نکتهی چهارم: آموزش مسائل جنسی برای جلوگیری از آزار جنسی
این آموزگار با اشاره به نکتهی چهارم که دربارهی آموزش مسائل جنسی به دانشآموزان در خصوص روشهای جلوگیری از آزارهای جنسی در مدرسهها و به دانشآموزان است، ادامه میدهد: «این موضوع میتواند یکی از اصلاحاتی باشد که در نظام آموزشی ما باید انجام گیرد. شاید مهمترین عامل بازدارنده از آزار جنسی همین آگاهیبخشی از آن به کودکان و دانشآموزان باشد. به هر رو، که دیگر کمتر شاهد رخدادن چنین پیشامدهایی باشیم».
آزیتا محمدکریمی، روانشناس کودک و نوجوان نیز دربارهی انواع «کودک آزاری»توضیح داد و گفت: کودک آزاری شامل ۴ نوع اساسی از جمله کودک آزاری فیزیکی، روانی، سهلانگاری در مورد کودک و کودک آزاری جنسی است که تنها یک مورد این کودک آزاری جنسی، «تجاوز جنسی»محسوب میشود . «رخداد پیشآمده در مدرسهی غرب تهران یکی از انواع «کودک آزاری جنسی» محسوب میشود . زیرا که در آزار جنسی کودک، ما با یک طیف روبهرو هستیم که از نشاندادن عکس یا فیلم با محتوای جنسی شروع شده و به وادارکردن کودک به انجام اعمال جنسی و دخول و تجاوز ختم میشود.
بهنظر میرسد آن فرد بزرگسال با دانشآموزان وارد رابطه جنسی نشدهاست . بلکه از طریق نشاندادن فیلم، آنها را مورد آزار قرار داده که ما معمولا در زمینهی «کودک آزاری جنسی» بیشتر بخش «تجاوز جنسی» را میشناسیم.
اما خوب است که با انواع «کودک آزاری جنسی» آشنا شویم و بدانیم که حتی نشاندادن عکس و فیلم به کودکان و نوجوانها که محتوای جنسی دارد، نیز جزو «کودک آزاری» بهحساب میآید.»
محمدکریمی با اشاره به تعریف کنوانسیون حقوق کودک که ایران نیز جزو این کنوانسیون است و به هر فرد زیر ۱۸ سال، «کودک» میگوید، اذعان دارد: «کودک وقتی در معرض کالاها، فیلمها و گفتوگوهایی قرار میگیرد که محتوای جنسی دارد، دچار «کودک آزاری» میشود که مرحلهی آخر آن تجاوز به کودک و ایجاد رابطهی جنسی است. متأسفانه اکثر والدین در این زمینه آگاهی لازم را ندارند و بیشتر واژه تجاوز را میشناسند.»
این روانشناس کودک و نوجوان با هشدار به اینکه لازم است والدین نسبت به ارتباط فرزندانشان با اطرافیان، آشنایان، دوستان و … بیشتر حساسیت و توجه به خرج دهند، ادامه میدهد: «حداقل ۹۰ درصد موارد «کودک آزاری جنسی» توسط افراد آشنا و کسانی که کودک به آنها اعتماد دارد، صورت میگیرد. چون معمولا یک فرد آشنا فرصتهای لازم را از طریق ابزارهای مختلف مانند تطمیع یا تهدید یا ارعاب و … دارد و کودکان را از این طریق میتوانند به سمت خود بکشانند.
بهطور معمول کودکان به غریبهها بهراحتی اعتماد نمیکنند. البته «کودک آزاری جنسی» توسط افراد غریبه نیز صورت میگیرد . اما در بیشتر موارد افرادی مانند معلم مدرسه، پدر، مادر، خواهر، برادر، شوهرعمه، شوهرخاله، عمه، دوست مامان، دوست بابا و … هستند که ممکن است دست به چنین اعمالی بزنند».
به گفتهی آزیتا محمدکریمی، نباید این انتظار را داشتهباشیم که «کودک آزار جنسی» در مدرسه رخ ندهد. هرجاییکه کودکان و نوجوانان مراودهی طولانی مدت با افراد بزرگتر از خودشان داشته باشند . ممکن است مورد «کودک آزاری جنسی» قرار گیرد: «باورهای غلط موجب میشود تا ما معمولا فرزندانمان را تنها از غریبهها بترسانیم. چون تجاوز برای ما آشناست؛ اما آنها را از «کودک آزار جنسی» از طریق اطرافیان مطلع نمیکنیم. این کار اشتباه است.
چون ما نمیدانیم آن فردی که دائم با فرزندمان در تماس است، آیا اختلالی به نام «پدوفیلی» یا «بچهبازی» دارد؟ آیا به اندازهی کافی از ثبات روانی برخوردار است؟» با توجه به گفتههای این روانشناس به نظر میرسد محیط بیرون آنطور که باید قابل کنترل نیست. بنابراین تنها عواملی که میتوان این اتفاقات را کنترل کرد، از طریق آموزش و ارتباط سالم و ایمن با فرزندان است. محمدکریمی در این زمینه میگوید: «آموزش و ارتباط سالم تنها ابزارهایی است که میتوانیم کنترل آن را در اختیار بگیریم.
این روانشناس در پاسخ به اینکه کودکان و نوجوانان در چه بسترهایی بیشتر مورد آزار جنسی قرار میگیرند، میگوید: «بچههایی که رابطهی مناسبی با والدینشان ندارند، بچههایی که در محیط پرتنش خانوادگی زندگی میکنند، بچههایی که دچار اختلالهای روانشناختی مختلفی هستند، بچههایی که در محیطی زندگی میکنند که کمترین تماس را با والدین دارند یا والدین معتاد و سهلانگار دارند، بچههایی که به خانواده خود اعتماد کافی ندارند و دچار دلبستگی ناایمن هستند، بچههایی که مهارت های اجتماعی و ارتباطی لازم را ندارند و …، بیشتر از کودکان و نوجوانان دیگر در معرض دلبستگیهای ناایمن کودک آزاری قرار میگیرند.»
به عقیدهی او در چنین شرایطی خانوادهها در گام نخست، باید زیرساختهای لازم جهت ایجاد ارتباط تربیت درست فرزندان در خانواده را فراهم کنند و در گام دوم تعریف درستی از «تربیت جنسی» داشته باشند و آن را یاد بگیرند . «متأسفانه معمولا در نگاه عامهی مردم «تربیت جنسی» یک کالای لوکس و خارج از روال عادی فرزندپروری تلقی میشود. گاهی اوقات این باور وجود دارد که اگر اتفاقی رخ داد، باید به سراغ این موضوع برویم یا اگر بچهها سؤالی کنند، در آن زمان است که لازم است از «تربیت جنسی» نکاتی بدانیم . اما اصلا اینطور نیست.
«تربیت جنسی» از زمانی که فرزند به دنیا میآید، باید با او همراه باشد و یکی از ارکانهای مهم تربیتی است . اما متأسفانه خانوادهها آگاهیهای لازم دربارهی این موضوع را ندارند. درحال حاضر نیز از «تربیت جنسی» تنها واژهی «کودک آزاری جنسی»اش را میشناسیم و فکر میکنیم پیشگیری از آزار جنسی کودک یعنی «تربیت جنسی».
درست است که بخش مهمی از «تربیت جنسی» پیشگیری از آزار جنسی است؛ اما «تربیت جنسی» طیف بسیار گستردهتری دارد». محمدکریمی دربارهی موضوعات گستردهی «تربیت جنسی اینطور توضیح میدهد. «تربیت جنسی شامل ادارک جنسیت فرزند، داشتن دانش دربارهی جنسیت خودش، اطلاع درباره تفاوتهای جنسی، آگاهی از هویت جنسی، اطلاع از رفتارهای جنسیتی متناسب با جنس خودش، علاقمندی و گرایش مثبت به جنس خود، شناخت خوب و کامل از جنسیتی که دارد و … همگی شامل «تربیت جنسی» میشود.
به باور محمدکریمی فرزندپروری در یک بستر نامناسب «تربیت جنسی» را ناکارآمد میکند. چون اگر فردی فرزندش را مجبور کند، همیشه از او اطاعت کند و بگوید «چشم» . نمیتواند از او انتظار داشتهباشد در زمانی که معلم یا هر آزارگر جنسی دیگر از او درخواستی غیرمعقول کند، او بتواند در برابر خواستهی او جواب «نه» بدهد: «اینها نکاتی است که والدین باید به آنها توجه کنند. اگر قرار باشد تمام مسئولیتها را بر سر ارگانها و تصمیمگیرندههای کلان کشور باشد، نه اینکه آنها مسئولیت ندارند . باز هم نباید مسئولیتهای لازم را به عنوان والدین در این زمینه فراموش یا انکار کنیم و آن را نادیده بگیریم».
آزیتا محمدکریمی در پاسخ به این سؤال که «تربیت جنسی» از چه سنی باید صورت گیرد . میگوید: «تربیت جنسی یک آموزش گامبهگام است و یک بسته نیست که در سن خاص به فرزندان ارائه شود.
«تربیت جنسی» بسیار آرامآرام با رشد فرزندان پیش میرود. ما معمولا در رشد جسمانی فرزندانمان خوب میدانیم، چطور باید تغذیه شوند. با رشد جسمانی کودک، نوع غذایش تغییر میکند و میدانیم فرزندمان با توجه به تواناییهای بلعش چه غذایی باید بخورد. همهی مادرها این را میدانند. اما اکثرا نمیدانند که براساس رشد شناختی کودکشان چطور آموزش «تربیت جنسی» بدهند؟
یعنی در هر سنی با چه زبان و ادبیاتی و به چه اندازه به کودکشان بگویند تا او قابلیت هضم این مسائل را داشتهباشد. یکی از موانعی که باعث میشود، والدین در این زمینه ورود پیدا نکنند، این است که خود آنها هم این آموزشها را ندیدهاند. این آموزشها به صورت نهادینه در سیستمهای آموزشی کشور وجود ندارد.
ضمن اینکه ما باورهای غلطی نسبت به این موضوع داریم و فکر میکنیم که بچهها «بیحیا» میشوند و یک خط قرمزهایی داریم که پایه و اساس درستی ندارد و براساس تجربههایی که در قدیم به ما یاد دادهاند ملکه ذهنمان شده.»
این روانشناس کودک و نوجوان در نهایت تأکید میکند: «بهنظر میرسد با تفاوتهایی که در جامعه ایجاد شده، مانند تغییر در مدل خانوادهها، سبک زندگی کودکان و نوجوانان، محرکهای محیطی بسیار زیاد و …، لازم است روش های تربیتی تغییر کند. باید بپذیریم غریزهی جنسی یکی از غرایز جدانشدنی زندگی هر فرد است. همهی اینها فاعلهایی است که باید ما را هشیار کند.
سبک زندگیها فرق کردهاست. در زمان ما این همه فضای مجازی در اختیارمان نبود . اما هماکنون فضای مجازی جزو جداییناپذیر زندگی و تفریحات کودکان و نوجوانان شدهاست و در مقابل آنچه که دربیرون وجود دارد، باید آموزش لازم را ببینند و آموزش تنها ابزاری است که والدین میتوانند از طریق آن فرزندان خود را ایمن کنند.»
هشدار! این مطلب صرفا جنبه آموزشی دارد و برای استفاده از آن لازم است با پزشک یا متخصص مربوطه مشورت کنید.
منبع:
کلمات کلیدی : آزارجنسی – کودکان – والدین – فرزند سالم و شاد