ویژگیهای قاضی در فقه اسلام:
از آنجا که منصب قضاوت، ارزشی والا در فقه اسلام دارد، ویژگیهای دشواری برای قاضی قرار داده شده است. در نظر اسلام، منصب قضا در میان دیگر منصبها، فروزنده چراغی است که جامعه از آن پرتو می گیرد.
قضاوت از وظایف بسیار مهمی است که بر عهده قاضی گذاشته شده است. مقام و اهمیت این منصب در قرآن کریم، روایات و فقه اسلام مورد بررسی قرار گرفته است.
الف) معنای لغوی:
قضا مشتق از قضی، یقضی و اسم فاعل آن، قاضی است.
قضا ، در اصل به معنای فیصله دادن به امر است، قولی باشد یا فعلی، از خداوند باشد یا از بشر. و قضا را قضا نامیدند به علت اینکه قاضی بواسطه فیصله دادن، امر را تمام می کند. قاضی بمعنای حکم کننده است، یعنی کسی که میان مردم حکومت کند و در مورد اختلافات و نزاع، فصل خصومت نماید
ب) معنای اصطلاحی:
1- قاضی در اصطلاح فقه، کسی است که میان مردم حکومت کند و در مورد اختلاف و نزاع، فصل خصومت نماید. (6) پس معنای اصطلاحی و لغوی قاضی یکی است و فرقی با هم ندارند.
قضاوت در آیین اسلام از اهمیت و عظمت خاصی برخوردار است. در بسیاری از آیات خداوند متعال و نیز در سنت به اهمیت و عظمت آن اشاره شده است. و روایات، ارزش آن را بخوبی ترسیم نموده اند.
اهمیت مقام قضا از دیدگاه قرآن
1- قول خداوند متعال «… و ان احکم بینهم بما انزل الله و لا تتبع اهوائهم و احذرهم ان یفتنوک عن بعض ما انزل الله الیک…». (10) میان مردم حکم کن و پیرو خواهشهای آنان مباش و از آنها برحذر باش که مبادا ایشان تو را از آنچه به تو وحی شده و از داوری به حق، باز دارند و گمراهت سازند.
2- «یا داود انا جعلناک خلیفة فی الارض فاحکم بین الناس بالحق…» (11) . ای داود ما ترا در زمین خلیفه قرار دادیم، پس میان مردم به حق حکم کن!
اهمیت مساله قضا در اسلام تا آن درجه است که حتی به اراده شخص پیامبر واگذار نگردیده است. بلکه ایشان موظف است در کار قضاوت پیرو ارشادات الهی و مجری حق و عدالت باشد.
1- اسحاق بن عمار از امام صادق «علیه السلام » چنین نقل می کند: (12) ” قال امیرالمؤمنین «علیه السلام » لشریح: «یا شریح قد جلست مجلسا لا یجلسه الا نبی او وصی نبی …” ; ای شریح جایی نشسته ای که در آن جایگاه جز پیامبر یا وصی او نمی نشیند.
مستفاد از این روایت این است که کرسی قضاوت محل جلوس پیامبر و اوصیای وی (ائمه معصومین «علیهم السلام ») و قضاوت از مناصب مختص آنان می باشد و بدیهی است که می توانند آن را به هر که واجد شرایط و اهلیت قضاوت باشد، واگذار نمایند.
2- پیامبر اکرم «صلی الله علیه وآله » می فرماید: (13) «لسان القاضی بین جهرتین من نار حتی یقضی بین الناس فاما فی الجنة و اما فی النار». زبان قاضی در میان دو شعله آتش قرار گر فته تا این که میان مردم داوری کند. پس (چنانچه عادلانه حکم کند) جایگاهش یا در بهشت است یا (اگر ستم کند) در جهنم.
از این دو روایت و سایر روایات وارده از اهل بیت «علیهم السلام » در می یابیم که مسؤولیت قضا بسیار عظیم و خطیر است و هر فردی نمی تواند تصدی مقام قضاوت و داوری را بعهده گیرد و درباره اموال و نفوس و اعراض و نوامیس بندگان خدا قضاوت کند بلکه علما و فقهای پرهیزکار و صالحان متقی می توانند این مقام خطیر و پر مسؤولیت را احراز نموده و به حق قضاوت کنند.
فقهای شیعه، از جمله شیخ طوسی، شهید ثانی و سایر فقها بر این عقیده اند که قضاوت واجب کفایی است; زیرا نظام نوع انسانی متوقف بر مساله قضاوت است و حاکم وظیفه دارد که ظلم را ریشه کن کند و حق مظلوم را از ظالم بگیرد و حقوق مردم را به نحو احسن به آنها برگرداند.
ابن ادریس حلی می گوید:
قضاوت در میان مسلمین جایز و گاهی واجب است و در صورتی که شرایط وجوب قضاوت تحقق پیدا نکند یعنی قضات متعددی که اهلیت برای قضاوت دارند، موجود باشند، مستحب است. (14) قضاوت برای کسانی که صلاحیت چنین مقامی را دارند واجب کفایی است; البته در صورتی که امام معصوم «علیه السلام » اشخاصی را معین نکرده باشد که در این صورت بر آن اشخاص قضاوت، واجب عینی است. (15) و اگر امام «علیه السلام » از چنین اشخاصی مطلع نبود، بر آنها لازم است خود را به محضر مقدس امام «علیه السلام » معرفی و طلب نصب کنند.
در تمام اعصار، نظام نوع انسانی به گسترش عدالت نیاز دارد، پس قضاوت و دادرسی و ریشه کن کردن ظلم از جامعه در تمام اعصار باید انجام گردد و این از وظایف فقیه جامع شرایط است.
قاضی منصوب: قاضی منصوب کسی است که تمام شرایط و صفات قاضی را داراست; در نتیجه از طرف امام معصوم «علیه السلام » برای امر قضا، منصوب گردد.
قاضی تحکیم: یکی از مباحث بسیار مهمی که فقها مورد بررسی قرار داده اند، بحث قاضی تحکیم است که آن را اینگونه تعریف کرده اند. (21) : زمانی که طرفین دعوی با هم توافق کنند که فردی را بعنوان حکم و داور انتخاب کنند تا اختلاف آنها را فیصله دهد و به آنچه وی حکم کند، راضی شوند و بپذیرند، فرد مورد تراضی را، قاضی تحکیم گویند.
شایان ذکر است که قاضی تحکیم باید تمام شرایط قاضی منصوب را دارا باشد، مگر اذن و اجازه از طرف امام معصوم «علیه السلام ».
1) بلوغ: اولین ویژگی برای قاضی، بلوغ است و اکثر فقها یکی از شرایط قاضی را بلوغ می دانند. و در کلامشان به این شرط تصریح نموده و نسبت به چنین شرطی ادعای اجماع کرده اند. البته در کلام اکثر متقدمان از فقها، این شرط وجود ندارد بلکه آنچه آنها بدان تصریح نموده اند عبارت از کمال است. لذا اگر بگوییم که مراد آنها از کمال، بلوغ و رشد است. در این صورت تمام فقها (متقدمان و متاخران) در این ویژگی متفق القول هستند و این شرط برای قاضی مسلم می گردد.
الف) کتاب: خداوند متعال می فرماید: «و لما بلغ اشده اتیناه حکما و علما… » (22) ; چون یوسف به سن رشد و کمال رسید، او را مسند حکم فرمایی و دانش عطا کردیم… .
تعبیر خداوند در آیه مذکور به بلوغ رشد، بمعنای سنینی از عمر انسان است. که در آن سنین قوای بدنی رفته رفته بیشتر شده و بتدریج آثار کودکی زایل می شود.
با توجه به آیه مذکور که اعطای حکم و علم و تصرف در اموال را مشروط به بلوغ رشد دانسته است، رسیدن به منصب قضا و ولایت و سلطه داشتن بر جان و مال مردم، میسر نمی گردد مگر اینکه شخص به حد بلوغ رشد رسیده باشد.
ب) سنت: پیامبر اکرم «صلی الله علیه وآله » می فرمایند: “ارفع القلم عن ثلاثه: عن الصبی حتی یحتلم و عن المجنون حتی یفیق و عن النائم حتی ینتبه “ (23) ; تکلیف از سه کس برداشته شده است: از کودک تا به بلوغ برسد و از مجنون تا به حال عادی برگردد و از شخص خواب تا آنکه بیدار شود.
یکی از شرایط قضاوت، بلوغ است زیرا صبی هیچ گونه ولایتی بر خودش و بر غیر خودش ندارد و قول صبی بر خودش و غیرش نافذ نیست; قضا، ولایت بر حکم است شرعا برای کسی که اهلیت فتوا دارد و حال آنکه صبی هیچ گونه ولایتی ندارد. (24)
ج) اجماع: سومین دلیل، نسبت به اعتبار شرط بلوغ در قاضی، اجماع فقهاست. اکثر فقها با عبارات مختلف، ادعای اجماع کرده اند; البته قدما تصریح به بلوغ نکرده اند بلکه سه شرط را برای قاضی لازم دانسته اند. که عبارت است از علم، عقل و کمال که ظاهرا مقصود آنها از “کمال” همان بلوغ است .
دومین ویژگی مسلم برای قاضی، عقل است که تمام فقها آن را برای قاضی لازم و ضروری می دانند. در نتیجه حکم دیوانه صحیح و نافذ نیست. در اصل مساله هیچ گونه اختلافی وجود ندارد، اما در مورد افرادی که گاه در حالت صحت و سلامتی بسر می برند و گاه در حالت جنون (مجنون ادواری) اختلاف نظر وجود دارد. عده ای قضاوت این افراد را در حالت صحت و سلامتی، نافذ و صحیح می دانند. اما عده ای دیگر از فقها قضاوت این افراد را – چه در حالت صحت و سلامتی و چه در حالت جنون صحیح و نافذ نمی دانند.
کلمات کلیدی : قاضی – شرایط – فقه
منبع : سایت فقه و حقوق
ویژگیهای قاضی در فقه اسلام