تا حالا این سؤال برایتان پیش آمده که برای موفقیت تحصیلی در دانشگاه چطور باید درس بخوانیم؟ عواملی که بعضی دانشجویان را از بقیه موفقتر میکنند چیستند؟ پاسخ به این سؤال خیلی به شما کمک میکند که بدانید هنگام ورود به دانشگاه باید چه مهارتهایی را بیاموزید. بر اساس تحقیقات، سه عامل مهم شناسایی شدهاند که برای موفقیت تحصیلی دانشجویان ضروری هستند. این عوامل تا حد زیادی موفقیت تحصیلی دانشجویان را تضمین میکنند: مهارتهای بنیادی، مهارتهای فراشناختی و انگیزه. در ادامه با ما همراه باشید تا این عوامل را دقیقتر بررسی کنیم.
مهارتهای بنیادی شامل فنونِ خواندن میشود که اولین بار فرد آن را در کلاس اول تا سوم میآموزد. وقتی بچهها وارد مقطع راهنمایی میشوند، تقریبا خیلی از آنها مهارت خواندن را فراگرفتهاند. اگر بچهها در همان زمان مهارتهای خواندن را خوب یاد نگیرند، نمیتوانند در دانشگاه مطالبی را که میخوانند خوب درک کنند.
مهارت بنیادیِ دیگر، درک مطلب است. پژوهشگرانی که درباره خواندن تحقیق و مطالعه میکنند، اعتقاد دارند نیمی از درک مطلب متون بستگی به حافظه مطالعهکننده برای از یاد نبردن مطالب خواندهشده در متون طولانی دارد. ساختن حافظه قوی به این معنی است که فرد بداند ایدههای مطرحشده، در جایجایِ متن و در مقایسه با یکدیگر چه اهمیتی دارند و خودش چه دانشی درباره موضوع متن مدنظر دارد.
مثلا دانشجویی در حال خواندن متنی است که دیدگاههای مختلف را درباره برنامه «سیاست جدیدِ» روزولت (برنامه جامعی برای از بین بردن بیکاری در آمریکا) بررسی و با برنامههای دیگر مقایسه میکند. دانشجویانی که قدرت درک مطلب بالایی دارند میتوانند پس از پایان خواندن، نکته اصلی هرکدام از ادعاهای مطرحشده، دلیل مطرحشدن آن ادعاها و تناقضشان با دیگر دیدگاهها را بیان کنند.
تا حالا برایتان پیش آمده که حین خواندن یک متن ذهنتان این طرف و آن طرف سیر کند؟ حتی ممکن است چشمهایتان هنوز روی برگه کاغذ باشند و در حال خواندن باشید، اما تقریبا هیچ درکی از مطالبی که میخوانید نداشته باشید. همه ما تا به حال این تجربه را داشتهایم، اما دانشجوی کارآمد سعی میکند این مشکل را رفع کند. مثلا آن قسمتهایی از متن را که متوجه نشده دوباره با دقت بیشتری مطالعه میکند. این رفتار استراتژیک مثالی از مهارتهای فراشناختی است.
مطالعات بسیار زیادی درباره فراشناخت و نقش آن در کمک به موفقیت دانشجویان انجام شده است. خیلی جالب است که معمولا دانشجویان بهدلیل داشتن اعتمادبهنفس زیاد، توانایی خود در درک متون را خیلی دست بالا میگیرند.
همه دانشجوها انگیزه لازم برای رسیدن به موفقیت در دانشگاه را ندارند، بهخصوص زمانی که مجبورند درس بخوانند. همانطور که انتظار میرود تحقیقات گستردهای درباره انگیزه تحصیلی انجام شده است و بر اساس این تحقیقات، دستورالعمل ایجاد انگیزه بسیار پیچیده است، اما میدانیم که چنین چیزهایی لازماند:
این احساس مسئولیت میتواند به دلایل بیرونی از جمله گرفتن نمرههای خوب یا به دلایل درونی مانند احساس رضایت از برآوردهکردن استانداردهای شخصی باشد.
با عوامل سهگانه موفقیت تحصیلی آشنا شدیم. دانشجویان هم باید مهارتهای بنیادی را برای درک مطالب داشته باشند، هم از خودآگاهی بالایی برخوردار باشند و بدانند باید برای حل مشکلات چه کاری بکنند و در آخر برای موفقشدن باید انگیزه کافی داشته باشند.
تا به امروز هیچ راه مستقیمی کشف نشده است که نشان بدهد اگر دانشجویان طبق آن عمل کنند، موفق خواهند شد. در واقع ما بهتازگی از مؤسسه علوم آموزشی که دستِ راست وزارت آموزش آمریکا محسوب میشود، برای تحقیق در این باره کمک مالی دریافت کردهایم تا دریابیم این عوامل تا چه اندازه در موفقیت تحصیلی دانشجویان تأثیر دارند.
یکی از پژوهشگران ما بهنام جو مالیانو استاد روانشناسی شناختی و روانشناسیِ زبان در دانشگاه ایلینوی است. تحقیقات او درباره درک افراد از روایتهای مختلف در رسانهها (متن، فیلم و روایتهای بصری) است و اینکه چگونه میتوانیم دانشجویان را برای مطالعه درسی و دانشگاهیِ کارآمد یاری کنیم.
ملیسا ری دیگر محقق ما در دانشگاه ایلینوی است و در مرکز مطالعات بینارشتهای زبان و آگاهی کار میکند. زمینههای مطالعاتی وی شاملِ تفاوتهای فردی در درک مطلب و رابطهی بین متن، ساختار و درک مطلب میشود.
ما امید داریم این پژوهش به دانشجویان و دانشآموزان یاد بدهد چگونه میتوانند مهارتهای بنیادی، فراشناختی و انگیزشی را کسب کنند. برای نسلهای آینده هم که شده باید هرچه زودتر بتوانیم دستورالعمل موفقیت را به درستی مشخص کنیم.
برای موفقیت در دانشگاه باید ۳ مهارت را در خود تقویت کنید:
رفتن به دانشگاه هدف نیست، بلکه ابزاری برای دستیابی به اهداف ماست. در دانشگاه دانش و مهارتهایی تخصصی را میآموزیم که برای پیشبرد اهدافمان در حرفه آینده خود نیاز داریم.
قدم اول برنامه ریزی برای دانشجویان، تعیین اهداف کلی است. به چه کاری علاقه دارید؟ میخواهید به چه چیزی برسید؟ سپس بر اساس این اهداف، دانش و مهارتهای لازم را تعیین و برای دستیابی به هر یک برنامهریزی میکنید.
امتحانهای دانشگاه باید مهارتمحور باشند تا دانشجو بتواند خود را محک بزند، اما متأسفانه خیلی وقتها استادان این مسئله را در نظر نمیگیرند. برای موفقیت در امتحانهای دانشگاه، سعی کنید استاد خود را خوب بشناسید و متوجه بشوید به کدام مباحث بیشتر تأکید دارد.
دانشجوی خوب چندبُعدی عمل میکند و علاوه بر درس، به توسعه مهارتهای دیگرش میاندیشد. دانشجوی خوب همیشه اهدافش را پیش چشم دارد و دانشگاه را ابزاری برای رسیدن به آنها میداند.
تابهحال شده، چیزی را به سختی یاد بگیرید و وقتی واقعا به آن نیاز دارید نتوانید آن را بهخاطر بیاورید؟ موثرترین روشهایی که تا به حال برای یادگیری مهارتهای مختلف تجربه کردهاید، چیست؟ پایگاه اینترنتی Quora، که یک شبکهی به اشتراکگذاری مطالب علمی است، در اینباره مطالب ارزشمندی را منتشر کردهاست.
باربارا اوکلی، مُدرس پایگاه اینترنتی Learning How to Learn، که یکی از بزرگترین منابع آنلاین جهان است، درخصوص یادگیری بهتر در Quora میگوید: من تقریبا متقاعد شدهام که قطعهبندی مادر تمام روشهای یادگیری محسوب میشود. قطعهبندی همان روشی است که در نتیجهی آن، شما چیزی را به حدی خوب یاد میگیرید (مانند یک ترانه، فرمول ریاضی، یا ترکیبات صرفی یک فعل یا یک رقص معمولی) که فورا آن را به یاد آورده و آن را انجام داده یا بهکار میگیرید. ایجاد الگوهای عصبی در ذهن و یا به عبارت علمیتر، قطعهبندی عصبی، سنگبنای توسعهی تمام مهارتهای اکتسابی است. با استفاده از تشبیه زیر (فراموش نکنید که تشبیه نیز خود یکی از تکنیکهای قدرتمند یادگیری است) به راحتی میتوانیم نحوهی عملکرد این روش را درک کنیم.
همانطور که در سمت چپ تصویر مشاهده میکنید، وقتی تلاش میکنید چیزی را بفهمید، تقریبا چهار درگاه از حافظهی فعال شما در قشر پیشپیشانی مغز فعال میشوند تا معما را کشف کنند. اما وقتی که به معما پی بردید اجزای متکثر این مفهوم (به قسمت راست تصویر توجه کنید) در قالب یک مفهوم واحد ادغام شده و به راحتی به یک الگوی عصبی یکپارچه تبدیل میشوند. این الگوی نهایی شبیه به یک روبان است که به راحتی از طریق یکی از درگاههای حافظهی فعال شما وارد ذهن میشود. دقت کنید که پس از انجام این فرآیند سه درگاه باقیمانده در حافظهی فعالتان آزاد هستند.
اگر موفق شوید این قطعه را در ذهن خود جایگذاری کنید در ادامه قادر خواهید بود سایر قطعات عصبی که به خوی یاد گرفتهاید را نیز به همین ترتیب در ذهن خود مرتب کنید. بنابراین حتی اگر برای نخستین بار نیز با مسئلهی پیچیدهای مواجه شوید، ذهن شما میتواند از طریق کنار هم قرار دادن قطعات عصبی آن مسئله را حل کند.
در مقابل اگر در مرحلهی یادگیری و مطالعه دقت و تلاش لازم را برای قطعهبندی اطلاعات به کار نبندید، در زمان امتحان قشر پیشپیشانی محدود شما شبیه به سمت چپ شکل فوق خواهد بود. در این شرایط قشر پیشپیشانی شما بهجای حل مسئله هنوز در تلاش است دادههای اولیه را درک کند و به همین سبب دچار سردرگمی میشود. برخی اوقات افراد تصور میکنند که دچار اضطراب ناشی از امتحان هستند و همین امر نیز عامل ناکامی آنها در حل مسائل است، در حالی که اغلب آنها اشتباه میکنند. علت اضطراب و وحشت این افراد از امتحان بسیار ساده است. آنها ناگهان درمییابند، آنگونه که فکر میکردند دادههای خام کافی را در اختیار ندارند. در واقع آنها قطعات عصبی مورد نیاز خود را قبلا آماده نکردهاند.
مبنای روش آموزشی این موسسه توسعهی دقیق قطعات عصبی در حافظه بود که به صورت تدریجی و گام به گام انجام میگرفت. در روش این موسسه کلمات به تدریج به جملات تبدیل میشدند و جملات در نهایت یک گفتگو را میساختند. این روش به من کمک کرد زبان روسی را به صورت کامل بیاموزم. در ۲۶ سالگی و پس از خروج از ارتش، در قالب یک دورهی جبرانی شروع به یادگیری جبر و ریاضیات کردم که در نهایت به اخذ مدرک مهندسی از دانشگاه منجر شد. در طول دورهی یادگیری ریاضیات نیز از همان روش قطعهبندی بهره بردم که به من کمک کرده بود در یادگیری زبان خارجی موفق باشم.
پس از آن به تدریج در این روش مهارت پیدا کردم و قادر بودم خود به تنهایی مسائل را بر روی کاغذ حل کنم. در ادامه تلاش کردم که فرآیند حل مسئله را به صورت ذهنی انجام دهم. در نهایت به سطحی از توانایی رسیدم که مراحل حل مسئله به راحتی در ذهنم انجام میگرفت و پاسخ همچون یک ترانه در ذهنم نواخته میشد. من حتی میتوانستم این تمرین ذهنی را در شرایطی همچون دوش گرفتن یا پیادهروی بین منزل تا کلاس نیز انجام دهم؛ شرایطی که از نظر دیگران به هیچ عنوان زمان مناسبی برای مطالعه و تمرین نبود. در نهایت دریافتم که این روش قطعهبندی دادههای ذهنی، به من قدرتی جادویی بخشیده است. قدرتی که به کمک آن میتوانستم در یک چشم به هم زدن چندین مسئله را حل کنم، حتی مسئلههایی که قبلا آنها را ندیده بودم.
در حین مطالعه و یادگیری مطالب اولیه حتما از تکنیکهایی همچون بخشبندی مطالب، تمرین شمرده و حسابشده و مرور تمرینها در فواصل زمانی معین بهره ببرید. استفاده از این تکنیکها به شما کمک میکند قطعات عصبی را به خوبی در حافظهی خود ایجاد کنید. اندرز اریکسون، که از او با عنوان «خبرهای در میان متخصصان» یاد میشود، بر این نکته تاکید میکند که «برای آنکه سریع بیاموزید باید آهسته و حساب شده تمرین کنید»، زیرا تمرکز ویژه بر یک موضوع سختترین بخش فرآیند یادگیری است.
منبع:
کلمات کلیدی : دانشجو – موفقیت – مشاور تحصیلی