/ دسته‌بندی نشده / ماهیت حقوق تطبیقی
آنچه در این مقاله می‌خوانید

حقوق تطبیقی جزء آن دسته از مباحث و موضوعاتی در حقوق است که حقوق را در کلیتش بررسی می کند. مثلا فلسفه یا تاریخ حقوق نمی خواهد بخشی از روابط اجتماعی را توصیف و تحلیل می کند. حتی قاعده و قانونی ندارد که شما بدانید که این قانون تطبیقی که وجود دارد. طبق این مسئله و قانون باید اینطوری مقایسه شود یا اینطوری باید مسائل را تطبیق بدهیم. نه اینطور نیست همیشه مسائلی مطرح می کند(ناظر به روابط معینی هم نیست)پس حقوق تطبیقی کاملأ از حقوق خانواده و حقوق جزا و حقوق ثبت و…مجزا می شود. و متفاوت از حقوق مدنی است.

در این مقایسه پژوهشگر به این نتیجه می رسد که تفاوت از لحاظ حقوق ایران به کشور دیگر چه تفاونی دارد یا چه شباهتی دارد؟

ماهیت حقوق تطبیقی:برخی ها معتقدند که حقوق تطبیقی ما در مقایسه با نظام های حقوقی متفاوتی در سطح جهان است! برهی معتقدند که صرفأ یک عنوان کلی برای روش های گوناگون مطالعات یا یک شیوه ی علمی است. که به مقایسه حقوق کشورها و تعیین یا یک شیوه علمی منظور مقایسه حقوق کشور ما و تعیین نقاط مشترک شون ایجاد شده. از بین تمام این نظریات که آیا روش علم تطبیق و مقایسه میان نظام ها ی حقوقی جامع و کاملی ارائه شده. مبنی بر اینکه خوب حقوق طبیقی کلا ماهیتش این است که یکی از شعب علم حقوق مطالعه و تطبیق حقوق کشورهای مختلف.

خوب چرا مطالعه میکنند؟؟؟و چه فایده ای دارد؟؟به منظور تعیین نقاط اشتراک و افتراق میان نظام های حقوقی است. سپس مطالعه و تطبیق میدهند که به این نقاط اشتراک و افتراق برسند در نهایت به بهترین راه حل حقوقی برسند.

زمانیکه یک پژوهشگر و حقوقدان می اید بررسی کند که موضوع حقوق یک کشور دیگری رابه یک نتیجه ای دست پیدا می کند. یا مثلا زمانی که می اید جنگ را از لحاظ بین المللی میان رشته ای و اسلامی بررسی می کنند. مثلا جنگ و صلح را مقایسه می کنند که این موضوع جنگ و صلح توی حقوق بین الملل و چه قواعدی در موردش بدست اید منع شده است یا خیر؟ در اسلام چه وضعیتی دارد؟

مثلا مسئله جنگ و صلح را در کامن لا بررسی کنید. مثلا حقوق (ن)وحقوق کشور دیگر را یا مثلا در مورد کمک رسانی و امداد رسانی و موضوعات مختلفی هم که هست با کشور های دیگر مقایسه بکنند که به چه چیزی می خواهد برسد؟حقوقدان پ یک پژوهشگر؟ می خواهد بهترین راه حل حقوقی را پیدا کند نقاط ضعف را بشناسد و نقاط قوت را خلأ ها را پر کند. در جایی که یک نقصی وجود داشته باشد در نظام داخلی اون نقص بر طرف بشود. وقتی بررسی می شود می بیند که کشور فلان در این مورد پیشرفته تر است.

در این موضوع کشور سوئد در این مورد پیشرفته تر است. ان ماده ای که در کشور سوئد بوده اجرا می شود را در کشور خودش این قانون را بیاورد. مثلا کنوانسیون حقوق کودکان یک کنوانسیون حقوق بین الملل یک معاهده جهانی ،یک حقوقدان مثلا بین المللی در گرایشش بین الملل می اید مقایسه می کند. مثلا کنوانسیون حقوق کودکان را با قوانین داخلی کشور ایران این مقایسه یک نتیجه ای می دهد. که می شود این خلأها را پر کرد به وسیله قوانینی که بین المللی هستند.

قطعا ما نمی توانستیم قوانین هر کشور ی را داخل کشورمون بکنیم باید فرهنگ سازی بشوند باید ببینیم که کشور ما ظرفیت اون قوانین را دارد. حقوقدانانی که پژوهشگران که حالت تطبیقی دارد و مقایسه ای دارند و میان رشته ای عمل می کنند. در ⁉️تکامل و توسعه ای حقوق پیش خواهند رفت و موجب توسعه و تحقق خواهند شد.

حقوق تطبیقی یک روش و یک علم باز اختلاف نظر بود. ولی نظر غالب این است که حقوق تطبیقی یک شیوه ی علمی برای تطبیق و نظام های مختلف حقوقی نوعی فعالیت علمیه که موضوعش حقوق است. و فرایندش مقایسه و تطبیق توی مقایسه و تطبیقش این نیست که بخواهی نقاط افتراق و تفاثت اینها پیدا بشود. و نقاط اشتراکی هم‌ است.و همش تفاوت نیست بلکه شباهت ها هم هست. ایا شباهت مثلا این مسأله شباهت دارد در نظام های حقوقی اجرا می شود یا خیر؟

انواع مطالعات تطبیقی:

حقوق تطبیقی توصیفی_ حقوق تطبیقی کاربردی_ حقوق تطبیقی کلان_ حقوق تطبیقی خرد

حقوق تطبیقی توصیفی:صرفأ برای تشخیص شباهت و اختلافات هدف خاصی را دنبال نمی کند. صرفأ توصیف می کند و تشخیص شباهت ها و اختلافات و تفاوت ها هیچ نظر خاصی وجود ندارد. و هیچ ایده ای پشتش نیست مثل همان تحقیق های توصیفی. مثلا می گویند این مقاله توصیفی است یا که این مقاله توصیفی تحلیلی است. علاوه بر اینکه یک مسئله را دارد توصیف می کند دارد در کنارش تحلیل هم میکند و می خواهد یک نظریه پردازی انجام بدهد. (آمده یک مقاله ای را وصف کرده و توضیح داده حالا میخواهد در مورد این مسأله جنگ و صلح یک نظریه ای رو ارائه بدهد. و ایده پردازی می کند اون می شود تحلیلی)

حقوق تطبیقی کاربردی:به منظور یک هدف خاص انجام می شود با اهداف عملی خاصی انجام می شود و مطالعه خوب کاربردی است در واقع مثلا یک سری از مقررات را اصلاح می کند و یک سری از مقررات داخلی را اصلاح می کنند یا برای اینکه کنوانسیون های بین المللی را تنظیم بکنند و تدوین کنند و کاربردی است و مطالعه توصیفی نیست که صرفأ به مسائل توصیفی بپردازد و صرفأ توضیح بدهد پژوهشگر به طور مشخصی برای رفع یک مشکل دارد این مطالعه را انجام می دهد،سپس دنبال نتیجه گیری که یک نظریه ای هم ارائه بدهد این باعث می شود که ایجاد یک قانون شود یا اصلاح شود در یک قانون مثل اعطای تابعیت از طریق قانون.

حقوق تطبیقی کلان:

در این روش بین روش های قانونگذاری شیوه های تغییر مقررات نقش مؤسسات علمی و حقوقی در توسعه حقوق نقش دادگاه ها در نظام حقوقی مقایسه و تطبیق صورت می گیرد در این مسائل پس روش های قانونگذاری می ایند مقایسه انجام می دهند و تطبیق انجام می دهند که روش قانونگذاری مون به چه نحوری باشد تفسیرمون در این قانون به چه صورتی باشد.

حقوق تطبیقی خرد:در این روش نهاد ها و مقررات حقوقی و معینی و مطالعه تطبیقی قرار می گیرند در حد کلانش این بود که قوه مقننه که بیاد چجوری قانونگذاری کنند.در مطالعه تطبیقی مقایسه بکند با قانون گذاری در انگلستان یا مثلأ در فرانسه در قسمت خرد یعنی یک سری از نهادها و یک سری از مقررات حقوقی معین مورد مطالعه قرار میگیرد مثلا در مورد مقررات راجب تصادفات رانندگی ایجاد می شود.

در مورد مسائل خانوادگی این مطالعه می اید که به صورت مشخص و معین مورد مطالعه قرار میگیرد،راهنمایی رانندگی می اید مقایسه می کند قوانین و مقرراتش را به دلیل مؤسسه ای دیگر و به کشور دیگر،در حوزه زنان و در حوزه کودکان این مقایسه و مطالعه انجام می شود.

روش:

از این (مبحث) (بهش) می‌گویند روش به خاطر اینکه ما پایه حقوقدانی که میان رشته ای کار می‌کنند و یا قوانین کشور خودش را و قوانین کشورهای دیگر مقایسه بکند،این تبحر رو و این مهارت را باید کسب کند که به چه نحوی و به چه صورتی این مقایسه ها انجام بشود و نقاط افتراق و اشتراک مشخص بشود یا اصلاً هنگام حقوقی و سیاسی با هم شباهتی دارند یا ندارند.

حقوق تطبیقی: کاملا متفاوت از حقوق مدنی، حقوق جزا حقوق خانواده،به خاطر اینکه یک مبحث کلی را مطرح می کند و اصلاً حقوق تطبیقی نمی خواهد راجع به قوانین و مقررات صحبت کند به رشته و گرایش خاص را که به صورت کلی می خواهد جوانب مختلف از رشته ها را برای ما توضیح بدهد و بیان بکند.این مطالعات می‌تواند در سطح کلان باشد یا در سطح خرد که توضیح داده شده یا توصیفی یا کاربردی باشد.

…..

حقوق تطبیقی مدنی که دارد این هست که قوانین کشورها را از و به صورت مرزی بودن، اصلی بودن و داخلی بودن،حرکت بدهد به سوی فرامرز ها و ذهن حقوقدان را فراتر از قوانین داخلی و قوانین ملی ببرد،به همین خاطر حقوق تطبیقی مطالعه می شود.برای اینکه آگاهی عمومی به حقوقدان بدهد. بلاخره وقتی یک حقوقدان میخواهد یک مسئله ای رو فراتر از قوانین داخلی خودش مورد بحث و بررسی قرار دهد آگاهی اش نسبت به قوانین مختلف بیشتر خواهد شد.

برای مثال: قضات آنی حشمت رستمی یکی از قضاتی است که بسیار معروف هستند و قاضی تجدیدنظر هم هستند.ایشان در استان مازندران که آرایی که صادر میکنند برای مثال،در مورد حفاظت رای صادر کرده در  مورد اطفالی که به هر دلیلی از نظر قانون ایران بهشان تابعیت داده نمی شود رای صادر کرده یا مثلاً برای کسانی که می خواهند اسامی خود را تغییر بدهند رای صادر شده این آراء مبنی بر یعنی اسنادش بر معاهدات بین المللی و حقوق بشری است که ایران عضوش هست که اعلامیه حقوق بشر میثاقین مدنی و سیاسی، میثاق حقوق اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی و کنوانسیون حقوقی کودکان.

….

اینها مواردی است که خوب از قضات از جمله آقای رستمی ابتکار رو به خرج دادند و اومدن در آراءشان استناد کردن به معاهدات و کنوانسیون های بین المللی و حقوق بشری این نشان دهنده این است که این شخص ذهنش فراتر از حقوق ملی و قوانین ملی است و در واقع او می‌خواهد از تمام امکاناتی که وجود دارد استفاده بکند این بررسی‌ها و این آرائی که صادر می شود یک جورهایی می‌شود گفت در سطح کلان قرار گرفتند یعنی مطالعاتی است که چه کسانی حقوقدان در سطح کلان انجام می دهد کم کم دارد به صورت یک رویداد  درمی آید.

کلمات کلیدی : تطبیقی – تعریف – مبانی

منبع: کتاب حقوق تطبیقی

برچسب ها :

برای امتیاز به این نوشته کلیک کنید!

کل :
میانگین :
اشتراک در
اطلاع از
guest

0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x