ماهیچه ها عضلاتی در بدن هستد که منجر به انجام حرکات ارادی و غیرارادی ما میشوند. اگر میخواهید بدانید که کدام ماهیچه ها با اراده ی ما کار می کنند باید به شما بگوییم ماهیچه های اسکلتی جزو ماهیچه های اردای بدن و ماهیچه های صاف، ماهیچه های غیر اردای بدن هستند.
قبلا در مطلبی جداگانه بطور کامل به معرفی عضلات بدن یا همان ماهیچهها پرداختهایم. اما در این مطلب قصد درایم تا شما را با ماهیچه های اردای بدن و ماهیچه های غیر اردای بدن آشنا کنیم.
یکی از سوالات درس حرکت بدن علوم پنجم دبستان این است که “ماهیچه های قلب، معده، دست و پا و صورت” به صورت ارادی کار میکنند یا غیر ارادی؟ در پاسخ به این سوال باید گفت:
ماهیچه های دست و پا و صورت با اراده ما کار می کنند ولی ماهیچه قلب و معده غیرارادی هستند.
ماهیچهها که از سلول هایی به نام تار ماهیچهای تشکیل شده و توسط بافتی پیوندی کنار هم قرار گرفتهاند، عضلاتی هستند که به حرکت اعضای بدن کمک میکنند. در واقع هر حرکتی که در قسمتی از بدن ما انجام میشود، آن حرکت در اثر انقباض و انبساط ماهیچهها حاصل میشود.
از بین سه دسته ماهیچهای که در بالا به آن اشاره شد، ماهیچههای اسکلتی یا همان ماهیچههای مخطط، ماهیچههای ارادی بدن هستند؛ این ماهیچهها سریع منقبض ولی زود خسته میشوند.
در بدن انسان حدود ۶۰۰ ماهیچه اسکلتی وجود دارد؛ از جمله معروفترین این عضلات میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
ماهیچه های صاف، ماهیچه های غیرارادی بدن هستند. این ماهیچه ها از سلول هایی دوکی شکل و تک هسته ای تشکیل شده اند. شروع انقباض آن ها کند تر است اما دیرتر خسته می شوند. از جمله ماهیچه های غیر ارادی بدن میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
ماهیچه های ارادی
منبع:
معنی حکایت افلاطون و مرد جاهل فارسی ششم به زبان ساده، معنی کلمات درس افلاطون و مرد جاهل و تعداد جملات حکایت افلاطون و مرد جاهل را بخوانید. فایل صوتی حکایت افلاطون و مرد جاهل را بشنوید و پاسخ چرا هنگامی که افرادنادان ازماتعریف میکنند نباید خوشحال شویم را دریافت کنید.
صفحه ۱۰۰ فارسی ششم ابتدایی، حکایتی از کتاب قابوسنامه انتخاب شده است با نام «افلاطون و مرد جاهل». در این مطلب، ابتدا معنی حکایت افلاطون و مرد جاهل را به زبان ساده امروزی میخوانید و فایل صوتی آن را میشنوید، سپس معنی کلمات حکایت و نکات دستوری و تعداد جملات آن را بررسی میکنیم و به پاسخ سوال: چرا هنگامی که افراد نادان از ما تعریف میکنند نباید خوشحال شویم و پیام درس میپردازیم.
[حکایتی هست که] میگویند: یک روز افلاطون نشسته بود. مردی پیش او آمد و نشست و با او شروع به حرف زدن کرد.
در بین حرف های خود گفت: ای مرد دانا؛ من امروز کسی را دیدم که درباره تو حرف میزد و برای تو دعا میکرد و میگفت: افلاطون، مرد بزرگی است که هیچ وقت کسی مثل او به دنیا نیامده است و نخواهد آمد. خواستم تعریف و تمجیدی که از تو کرد را به تو بگویم.
افلاطون وقتی این حرف ها را شنید، سرش را پایین آورد و شروع کرد به گریه کردن و بسیار غمگین شد.
مرد گفت: ای خردمند! من چه حرف بدی زدم و چه آزاری به تو دادم که ناگهان اینقدر ناراحت شدی؟
افلاطون گفت : از تو آزاری به من نرسیده، اما برای هیچ چیز از این بدتر و ناخوشایندتر نیست که افراد نادان از من تعریف و تمجید میکنند.
یازده جمله: ده فعلِ موجود در حکایت: (گویند، بود ، آمد، نشست، شروع کرد، گفت، دیدم، میگفت، میکرد، میگفت) + یک منادا (ای حکیم)
افراد نادان از کارهایی خوششان میآید و تعریف میکنند که در سطح فهم پایین آنها باشد و شبیه خودشان باشد بنابراین اگر افراد نادان از ما تعریف و تمجید کنند یعنی ما کار جاهلانه ای انجام داده ایم که مورد پسند آن ها قرار گرفته است؛ پس نباید خوشحال شویم.
شما میتوانید معنی حکایت عمر گران مایه فارسی ششم با معنی لغات و آرایه ها را نیز در ستاره بخوانید.
نظرات و پرسشهای خود را درباره معنی حکایت افلاطون و مرد جاهل با کارشناسان ما در میان بگذارید. شما نیز برداشت خود را درباره این حکایت جالب و خوشحال نشدن از ستایش و تعریف و تمجید افراد نادان برای ما بنویسید.
آیا هر کس از ما تعریف کند و خوب بگوید باید خوشحال شویم و یا حتی برای اینکه مورد تعریف و ستایش همه ی افراد قرار گیریم حاضر شویم دست به هر کاری بزنیم؟ مثال های فراوانی میتوان در این باره زد که افراد زیادی با کارهای عجیب و غریب و جاهلانه، توجه همه را به خود جلب میکنند و مورد ستایش قرار می گیرند و به اصطلاح طرفداران زیادی را به خود جلب میکنند. اما تعداد زیاد طرفداران همیشه نشان دهنده ی درست بودن رفتار کسی نیست. معنی حکایت افلاطون و مرد جاهل نیز همین را بیان می کند که دانشمندی همچون افلاطون از پر طرفدار بودن در میان نادانان سرافکنده و غمگین میشود.
حکاین افلاطون و مرد جاهل
منبع: