/ دسته‌بندی نشده / انشا در مورد وفات حضرت معصومه (س)
آنچه در این مقاله می‌خوانید

غم، غربت، خستگی، توان از دل و آرامش از جانش گرفته بود. گویی در بیت الاحزان مادر پا نهاده است؛ «بیت النّور» زخمه به غریبانه های دلش می زد! گویی غربت، همزاد ازلی این خاندان است! غربتی که گاهی در «مدینه» گاهی در «طوس» و این بار در «قم» تجسّم یافته بود.

از روز 23 ربیع الاول که بانو وارد شهر «قم» شده بود، دردهای توأمان رهایش نمی ساختند: گاه به دیدار نافرجام «برادر» می اندیشید و گاه برای «شهادت» یاران و همراهانش می گریست!

17 روز، چه روزهای تلخ و شیرینی که، شیرینی اش از شور و شوق نگاه شیعیان قم می تراوید و تلخی اش از رنج و بیماری بانو، آکنده بود. 17 روز، شکیبایی زهرایی اش (س) را به تماشا نشست و برای دیدار تبارش، ثانیه شماری کرد!

اینکه دهم بیع الثانی سال 201 ه ق است! و بهار جوانی حضرت معصومه (س) را خزانی نابهنگام فراگرفته است! گویی سکوت بیت الاحزان به فضای عارفانه ی بیت النّور، سرایت کرده است!

دیگر از صدای تسبیح وصلوات فرشتگان و عطر حضور «معصومه آل الله (ع)» خبری نیست؛ شهر در اندوهی سنگین جابجا می شود و آسمان چتر غم را برگلدسته های شهر می گستراند…

چه زود، زمانه از تو تهی گشته است ای کوثر جاری در نگاه قم! ای بانوی کرامت! دل به صفای حرمت می سپارم و غرق در شکوه گلدسته هایت به اشک های عاشقانه ام می بالم! اینک زمان، زمان راز دل با تو گفتن است! زمان نجواهای عارفانه است و چشیدن طعم آسمانی اجابت: «اللهم و رضاک و الدار الاخرة، یا فاطمة اشفعی لی فی الجنة، فان لک عند الله شأنا من الشأن.»

سلام بر تو و زائران دردمندت! سلم بر تو و همجواران با فضیلتت! بانو! ما را در این اندوه بشکوه، همراهی کن تا از عهده ی وظیفه بر آمده باشیم.

… انشا درباره حضرت معصومه (س) …

انشا درباره حضرت معصومه (س)

انشا درباره حضرت معصومه (س) و حرکت به سوی قم 

حرکت حضرت فاطمه معصومه سلام اللّه علیها از مدینه به سوی مرو و خراسان، حرکتی بود علیه طاغوت دوران؛ و هر چند به زیارت برادر و امام زمانش نائل نشد ولی ابلاغ پیام کرد.

او با حرکت از مدینه به همراه عده ای از خاندان پیامبر و ارادتمندان اهل بیت علیهم السلام ثابت کرد که در همه اعصار، قدرت های مادی و طاغوت در برابر پرورش یافتگان اسلام ناب کوچک اند. چنان که زینب سلام اللّه علیها بر یزید خروش آورد انی استصغرک؛ من به تو به دیده حقارت می نگرم ؛ این حرکت الهی، سیاسی گر چه ناتمام ماند و بالاخره دختر آفتاب در این سفر پربرکت خویش به دیدار حق شتافت و با مرگ شهادت گونه اش همه را سوگوار ساخت، اما دیری نپایید که همه شاهد ثمرات ارزشمند این سفر مبارک شدند. آنگاه که از این کوثر بی کران عترت، چشمه های جوشان علوم و معارف جوشیدن گرفت و قم، این حریم مقدس فاطمی، مرکز نشر و معارف حیات بخش اسلامی گردید، این همه می طلبد که مقام والای این بانوی بزرگ به همگان به ویژه نسل جوان معرفی شود.

وقتی پا درون حرمش می گذاری، بی اختیار اشک شوق از دیدگانت جاری می شود و چنان آرامشی را در این حالت احساس می کنی که نظیرش را هرگز ندیده ای. در آن جایگاه، کرامت و بخشش موج می زند و اثری از دغدغه و ناراحتی های عصبی وجود ندارد… و این بارگاه ملکوتی شاهدی است بر این که نزدکی خالصانه به خدا، چه مقام و مرتبتی والا و سرشار از عظمت معنوی در بردارد.

به ضریح مطهر که نگاه می کنی، جلوه اش اندیشه ات را به سوی خود می کشاند و دل رمیده تو را به سوی خود فرا می خواند و تو در کمند محبتش اسیر می شوی؛ و چه فرحناک پای دل در بند این محبت می گذاری و دست به دعا بر می داری، که دست های بالا رفته ات هم چون لاله های پرنیاز باز شده و از چشمانت ابر رحمت شروع به بارش و دل در کنار حرمش عطر و بوی مدینه استشمام می کند و گویی در مکه بین صفا و مروه به دیدار یار رفته است. بوی بهشت، دل و جان هر زائری را شاداب و با نشاط می کند. در حرمش همیشه بهار است؛ بهار قرآن و دعا، بهار ذکر و صلوات، بهار یادآور شب های قدر، بهار گلدسته های نیایش و نیاز و سیراب نمودن جان های تشنه. هر مسافر خسته ای بعد از زیارت، با خستگی بیگانه می شود. هر رهگذری با قدم نهادن در این حرم، دیگر غریبه نیست؛ همه او را می شناسند، او آشنای دل هاست.

اگر حرمش و گنبد و گلدسته های آن، چشم را نوازش می دهد، محبت و عشقش و نام و یادش ، جان ها و دل ها را آرامش می بخشد، چرا که این حرم، حرم اهل بیت علیهم السلام، مدفن یادگار رسول و نور چشم موسی بن جعفر صلوات اللّه علیهم، آینه تمام نمای عفاف و پاکی، فاطمه ثانی است. او دانش آموخته مکتب علوی و سرّی از اسرار خاندان نبوی بود که قبل از ولادت، صادق آل محمد علیهم السلام آمدنش را نوید دادند و فرمودند:

او دختری است از تبار حضرت زهرا سلام اللّه علیها و چون او، حامی ولایت و امامت؛ چونان حضرت زینب سلام اللّه علیها، قافله سالاری شایسته؛ اگر فریاد حضرت زینب سلام اللّه علیها بنی امیه را رسوا کرد، فریاد حضرت فاطمه معصومه صلی اللّه علیه وآله کید بنی عباس را برملا کرد.

جان خسته ات را با اشک آرامش می بخشی و به سوی کوی دوست چون پروانه بال و پر می گشایی و جام تنت را از زلال معنویت پر کرده و کام خشکیده ات را از آن سیراب می کنی.

اینجا زیارتگاه عشاق کوی دوست است و راه وصال به بهشت من زارها وجبت له الجنة انگار اینجا هر چه هست سبوح، قدوس، سمیع، علیم، می گوید.

معصومه جان! مرا به مهمانی نگاهت بخوان و پیکر مسی ام را طلای ناب گردان تا با زمزمه سبوح قدوس ، ابراهیم وار، هستی را قربانی رب الملائکة و الروح ، کنم و تا هر چه هست از نفس و نفس را بر مسلخ عشق ذبح کنم و لباس خلت بر تن نمایم.

آیا پذیرایم خواهی بود؟

آیا مرا با هر آنچه که آورده ام پذیرایی،

با دست تهی، با انبوهی از گناه؟

یا فاطمة اشفعی لی فی الجنة

فان لک عنداللّه شأنا من الشأن

از اینکه با مجموعه انشا در مورد حضرت معصومه (س) و حرکت آن حضرت به سوی ایران، همراه ما بودید بسیار سپاسگزاریم. لطفا نظرات و پیشنهادات خود را با ما به اشتراک گذارید.

حضرت معصومه_انشا درمورد حضرت معصومه

منبع:

1

برچسب ها :

برای امتیاز به این نوشته کلیک کنید!

کل :
میانگین :
اشتراک در
اطلاع از
guest

0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x