قانون مدنی
ماده ی ۱ قانون مسئولیت مدنی = هر کس بدون مجوز قانونی عمداً یا در نتیجه بیاحتیاطی به جان یا سلامتی یا مال یا آزادی یا حیثیت یا شهرت تجارتی یا به هر حق دیگرکه به موجب قانون برای افراد ایجاد گردیده لطمهای وارد نماید. که موجب ضرر مادی یا معنوی دیگری شود مسئول جبران خسارت ناشی از عمل خودمیباشد
کو دک( صغیر) کسی که بالغ نیست
کودک ممیز = دارای درک
کودک غیر ممیز =بسیار کوچک
نکته =۱۵ تا ۱۸ سال اماره ای که اصل بر عدم رشد است و باید رشد را ثابت کند. و 18 به بعد اصل بر رشد است و این رشید بودن برای انجام امور مالی است
نکته = صغیر ممیز ،سفه میتواند دارای مسئولیت شود
نکته = ماده ۱ قانون مسئولیت مدنی قوانین وجود در اتلاف را نقض ضمنی کرده است. اما بر اساس نظر بعضی علمای حقوق می گویند یک عامل عام نمی تواند یک عامل خاص را نقض کند. و قانون مسئولیت مدنی مقررات اتلاف را تخصیص کرده است و این دو جدا هستند
مسئولیت نوعی = یعنی قانونگذار نوعا برای موردی مسئولیت مشخص کرده است. اگر دو عامل مسئولیت نوعی دارند و یکی مقصر است و دیگری نه آن کسی مسئولیت دارد که تقصیر کرده است
مسئو لیت محض یا نوعی= قانونگذار فرض تقصیر کرده یعنی من در این موارد تو را مقصر می دانم. و شما مسئولی مگر اینکه ثابت کنی آن کار از عوامل قهری یا فورس ماژور بوده است
مسئولیت مطلق = شما مطلق مسئولیت داری اگر عوامل قهری را هم ثابت کنید همچنان مسئولیت داری مثل غاصب که در همه حالی مسئولیت دارند
تفاوت مسئولیت نوعی و مطلق= مسئولیت نوعی را میتوان بر اساس عوامل قهری و فورس ماژور خلافش را اثبات کرد. اما مسئولیت مطلق غیر قابل اثبات است و در هر حالتی شما مسئول هستید
۱.مفهوم ضرر = هر جا نقض در اموال ایجاد شود یا منفعت مسلمانی از دست برود یا به سلامت یا حیثیت شخص لطمه وارد شود. ( ضرر های معنوی) همگی شامل ضرر میشوند
در جایی که ضرر مالی است که بحثی نیست ولی جایی که ضرر به منفعت است جای بحث دارد. مثلاً تصادف با شخصی که کنکور دارد و این تصادف باعث خانه نشینی او می شود. کنکور را از دست میدهد منافی را میتوان مطالبه کرد که مسلم باشد. مثلاً همان مثال کنکور قبولی او با شاید اما اگر است پس غیر مسلم است ولی منافع مسلم که منافی است که می دانیم حتماً اتفاق میافتد. مثلاً کارمندی که حقوق یک روز اش فلان مبلغ بود و رویه قبل از آن مشخص است
نکته = قانونگذار از حقی دفاع میکند که قانونی باشد مثلاً برادری بخاطر حس انسان دوستانه به خواهرش کمک میکند و بعد از آن بر اساس تصادف فوت میکند در اینجا خواهر نمیتواند بخاطر کمکی که برادرش به او می کرد از راننده شکایت کند اما اگر خواهر از برادری نفقه ماهانه دریافت می کرد در این جا میتواند شکایت کند چون با این تصادف حق قانونی او از بین رفته است
نکته مشروع بودن = مطالبه خسارت بابت یک امر نامشروع ممکن نیست
نکته= تنها برای موقعیتی میتوان مطالبه کرد که دائمی و متداوم باشد
ضرر معنوی = ضرری است که شامل صدمه روحی یا سرمایه معنوی فرد( آبرو )،حیثیت ،شهرت…….
طبق ماده ۱ قانون مسئولیت مدنی ضرر معنوی در قانون پذیرفته است و جبران خسارت آن در بهترین حالت این است که ضرر را تبدیل کنیم به پول و به آن شخص پرداخت کنیم
خسارت معنوی یکی از خساراتی است که قابل مطالبه است طبق ماده یک مسئولیت مدنی خسارت معنوی عبارتند از هر سری که شخصیت و حیثیت و آبرو به شخص وارد شود به طور کلی جنبه مالی نداشته باشد لطمه زدن به حقوق مربوط به شخصیت و آبرو جزو خسارت معنوی است.
نکته:در قانون ما نحوه جبران خسارت معنوی بیان نشده است بهترین حالت ممکن برای جبران خسارت معنوی پرداخت پول باید بدانیم در جبران خسارت مالی مشکلی نیست و در خسارت معنوی قیمتگذاری آن کار راحتی نیست ولی با این حال باید خسارت را به جنبه مالی تبدیل کرد.
نکته2 : اعاده حیثیت بیشتر جنبه خسارت معنوی دارد مثال شما در یک حادثه تصادف پدر خود را از دست میدهد هم فرد خسارت مالی میبیند هم معنوی صحبت این است که جبران خسارت کلیه خسارت طرف را جبران میکند به دیه پوشش دهنده خسارت مالی است ولی در این حالت هم میتوانیم دیگه اهم خسارت معنوی را مطالبه کنیم.
نکته : آیا هر کسی میتواند خسارت معنوی را طلب کند؟ پیشاور مندان نسبی می توانند طلب خسارت معنوی کند همسر فرد نیز میتواند از جمله پدر مادر فرزند ها می توانند مطالبه خسارت کنند ولی در اینکه افراد دیگر مطالبه کنند مسلماً آنها نیز می توانند در صورتی که به روح و روان آنها ضرر رسیده باشد در خویشاوندان دادگاه نباید اصل ذینفع را برای آنها احراز کند ولی برای دیگران باید احراز کند که ارتباط به چه گونه ای بوده است.
نکته : هدفم این است که خسارتی که به طرف مقابل وارد آمده است جبران شود مثال اگر جایی شما مسئول اختصارات معنوی شدی ولی قرائن نشان می دهد که از از آن صرف نظر کرده اید آیا قابل مطالبه است می گوییم خیر برای مثال برادر یک خواهر در اثر تصادف فوت میکند و آن راننده می گویند من با تو ازدواج می کنم و این عکس ازدواج خسارت مالی را جبران کرده ولی خسارت معنوی باید به صورت دیگری جبران شود پس در جایی مبنای مطالبه خسارت از بین رفت نباید انتظار داشت.
1. ضرر باید مسلم باشد: شرط اساسی است یعنی احتمالی این باشد شما نمی توانید بگویید به خاطر کاری که کردی من در آینده افسرده می شوند پس ما باید قائل به این نظر باشیم که ضرری که سیر طبیعی خود را طی می کند قابل مطالبه است.
نکته :خسارت آینده زمانی قابل مطالبه است که محرز باشد مسلم قطع شدن دسته یک کارگر و خسارت معنوی او در آینده موجب از کار افتادگی اوست و مسلماً خسارت در آینده ایجاد میشود در این خصوص باید بررسی می شد از دست دادن یک موقعیت یا امکان آیا ضرر هست یا نیست؟
ازدست دادن موقعیت: مثلاً تصادف کردن شخصی که در راه رفتن به محل آزمون کنکور است و بگوید اگر حسادت نکرده بودم من دکتر بودم باید دید از نظر عرفی چقدر ارتباط بین خسارت و موقعیت است و چون نمی توان از آن مطمئن بود نمی توان خسارت مالی مطالبه کرد خسارت معنوی قابل مطالبه است
افراد پیرامون شخص زیان دیده تا چه حدی می توانند مطالبه خسارت معنوی کند؟ از نظر فقهی تا نفر آخر باید جبران خسارت صورت بگیرد و هیچ قلمروی تعدادی برای افراد وجود ندارد و اگر خسارت معنوی اثبات شود باید پرداخت شود.
2. ضرر باید مستقیم باشد: یعنی بدون واسطه باشد بین فعل زیانبار و ورود ضرر هیچ جایی وجود نداشته باشد که بتوان گفت این عامل باعث ضرر شده مثال شخصی گاوی را می خرد و می فروشد بیماری گاو را نمی گوید آنگاه و گاو های دیگر خریدار را بیمار میکند و همگی تلف می شوند در اینجا خسارت های مختلفی به خریدار وارد شده است مثل لبنیات گاوها شخم زمین ها و غیره در این خصوص رابطه مستقیم و غیر مستقیم وجود دارد در اینجا اگر به فروشنده گفته شود چون تو بیماری گاوها را نگفتی من ضرر کردم اینجا ضرر مالی مستقیم است
یا مثلاً با گاو هایش شخم می زده و الان قابل ندارد می تواند هزینه شخم زدن را از او بگیرد ولی مثلا اگر بگوید این زمین را میخواستم با گاوها زمین را شخم بزنم از زعفران به کارم و چون خیلی پول خوبی نصیبم می شد در اینجا رابطه غیرمستقیم وجود دارد و قابل مطالبه نیست نکته منفعت انبر گاورا مثلاً محروم بودن از منافع لبنی آن منافع قابل مطالبه است ولی باید سابقه شیر دادن آن گاو را بررسی کنیم و در یک تایم معقولی و مثلاً تا آخرعمر.
احراز سببیت(رابطه عرفی) : قرص است که تعیین می کند آن فرد ناشی از فعل زیانبار است یا خیر مثلاً شخصی با اتومبیل راه می رود و باران میبارد در اینجا کدام عامل ضرر است در اینجا اگر راننده قوانین را رعایت میکرد آن آسیب به وجود نمی آمد.
نکته : اگر فروشنده نداشته باشد و در قرارداد شرط صحت قرار داده باشد خسارت قابل مطالبه است.
در حقوق ما استثنائاتی وجود دارد مثل اینکه اگر شخصی تقصیر کرده باشد مسئول جبران خسارت است.
غصب: شخصی بدون اجازه دیگری به مال دیگری دست پیدا می کند و در اینجا یک زمانی است و در هر قسمت چه مستقیم و غیر مستقیم باعث طرف مردم شود باز هم شخص کاسب مسئول است حتی حوادث قهری نیز اگر صورت گیرد غاصب مسئول است و در جایی که قانون مسئولیت ضمانی در نظر میگیرد به صورت مطلق و مسئولیت عینی است و در هر حال مسئولیت وجود دارد.
3. ضرر باید جبران شده باشد : ضرری جبران نشده باقی نماید میوه یک قاعده عقلی در فقهی است.
نکته : اگر ضرر جبران شود اگر قابلیت مطالبه خود را از دست میدهد و مثلا ماشین خسارت دیده شما با بیمه آن خسارت را جبران می کنی و آن شخص کس نمی تواند از بیمه خسارت بگیرد و هم خسارت تعمیر ماشین را تا جایی می توانیم خسارت بخواهیم که جبران نشده باشد.
ماده ۳۱۹ قانون مدنی : اگر مالک تمام یا قسمتی از مال مغصوب را از یکی از غاصبین بگیرد حق رجوع به قدر ماخوذ به غاصبین دیگر ندارد.
1.ید ضمانی: نحوه مسولیت به چگونه است و به دنبال اثبات تقصیر نیستیم مثل غاصبین
2. ید امانی : مسؤل نیستی و باید تقصیر اثبات شود
مسولیت تضامنی : یعنی آن چیزی که باید پرداخت شود با یک نفر نیست با چند نفر است دین واحد است و پرداخت کنندگان متعدد است و در اینجا اگر تعداد غاصبین زیاد بود به همه آنها می شود رجوع کرد و هرکدام پرداخت کرد نمیتواند به بقیه غاصبین وجود کرد.
آیا وقتی در یک حادثه یک نفر دچار ضرر میشود و دادگاه دیه برایش صادر می کند خسارت مازاد قابل مطالبه است یا بیشتر؟ دیه دیه است یعنی یک ماهیت خاصی دارد هم جنبه مجازاتی هم آن خسارتی دارد دیه کمترین حالت جبران خسارت است است. و اگر شما ثابت کردید بیش از مبلغ دیه به شما خسارت وارد شده می توانیم مازاد آن را مطالبه کنیم.
ابرا مسؤل : اسقاط حق عینی و سر من بگویم حقم را به تو بخشیدم. موضوع ابرا من تو شخص هستی بعد از مسئولیت تضامنی به یک نفر می گویی من از حقم گذشتم. ولی به بقیه می توانی رجوع کنی اگر به همه بگوید بخشیدن به هیچ کسی نمیتواند رجوع کند.
نکته : اگر اساس دین را ازش گذشت حق رجوع به هیچکدام را ندارد. ولی اگر به یک نفر بخشید فقط حق رجوع به آن شخص را ندارد.
ماده ۳۲۱ قانون مدنی:هر گاه مالک ذمه یکی از غاصبین را نسبت به مثل یا قیمت مال مغصوب ابراء کند حق رجوع به غاصبین دیگر نخواهد داشت. ولی اگر حق خود را به یکی از آنان به نحوی از انحاء انتقال دهد آن کس قائم مقام مالک میشود. و دارای همان حقی خواهد بود که مالک دارا بوده است.
4 . فعل زیانبار: کاری که عامل زیان انجام داد و متضرر با استناد به آن مطالبه خسارت می کند. فعل باید نامشروع باشد یعنی غیر قانونی باشد مثلاً مامور شهرداری با حکم قانون خانه ای را خراب کند. یا شخصی که صندلی اعدام را می کشد مسئولیت وجود ندارد و خلاف شرع یعنی قانونی بودن و بر خلاف نظم عمومی و خلاف شرع باشد و به ترتیب در اولویت هستند.
ماده ۱۵ قانون مسئولیت مدنی:کسی که در مقام دفاع مشروع موجب خسارات بدنی یا مالی شخص متعددی شود مسئول خسارت نیست. مشروط بر اینکه خسارت وارده بر حسب متعارف متناسب با دفاع باشد.
نکته : شرکت دفاع مشروع را ای می دانند که همخوانی بین تعدی متجاوز و دفاع شما وجود داشته باشد. جایی که به حکم خانم کاری را انجام بدهند دیگر مسئول جبران خسارت نیستید یا به حکم مقام صالح. نکته :غرور این غرور از عناصر معاف کننده است. یعنی یکی بیاد دیگری را گول بزند و آن را فریب دهد به دیگری خسارت وارد شود شما و شخص بگویید بیا این سیب را بخور. و ما شروع به خوردن کنیم و بعد صاحب سیبها بیاید بگوید سیب ها مال من است. در اینجا چون فریب دیگری را خورده معاف است.
در غرور دو نفر وجود دارد یک نفر غار یعنی کسی که گول زده و مغرور یعنی کسی که گول خورده حقوق دانان میگویند. مغرور نمی تواند خود را در مقابل زیان دیده ما فقط ببیند بلکه باید خسارت زیان دیده را جبران کند. و سپس به غار رجوع کنند.
نظر کاتوزیان : کسی که گول دیگری را خورده نباید جبران خسارت کند ولی نظر مشهور فقها بالایی است.
کلمات کلیدی : قانون مدنی – مسولیت – انواع – تبیین
منبع : کتاب دکتر کاتوزیان