده، برای آشتی دادن نسل‌ها که با سخن گفتن به شکاف بین نسلی خود پایان دهند. برای آشتی دادن اقوام که یکدیگر را با واژه‌های زیبا خطاب کنند و برای آشتی دادن کلمات با یکدیگر.

راستی چه اهمیتی دارد که سؤالات درس نگارش در کنکور باشد یا نباشد؟ چه اهمیتی دارد که کلید ورود به دانشگاه را پیدا کنیم، در حالی که کلیدی برای باز کردن قفل لب‌ها و قلب‌های خودمان پیدا نکرده باشیم؟ باید تا وقت هست راه ورود به جهان واژه‌ها را بیابیم و از جهان تاریک مکانیکی سکوت، راه خود را به جهان معنی باز کنیم. و اینک کلاس نگارش …

حتما نظر خود را پس از خواندن این انشا در مورد اگر معلم نگارش بودید در بخش «ارسال نظر» با ما به اشتراک بگذارید. راستی؛ شما هم به ما بگویید اگر معلم نگارش انشا بودید … 

انشا درمورد اگر معلم نگارش بودم

https://setare.com

تحقیق، مقاله و انشا در مورد ولادت امام حسین (ع)

آنچه در مورد ولادت امام حسین (ع) گرداوری شده است را می‌توانید به عنوان در مورد ولادت امام حسین، انشا در مورد ولادت امام حسین، تحقیق در مورد ولادت امام حسین و متن سخنرانی در مورد میلاد امام حسین استفاده کنید.

اگر به دنبال موضوع انشا در مورد ولادت امام حسین هستید، این مطلب مختص شماست. مشهور است که امام حسین (ع) در روز سوم ماه شعبان سال چهارم هجری در مدینه به دنیا آمد، ولی اساسا در تاریخ ولادت او و فاصله سنی‌اش با برادرش امام حسن علیه السلام چندین نظر وجود دارد.

تحقیق در مورد ولادت امام حسین (ع)

تاریخ ولادت

منابع حدیثی و تاریخی، سال ولادت امام حسین (ع) را مختلف گزارش کرده اند: سال سوم، چهارم، ششم و هفتم هجرت. بر همین اساس مدت عمر ایشان نیز مورد اختلاف خواهد بود؛ لیکن بنابر اکثر منابع و مشهورترین روایات، سال ولادت امام حسین (ع) سال چهارم هجری است و عمر ایشان در وقت شهادت، ۵۷ سال بوده است.

منابع حدیثی و تاریخی، ماه ولادت امام حسین (ع) را مختلف گزارش کرده‌اند: سوم ماه شعبان، پنجم ماه شعبان، آخر ماه ربیع اوّل، سیزدهم ماه رمضان، پنجم ماه جمادی اوّل و پانزدهم ماه جمادی ثانی. علّامه مجلسی، سوم ماه شعبان را مشهورتر می‌داند؛ لیکن تتبّع در منابع تاریخی و حدیثی، نشان می‌دهد که پنجم ماه شعبان، از شهرت بیشتری برخوردار است.

منابع حدیثی و تاریخی، روز ولادت امام حسین (ع) را مختلف گزارش کرده‌اند: سه شنبه و پنج شنبه. تعیین و یا ترجیح یکی از این دو نقل، دشوار است؛ زیرا نمی‌توان شاهدی بر آن اقامه کرد.

نظریات مختلف درباره روز ولادت امام حسین (ع)

۱- آخر ربیع الاول سال سوم هجری.

۲- روز سه شنبه یا پنج شنبه سوم یا پنجم شعبان سال چهارم هجری؛ و ده ماه و بیست روز پس از تولد برادرش.

۳- پنجم شعبان سال چهارم هجری.

۴- پنج شنبه سوم شعبان سال چهارم هجری.

۵- پنجم شعبان سال سوم هجری و ۵۰ روز پس از ولادت امام حسن، نطفه‌ی مطهرش بسته شد.

۶ـ فاصله او و برادرش ۷ ماه و ۱۰ روز بود.

۷ـ آخر ربیع الاول سال سوم هجری و به روایتی پنج شنبه سیزدهم ماه رمضان.

۸ـ پنجم جمادی الاول، با اختلاف سنی مدت ۶ ماه.

نامگذاری امام حسین (ع)

امام حسین (ع) در شهر مدينه به دنيا آمد. پدر بزرگوار ايشان امام علی و مادر ايشان حضرت فاطمه، سيد زنان اهل عالم است. پس از آن كه امام حسین به دنیا آمد پيامبر اكرم (ص) به علی (ع) فرمود:

“چه نامی بر اين فرزندم نهادی. ايشان عرض كرد ما در نام گذاری اين فرزند بر شما پيشی نمی‌گيريم. پيامبر فرمود: من نيز در اين نام گذاری بر خداوند سبقت نمی‌گيرم. پس از مدتی جبرئيل بر پيامبر نازل شد و عرضه داشت يا رسول الله خداوند به تو سلام می‌رساند و می‌فرمايد نسبت علی به تو بمانند نسبت هارون به موسی است پس فرزندت را به نام فرزند هارون بنام. پيامبر فرمود نام فرزند هارون چه بود جبرئيل عرض كرد «شبير» پيامبر فرمود: زبان ما عربی است او را به عربی چه بنامم و جبرئيل گفت او را حسين بنام.”

مقاله در مورد ولادت امام حسین (ع)

لطف پیامبر به امام حسین (ع)

رسول خدا علاقه بسياری نسبت به ايشان و برادر عزيزشان امام حسن (ع) داشت به طوری كه محبت خويش را به صورت علنی نسبت به آنان ابراز می‌نمود. بدين صورت كه گاه از منبر به زير آمده آنان را بوسيده و مجدداً از منبر بالا می‌رفت و گاه آن دو را به دوش می‌گرفت و با آنها به بازی می‌پرداخت و گاه بدين صورت می‌شد كه حضرت در بين اصحاب نشسته بود و حسين (ع) وارد می‌شد آنگاه حضرت رسول اكرم كلام خود را قطع می‌نمود، بر می‌خاست و از او استقبال می‌كرد. وی را به دوش گرفته و در دامان خود می‌نشاند و می‌فرمود: «انه مهجة قلبی».

در حكايت ديگری از پيامبر اسلام (ص) نقل شده است كه ايشان روزی حسين (ع) را در كوچه ديد كه با اطفال بازی می‌كند. حضرت به سوی او رفت و دست خود را به طرف او دراز كرد ولی حسين (ع) از سويی به سويی ديگر می‌گريخت تا اين كه پيامبر (ص) او را گرفت.

آنگاه يک دست زير چانه و دست ديگرش را بر سر حسين (ع) گذاشت و سپس لب‌های او را بوسيد و فرمود: «من از حسين هستم و حسين از من است.»

و گاه اين طور می شد كه حسين (ع) در سجده بر شانه پيامبر (ص) بالا می‌رفت آن حضرت سجده خويش را طولانی می‌كرد تا اين كه حسين به اختيار پايين بيايد اصحاب از طولانی شدن سجده سؤال می‌كردند كه آيا وحی شده است و حضرت می‌فرمود: نه ليكن فرزندم (حسين) بر پشت من سوار شده بود.

و حكايت ديگر در فضل امام حسين (ع) اين كه روزی پيامبر طفلی را در كوچه ديد. نشست و با او به مهربانی و لطف پرداخت. شخصی علت ملاطفت را سؤال نمود ايشان فرمود: «اين طفل حسين مرا دوست دارد زيرا من ديدم كه خاک قدم او را می‌گرفت و به صورت خود می‌ماليد.»

روزهای سخت نوجوانی و جوانی امام حسین (ع)

امام حسين (ع) حدود هفت سال داشت كه جدش پيامبر در ۲۸ صفر سال يازده هجری از دنيا رفت. وی در سنين كودكی شاهد آن بود كه ياران ديروز جدش حق مسلم پدرش را غصب نموده و از گرد وی پراكنده شده و وی را خانه نشين نمودند. وی در همان كودكی به همراه مادر و برادرش در طلب حق پدر می‌كوشيد و شبانه به در خانه انصار می‌رفت و از آنان كمک طلب می‌كرد.

در همان ايام در ميان حزن رحلت جدش پيامبر و خانه نشينی پدر، مادر عزيزش كه رنج بسياری را تحمل كرده بود از دست داد. حضرت بعد از رحلت پيامبر پيوسته به همراه پدر بزرگوارش بود چنانچه در جنگ های جمل، صفين و نهروان حضور داشت و در كنار پدر به جنگ با پيمان شكنان و ظالمان پرداخت از آن حضرت خطبه‌ای در جنگ صفين نقل شده است كه در ضمن آن مردم را به جنگ ترغيب می‌كردند.

امام در همان مراحل مقدماتی صفين در گرفتن چشمه آب از دست شاميان نقش عمده داشت كه امام علی (ع) پس از آن فرمود: اين اولين پيروزی به بركت حسين (ع) است.

و در ماجرايی ديگر وقتی عبيدالله بن عمر در صفين به امام گفت پدر تو قريش را چنين و چنان كرد. امام وی را متهم به پيروی از قاسطين كرده و فرمودند اينان به زور اسلام را قبول كردند اما در اصل مسلمان نشده‌اند.

ايشان ۳۷ ساله بود كه پدر بزرگوارشان در ۲۱ رمضان سال ۴۱ قمری به شهادت رسيده و اهل بيت را به غمی جانگاه مبتلا نمودند. امام حسين پس از شهادت پدر در كنار برادرش امام حسن (ع) بود و از سياست‌های وی دفاع می‌نمود، حتی پس از آن كه او با معاويه بيعت كرد شيعيان كوفه همان روز صلح نزد او رفته و خواهان نقض صلح و قيام عليه معاويه شدند ولی ايشان نپذيرفت و بر ادامه صلح برادر تأكيد نمود.

حضرت پس از شهادت امام حسن (ع) نيز در برابر درخواست‌های مكرر مردم عراق برای آمدن آن حضرت به كوفه مقاومت كرده و فرمودند تا معاويه زنده است نبايد دست به اقدامی زد و اين بدان معناست كه امام در فاصله ده سال به اجبار حكومت معاويه را تحمل كرده بودند.

انشا در مورد ولادت امام حسین (ع)

امام حسین سومین پیشوای شیعیان در روز سوم ماه شعبان سال چهارم هجری قمری در مدینه متولد شد. پدر بزرگوار او حضرت علی (ع) و مادرش فاطمه زهرا (س) دختر پیامبر اسلام بود. تولد فرزندی از حضرت زهرا (س) از قبل به پیامبر وعده داده شده بود. امام صادق در روایتی میفرمایند که جبرئیل نزد پیامبر رسید و عرض کرد:  ای محمد! به راستی خدای سبحان تو را بشارت داد به مولودی از دخترت فاطمه زهرا سلام الله علیها، ولیکن امتت وی را پس از تو خواهند کشت.

ریختن خون سید الشهدا توسط دشمنان خاندان اهل بیت پیش از ولادت ایشان پیش بینی شده بود. مظلوم‌ترین انسان‌ها از کودکی محبوب جدش بود تا جایی که پیامبر می‌فرمودند: حسین از من است و من از حسین. ولی سال‌ها بعد کینه‌توزان نبوت با حسین بن علی چه کردند و در صحرای کربلا او را به همراه یاران باوفایش به شهادت رساندند.

نام حسین توسط پروردگار باری تعالی انتخاب شد. جبرئیل بر پیامبر (ص) نازل شد و عرض کرد: سلام خداوند بر تو باد ای رسول خدا، این نوزاد را به نام پسر کوچک هارون «شبیر» که به عربی «حسین» خوانده می شود، نام بگذار. چون علی علیه السلام برای تو بسان هارون برای حضرت موسی است، جز آن که تو خاتم پیغمبران هستی»

ولادت، نامگذاری و پیشگویی شهادت امام حسین (ع) دلایل قاطعی بر حق بودن ایشان است. ولی صد افسوس که سیه دلان به هیچ دلیل برای تبعیت از امام خویش قانع نخواهند شد.

امام حسین

https://setare.com

برچسب ها :

برای امتیاز به این نوشته کلیک کنید!

کل :
میانگین :
اشتراک در
اطلاع از
guest

0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x