زندگینامه و تولد حضرت محمد
والا پیامبر!
می خواهم صدایت کنم و عاجزام کـه کدام نام را برانگیزم؟
میدانم ای نهر همیشه جاری، ای روشنایی بخش! نامها در برابر تـو، سنجاقکانی هستند کـه ذرات کوچکی از زلالی ات را میچشند و حلاوتش را فریاد میکنند. مقدّر ازلی، بشارت ابدی! فیض فراگیر را زمینیان در هر نقطه به نامی میخوانند؛ همان گونه کـه آب را؛ و نام تـو ای ذره ذره دلدادگی و تعبد، عطش خداپرستی را میگستراند و جوانههای طلوع را در اقصی نقاط جهان میپروراند.
کودکان جاهل طائفند، آنان کـه هنوز پیشانی ات را سنگ میزنند کـه تـو پیامبر آزادی و عدالت اجتماعی هستی؛ تـو پیامبر تمام اصطلاحات زیبا و مدرن بشری هستی پیش از این کـه اختراع شوند. نام تـو، امید رسیدن به کمال و انگیزه خلقت را دوباره زنده می کند. نام تـو چراغ می شود و ذرات سیاهِ هوا را چون شمع، در برابر مـا روشن می کند.
نام تـو هر جا سبز شود، زمین و زمینیان، بهتر نفس می کشند و طبیعت، حقیقت خودرا نشان میدهد. هر بار کـه نامت را می برم، لبهایم دوبار به هم آغوشی درمی آیند. هر بار کـه نامت را میبرم، متبرک می شوم و کنگرهها رابه قد کشیدن وا میدارم. اما کدام نام اسـت کـه سهمِ بیشتری از مسمی برده اسـت؟ هنوز در جست وجوی آن اسم سعیدم کـه بی کرانی از تـو در حروفش جاری اسـت.
می خواهم صدایت کنم و نام تـو دفتر بـه دفتر، آواره ام کرده اسـت.
نه! هرگز نمی توانم سرشارتر ازآن نام بیابم کـه آکنده از ستایش زمین و زمان اسـت؛ محمد صلی الله علیه و آله ! راهی کـه بـه بشر نشان داد، بن بست ندارد. بنام تـو، رساله دلگشای رسل ختم می شود. سراسر زمین چشم می شود و بـه مسیر سبزی کـه گردن آویز آسمان اسـت، خیره می ماند.
میخواهم از تو بنویسم پیامبر مهربان ی ها…
چه نام زیبایی برایت برگزیدیم.پیامبر مهربانی ها یعنی پیام آورنده مهربانی…قطعا کسی که مهربانی می آورد خود نیز مهربان است.
پیامبر مهربانی ها می خوام از تو بگویم ولی نمیدانم چه بگویم…شرمنده أم پیامبرم که آنقدر تو را نمیشناسم که توصیفت کنم.پیامبرم مهربانی ها کردی در حق ما در حق امتت.
معجزه أت کتابت را برایمان به یادگار گذاشتی ولی ما چه کردیم با آن…تنها برای بدرقه مسافری و سفره آغاز سال نویی از آن گرد گرفتیم…معجزه ات را گذاشتی تا بخوانیم؛تدبر کنیم؛ و راه پیدا کنیم ولی ما تنها خواندیم و ختم گرفتیم و نگرفتیم پیامت را؛ نفهمیدیم رسالتت را و راه گم کردیم.معجزه ای به این بزرگی در دست داریم که اگر دیگر ادیان داشتند چه ها نمیکردند با این معجزه اما ما…
خجلم از خود که به نام مسلمان نام تو را یدک میکشم و آنقدر بیراهه رفتم و به نام تو و دینت تمام شد تا جایی که عظمتت و بزرگی ات را فراموش کردم و با اعمالم به ملحد و کافر اجازه توهین به ساحت مقدست را دادم و تنها مقابله ام چند روز تغییر عکس ابزارهایی بود که محصول آنان بود و من مسلمان با این ابزارها به چه بیراهه ها رفتم و ذره ای برای رساندن پیامت به عنوان یک مسلمان بهره نگرفتم.
پیامبرم خجلم از خود که تنها با چند تن یار و یک مسجد کوچک پیامت را به دنیای زمان رساندی و من مسلمان و میلیونها امثال من با هزاران مسجد و ابزار و ادعا چه کردیم برای رساندن پیامت و شناساندن رسالتت…تو از همه عترت و هستی ات گذشتی برای امتت تا به روشنایی برسد و به حق … ولی ما چه کردیم؟ تنها چشم بر روی حقیقت بستیم و کورکورانه راه ظلمت پیش گرفتیم و نامت را یدک کشیدیم.خجلم پیامبرم…
خجلم پیامبرم ولی دوستت دارم.همه امتت دوستت دارند ولی راه گم کرده ایم پیامبر مهربانی ها… در ظلمت حجمه دشمن گرفتاریم و سردرگم… پیامبر مهربانی ها به بیراهه رفته ایم ولی دوستت داریم… پیامبر مهربانی ها ما تورا راهت را دینت را کتابت را گم کرده ایم ولی تو امتت را گم نکرده ای و برکتت برای امتت همچنان پایدار است…
خجلم پیامبرم ولی… دوستت دارم
دل است دیگر…
گاهی میگیرد و گاهی هوس کسی یا جایی یا چیزی میکند!!!
مثلا هوسِ شبهای مدینهالنبی… هوسِ نگاههای اشکآلود به گنبد خضرا…
هوس دردودل با رسولِ مهربانی… حتی هوسِ نشستن در حیاط چتری…
حتی هوس خنکای سنگهای مرمر آن مسجد حتی…
یا هوسِ ایستادن پشت دربهای بقیع و اشک ریختن و اشک ریختن و اشک ریختن…
هوس سعیِ بین مسجدالنبی و بقیع…
دل است دیگر…گاهی میگیرد!!!
از بیمهریها به رسولِ مهر و عاطفه…
ازجنایت و خشونت و نامهربانی به اسمِ پیامبرِ مهربانیها..
از تفرقهی امت پیامبرِ حافظِ وحدت…
ازبیاخلاقیها نسبت به آن خلق عظیم…
دل است دیگر… خیلی چیزها از خدا میخواهد!!!
ولی همهاش شاید خلاصه بشود در:
عشق محمد و آل محمد در دنیا و دستگیریشان در آخرت
الهی آمین …
بردل عاشقان امروز م نقش بست چراکه مهر پروردگار را درنقش نام تو سرود…
و امروز از حمدی که صورتگه عشق است ح را برگزید تا در نام تو حک کند…
و خدای باردیگر مستی عشق را به جهان اموخت
که پایان دودمان انسان را به معراج سپرد تا که دال برپایان نامت نشست….
پس محمد را نقش بست تا بگوید تو مهرحمدمستی عشق جاودان الهی وابروی دودمان انسان هستی….
حضورت یعنی روشنی چشم جهان… قدم ،قدم… دستم رابگیر…. میدانی که جز عشق تو هیچ ندارم.
مهربانترین!
براستی مهربانی و محبت چه می کند با دلها . ای کاش الگوی مهربانی ام تو باشی…
و چقدر دلگیرست وقتی مهربانیت را جور دیگری تفسیر میکنند…
چقدر دنیای امروز تشنه یادگیری محبت از توست…
واژگان قاصرند از وصف فخر عالمیان ،ستوده ادمیان،در وصف پرتو نور همان معراج را بس باشد ،
چرا که ملایک نیز ک مقرب درگاه چشمه نورند ،
نرسیدند به اوجی ک فاصله اش تا گشایش پرده های غیب به اندازه کشش تیری از کمان باشد …(سوره الرحمن و شرح واقعه معراج)
در باشگاه ستارگان ،درخششش بیش از همه بود،چرا ک یکی کلیم گشت و دیگری خلیل وان دگر روح الله و محمد حبیب خدا…
کیست در عالم ک به این مقام رسیده باشد ؟ ایا او همان معنای تشهد سلام عبد و رسول حق نبود؟
میلاد محمد ،مصطفی عالم وجود،فخر جبروت مبارک باد
پیامبر اکرم (ص) با کودکان بسیار مهربان بود، کودکان را در بغل می گرفت و به آنان احترام می گذاشت. هرگاه در راه با کودکان روبه رو میشد به احترام آن ها می ایستاد، آنها را در اغوش می گرفت و بر پشت و شانه خود سوار می کرد و به اصحاب توصیه می کرد که چنین کنند. کودکان چنان خوشحال می شدند که هیچگاه خاطره ی آن را فراموش نمی کردند.
گاه مادری کودک خود را به رسول الله (ص) می داد تا برای او دعا کند و اتفاق می افتاد که کودک لباس رسول خدا (ص) را خیس می کرد و مادر شرمنده و ناراحت می شد. در این هنگام رسول خدا ص می فرمود: خیس شدن جامه ی من اهمیتی ندارد تطهیر می کنم.
بازها رسول خدا (ص) سفارش کرده و می فرمود: کودکان خود را دوست بدارید و نسبت به آن ها مهربان باشید و به وعده ای که به آن ها داده اید وفا کنید. خداوند بر هیچ چیزی خشم نمی گیرد آن چنان که به خاطر زنان و کودکان خشم می گیرد.
رأفت پیامبر نسبت به کودکان چنان بود که امام صادق (ع) فرمود: روزی رسول اکرم (ص) در حال نماز جماعت ظهر بود که دو رکعت آخر نماز را سریع خواند، اصحاب علت را پرسیدند، پیامبر (ص) فرمود: آیا گریه ی کودک را شنیدید؟ و ماجرا آن بود که مادری نیز در مسجد نماز را به جماعت می خواند و کودک او در رکعت سوم شروع به گریه می کند و پیامبر (ص) برای آن که مادر زودتر از نماز فارغ شود و به کودک خود برسد نماز را سریع می خواند.
زندگینامه و تولد حضرت محمد
منبع: