حتی باانگیزهترین و جاهطلبترین افراد هم گاهی برای رسیدن به اهداف خود به مشکل برمیخورند و بیحوصله میشوند. خبر خوب این است که در اغلب اوقات خودمان میتوانیم علت رکودمان را بفهمیم. خبر خوب بعدی اینکه راههایی هم برای خلاص شدن از شر رکود و برای ایجاد انگیزه وجود دارد. در اینجا شش راه برای ایجاد انگیزه به شما معرفی میکنیم.
علل بروز رکود در زندگی شما ممکن است یکی از موارد زیر باشد:
مثلا فرض کنید که تصمیم میگیرید صبحها ورزش کنید. برای اینکه بتوانید بر نفس امّارهی خود غلبه کنید، لباسهای ورزش را کنار تختخوابتان بگذارید تا صبح کلهی سحر که بیدار شدید، با لباسها چشم در چشم شوید. برای محکمکاری، با دوستان خود قرار بگذارید تا در باشگاه همدیگر را ببینید. دوستی با یک آدم مسئولیتپذیر انگیزهی رسیدن به موفقیت را در شما بالا میبرد.
بعضیروزها، به خود استراحت بدهید. بعضی روزها ورزش کنید. بعضی روزها هم فقط با فاصله گرفتن از فضای کار و کمی هواخوری، حالتان بهتر میشود. ببینید اخیرا عادتهای شما به چه صورتی بوده است. آیا استراحت کافی داشتهاید؟ غذاها و نوشیدنیهای سالم مصرف کردهاید؟ به تازگی مبتلا به بیماری خاصی شدهاید که باعث شود احساس کسالت کنید؟ دقت کنید که در این مدت اخیر چطور از بدن خود مراقبت کردهاید؛ توجه به حفظ سلامتی میتواند در عبور از رکود و ایجاد انگیزه به شما کمک کند.
آیا با افکار منفی دست به یقه هستید؟ یک اتفاق یا اظهار نظر منفی به تازگی زندگی را برایتان زهرمار کرده است؟ خودتان را با بقیهی آدمها مقایسه میکنید؟ وقتی افکار منفی از سر و کول مغزتان بالا میروند، پیش خودتان از خودتان تعریف و تمجید کنید یا کمی به خودتان استراحت بدهید و سعی کنید از زندگی لذت ببرید.
وقتی برنامهریزی میکنید که به هدفی معین دست پیدا کنید، معمولا اول راه حفظ انگیزه و حرکت رو به جلو کار سادهای است. در ابتدای راه، وقتی به نتایج نهایی کار فکر میکنید و شور و شوق و افکار مثبت به ذهنتان میآیند. در انتهای راه هم حفظ انگیزه کار بسیار آسانی است. وقتی به انتهای راه نزدیک میشوید، دیدن نقطهی پایان شما را هیجانزده میکند و باعث حرکت رو به جلو میگردد.
به نظر من، میانهی راه سختترین قسمت راه است. در میانهی راه، اگرچه هیجان اولیه از بین رفته است، اما هنوز برای رسیدن به هدف نهایی راه زیادی باید رفت. تازه در میانهی راه است که شما میفهمید برای اتمام راه چقدر زحمت و زمان نیاز دارید. در این وضعیت، ناامید میشوید و گاه و بیگاه برای خارج شدن از ناحیهآسودگی و حرکت رو به جلو به مشکل برمیخورید.
در میانهی راه، به این فکر کنید که از اول اصلا چرا وارد این راه شدید؟ علل شخصی، منطقی و مهمی که باعث شدند بخواهید به این هدف برسید چه بودند؟ اغلب به یاد آوردن همین «چراها» به ما کمک میکنند وقتی دچار رخوت میشویم بار دیگر انگیزه پیدا کنیم.
در این حال، به این حرف کنفُسیوس، فیلسوف چینی، فکر کنید: «مهم نیست چقدر کند حرکت میکنید، مهم این است که از حرکت کردن باز نایستید.» وقتی به میانهی راه رسیدید به حرکت رو به جلو ادامه دهید. خودتان را متعهد کنید که در روز برای رسیدن به هدفتان کاری، هرچند کوچک، انجام دهید.
با قدمهای کوچک شروع به حرکت به سمت هدف خود کنید. به یاد داشته باشید که استقامت و استواری میتواند شانس رسیدن شما به موفقیت را چندین برابر کند. یادتان باشد، راه رسیدن به موفقیت پر از پستی و بلندی است. حرکت رو به جلو در شرایطی که انگیزهی خود را از دست دادهاید کمک میکند تا بر ترسهای خود غلبه کنید، از منطقهی آسایش خارج شوید و افکار منفی را از خود دور کنید. هر قدمی که در این شرایطِ سخت به سمت جلو برمیدارید کمک میکند تا حس اعتماد و توانمندی در شما تقویت شود و مثل تکانهای است که شما را به سمت خروج از رکود هل میدهد.
هرگاه در زندگی برای رسیدن به هدفی برنامهریزی کنید، قطعا با مشکلات و سختیهایی روبهرو خواهید شد. این مشکلات و سختیها باعث میشوند انگیزهی خود را از دست بدهید و با سر وارد رکود و رخوت شوید. در این شرایط، غلبه بر مشکلات و تلاش برای خروج از رکود کمک میکند تا به موفقیت بلندمدت خود دست پیدا کنید. وقتی بفهمید که میتوان در روزهای بد و سخت به خود انگیزه داد، درخواهید یافت که در آینده با مشکلات سختتر چطور باید دست و پنجه نرم کنید.
هر آدمی در دورهای از زندگی دچار رکود میشود. درک علت از دست دادن انگیزه و اقدام برای رهایی هرچه سریعتر از شر این رکود، کمک میکند تا به موفقیتهای بزرگی که در انتظار شما هستند، دست پیدا کنید.
تابهحال شده، چیزی را به سختی یاد بگیرید و وقتی واقعا به آن نیاز دارید نتوانید آن را بهخاطر بیاورید؟ موثرترین روشهایی که تا به حال برای یادگیری مهارتهای مختلف تجربه کردهاید، چیست؟ پایگاه اینترنتی Quora، که یک شبکهی به اشتراکگذاری مطالب علمی است، در اینباره مطالب ارزشمندی را منتشر کردهاست.
باربارا اوکلی، مُدرس پایگاه اینترنتی Learning How to Learn، که یکی از بزرگترین منابع آنلاین جهان است، درخصوص یادگیری بهتر در Quora میگوید: من تقریبا متقاعد شدهام که «قطعهبندی» مادر تمام روشهای یادگیری محسوب میشود. قطعهبندی همان روشی است که در نتیجهی آن، شما چیزی را به حدی خوب یاد میگیرید (مانند یک ترانه، فرمول ریاضی، یا ترکیبات صرفی یک فعل یا یک رقص معمولی) که فورا آن را به یاد آورده و آن را انجام داده یا بهکار میگیرید. ایجاد الگوهای عصبی در ذهن و یا به عبارت علمیتر، قطعهبندی عصبی، سنگبنای توسعهی تمام مهارتهای اکتسابی است. با استفاده از تشبیه زیر (فراموش نکنید که تشبیه نیز خود یکی از تکنیکهای قدرتمند یادگیری است) به راحتی میتوانیم نحوهی عملکرد این روش را درک کنیم.
همانطور که در سمت چپ تصویر مشاهده میکنید، وقتی تلاش میکنید چیزی را بفهمید، تقریبا چهار درگاه از حافظهی فعال شما در قشر پیشپیشانی مغز فعال میشوند تا معما را کشف کنند. اما وقتی که به معما پی بردید اجزای متکثر این مفهوم (به قسمت راست تصویر توجه کنید) در قالب یک مفهوم واحد ادغام شده و به راحتی به یک الگوی عصبی یکپارچه تبدیل میشوند. این الگوی نهایی شبیه به یک روبان است که به راحتی از طریق یکی از درگاههای حافظهی فعال شما وارد ذهن میشود. دقت کنید که پس از انجام این فرآیند سه درگاه باقیمانده در حافظهی فعالتان آزاد هستند.
اگر موفق شوید این قطعه را در ذهن خود جایگذاری کنید در ادامه قادر خواهید بود سایر قطعات عصبی که به خوی یاد گرفتهاید را نیز به همین ترتیب در ذهن خود مرتب کنید. بنابراین حتی اگر برای نخستین بار نیز با مسئلهی پیچیدهای مواجه شوید، ذهن شما میتواند از طریق کنار هم قرار دادن قطعات عصبی آن مسئله را حل کند.
در مقابل اگر در مرحلهی یادگیری و مطالعه دقت و تلاش لازم را برای قطعهبندی اطلاعات به کار نبندید، در زمان امتحان قشر پیشپیشانی محدود شما شبیه به سمت چپ شکل فوق خواهد بود. در این شرایط قشر پیشپیشانی شما بهجای حل مسئله هنوز در تلاش است دادههای اولیه را درک کند و به همین سبب دچار سردرگمی میشود. برخی اوقات افراد تصور میکنند که دچار اضطراب ناشی از امتحان هستند و همین امر نیز عامل ناکامی آنها در حل مسائل است، در حالی که اغلب آنها اشتباه میکنند. علت اضطراب و وحشت این افراد از امتحان بسیار ساده است. آنها ناگهان درمییابند، آنگونه که فکر میکردند دادههای خام کافی را در اختیار ندارند. در واقع آنها قطعات عصبی مورد نیاز خود را قبلا آماده نکردهاند.
مبنای روش آموزشی این موسسه توسعهی دقیق قطعات عصبی در حافظه بود که به صورت تدریجی و گام به گام انجام میگرفت. در روش این موسسه کلمات به تدریج به جملات تبدیل میشدند و جملات در نهایت یک گفتگو را میساختند. این روش به من کمک کرد زبان روسی را به صورت کامل بیاموزم. در ۲۶ سالگی و پس از خروج از ارتش، در قالب یک دورهی جبرانی شروع به یادگیری جبر و ریاضیات کردم که در نهایت به اخذ مدرک مهندسی از دانشگاه منجر شد. در طول دورهی یادگیری ریاضیات نیز از همان روش قطعهبندی بهره بردم که به من کمک کرده بود در یادگیری زبان خارجی موفق باشم.
به عنوان مثال هیچگاه به انجام تکالیف دروس ریاضی و تحویل آنها اکتفا نکردم. به جای آن اگر مسئلهی سخت و مهمی به عنوان تکلیف به من داده میشد، تلاش میکردم که در فواصل چند روزه، آن را بارها و بارها انجام داده و مرور کنم و در تمام مدت، به جز مواردی که واقعا مجبور شدم، به پاسخهای آمادهی کتب حل تمرین مراجعه نکردم. با استفاده از این روش در انتها اطمینان داشتم که خود به تنهایی مسئله را حل کردهام و دیگر نیاز نبود که با استفاده از کتب حل تمرین خود را بفریبم.
در ادامه تلاش کردم که فرآیند حل مسئله را به صورت ذهنی انجام دهم. در نهایت به سطحی از توانایی رسیدم که مراحل حل مسئله به راحتی در ذهنم انجام میگرفت و پاسخ همچون یک ترانه در ذهنم نواخته میشد. من حتی میتوانستم این تمرین ذهنی را در شرایطی همچون دوش گرفتن یا پیادهروی بین منزل تا کلاس نیز انجام دهم؛ شرایطی که از نظر دیگران به هیچ عنوان زمان مناسبی برای مطالعه و تمرین نبود. در نهایت دریافتم که این روش قطعهبندی دادههای ذهنی، به من قدرتی جادویی بخشیده است. قدرتی که به کمک آن میتوانستم در یک چشم به هم زدن چندین مسئله را حل کنم، حتی مسئلههایی که قبلا آنها را ندیده بودم.
.انگیزه
در حین مطالعه و یادگیری مطالب اولیه حتما از تکنیکهایی همچون بخشبندی مطالب، تمرین شمرده و حسابشده و مرور تمرینها در فواصل زمانی معین بهره ببرید. استفاده از این تکنیکها به شما کمک میکند قطعات عصبی را به خوبی در حافظهی خود ایجاد کنید. اندرز اریکسون، که از او با عنوان «خبرهای در میان متخصصان» یاد میشود، بر این نکته تاکید میکند که «برای آنکه سریع بیاموزید باید آهسته و حساب شده تمرین کنید»، زیرا تمرکز ویژه بر یک موضوع سختترین بخش فرآیند یادگیری است.
منبع:
انگیزه