/ دسته‌بندی نشده / ۲ انشا درباره طعم خورشت قرمه سبزی طنز و غیرطنز
آنچه در این مقاله می‌خوانید

انشا درباره طعم خورشت قرمه سبزی با توصیف سبزی‌های این خورشت و طبخ آن‌ها یا تعریف یک خاطره مربوط به قرمه سبزی با چاشنی طنز نوشته می‌شود.

انشا درباره طعم خورشت قرمه سبزی مانند انشا در مورد بوی سیر با لحنی توصیفی و یا همراه با تعریف خاطره نوشته می‌شود. اگر تصمیم داشته باشید یک انشای تمام عیار نوشته و شنوندگان خود را جذب کنید، باید در تمام طول انشا، عطر خورشت قرمه سبزی تداعی شده و به مشام برسد! در حقیقت نوع نوشتار شما باید به شکلی باشد که بتوان از لابه‌لای جملاتتان، طعم و بوی این غذای لذیذ را احساس و استشمام کرد. در ادامه به ذکر دو نمونه انشا درباره طعم خورشت قرمه سبزی با لحن طنز و غیر طنز می‌پردازیم.

۱) انشا توصیفی درباره طعم خورشت قرمه سبزی

بند مقدمه (زمینه‌سازی)

شاید به جرات بتوان گفت که یکی از لذت بخش‌ترین رایحه‌های خوراکی، عطر و بوی قرمه سبزی است که گاه و بیگاه در فضای خانه می‌پیچد. نیازی نیست که درست مقابل قابلمه پخت قرمه سبزی ایستاده باشید! وقتی یکی از همسایه‌ها قرمه سبزی پخته باشد، عطر آن در راه پله‌ها می‌پیچد و می‌توانید طعم قرمه سبزی را در دهان خود احساس کنید!

بندهای بدنه (متن نوشته)

درست نمی‌دانم راز عطر و طعم قرمه سبزی چیست که باعث می‌شود این طور رنگ و بوی آن تا هفت خانه آن طرف‌تر برود؟ شاید سبزی‌های معطری که در پخت این خورشت ایرانی مورد استفاده قرار می‌گیرد، باعث ایجاد چنین طعمی باشند. اگر دقت کرده باشید قرمه سبزی با دست پخت‌های مختلف، طعم‌های گوناگونی دارد و شاید هرگز نتوانیم دو قرمه سبزی شبیه به هم را در سراسر ایران پیدا کنیم.

سبزی تره، جعفری، گشنیز، شنبلیله و … در قرمه سبزی، معجونی خوش آب و رنگ ایجاد می‌کنند. وقتی این سبزی‌ها را خرد کرده و با هم سرخ می‌کنیم، طعم آن‌ها به شکلی با هم ترکیب می‌شود که نمی‌توان مزه هیچ یک را به تنهایی تشخیص داد. نوع لوبیای مورد استفاده شما نیز در طعم قرمه سبزی تاثیر خاصی خواهد داشت. برخی از لوبیا قرمز استفاده کرده و برخی دیگر لوبیا چیتی را ترجیح می‌دهند. مادربزرگ من معتقد است که قرمه سبزی باید با لوبیا چیتی پخته شود، اما پدرم فقط لوبیا قرمز را در این خورشت به رسمیت می‌شناسد!

مادر من از گوشت گوساله در پخت قرمه سبزی استفاده می‌کند، ولی مادربزرگم گوشت گوسفند را مناسب می‌داند. راستش را بخواهید من فکر می‌کنم عطر و بو و طعم خورشت قرمه سبزی با گوشت گوسفند به مراتب بیشتر است، اما مادرم معتقد است که به این شکل خورشت بوی ناخوشایندی می‌گیرد. اختلاف نظرها در شکل طبخ قرمه سبزی در خانواده ما همیشه بالا می‌گیرد و در نهایت بعضی اوقات آشپز دو تا شده و قرمه سبزی ما یا شور می‌شود یا بی‌نمک!

بند نتیجه‌گیری (جمع‌بندی)

این روزها غذاهای زیادی به منوی تغذیه خانواده‌ها افزوده شده و تنوع غذایی از شکل سنتی خود فاصله گرفته است. با این همه، غذاهایی همچون خورشت قرمه سبزی و طعم بی‌نظیر آن، هرگز از سفره‌های ما حذف نخواهد شد.

۲) انشا طنز درباره طعم خورشت قرمه سبزی

بند مقدمه (زمینه‌سازی)

حالا که معلم به ما گفته انشایی درباره طعم خورشت قرمه سبزی بنویسیم، یاد خاطره‌ای خنده دار و شاید کمی تراژدی در ذهنم زنده شده است. درست یک سال پیش روزی همگی خانه مادربزرگم دعوت بودیم. بزرگان فامیل نیز دعوت شده بودند؛ عمه بزرگ مادرم، آقا بزرگ و دیگران. مادربزرگم چند مدل غذا درست کرده بود و در میان آن‌ها عطر و طعم خورشت قرمه سبزی بیش از سایرین مشام را قلقلک می‌داد.

بندهای بدنه (متن نوشته)

زمان گستردن سفره از راه رسید و من که می‌خواستم ضمن کمک کردن، خودی در میان جمع نشان دهم، به آشپزخانه رفتم تا در چیدن سفره به مادربزرگ و مادرم کمک کنم. خورشت‌ها یکی پس از دیگری در بشقاب‌ها ریخته می‌شد. مادرم دستمالی به دست داشت و دور بشقاب‌ها را پاک می‌کرد تا کاملا تمیز و مرتب به چشم آیند.

اول از همه دیس‌های برنج را داخل سفره گذاشتیم. من دقت داشتم که خیلی آرام قدم بردارم که حتی دانه‌ای برنج از دیس بیرون نریزد. سفره بزرگی پهن شده بود و گذاشتن دیس برنج در بخش میانی آن، کار راحتی به نظر نمی‌رسید، اما آن را به خوبی انجام دادم. دور بعدی، نوبت به بشقاب‌های خورشت رسید. من خورشت قرمه سبزی را برداشتم. عطر و بوی آن مشامم را پر کرده و سبزی تیره رنگ آن که روغن رویش وسوسه‌انگیز به چشم می‌آمد، اشتهایم را حسابی باز کرده بود.

همان طور آرام آرام پیش رفتم. اما درست نزدیک به سفره، نوک انگشتان پایم به فرش گیر کرد و هر چه تلاش کردم نتوانستم خودم را حفظ کنم. ناگهان زمین خوردم و بشقاب از دستم به میان سفره پرتاب شد! نمی‌توانستم چشم‌هایم را باز کنم. می‌توانستم حدس بزنم چه وضعی به وجود آمده است. تمام سفره پر از خورشت قرمه سبزی شده و همه چیز بهم ریخته بود. حتی کمی قرمه سبزی روی صورت خودم پاشیده بود و در عین ناراحتی، طعم خوشمزه آن را هم احساس می‌کردم!

بند نتیجه گیری (جمع بندی)

آبرویی برایم نماند. در عین حال که می‌خواستم کمکی کرده باشم، همه چیز خراب شد. مادرم سریع جلو آمد و سفره را تمیز کرد. او لباس‌های مرا تعویض کرد و به من گفت که هیچ ایرادی ندارد. اما من در تمام مدت آن میهمانی دیگر حال خوشی نداشتم و در گوشه‌ای نشستم تا آن روز به پایان برسد.

انشا درمورد طعم خورشت سبزی_خورشت سبزی

۲ انشا درباره برداشتن یک ظرف داغ (توصیفی و خاطره نگاری)

انشا درباره برداشتن یک ظرف داغ با توصیف تجربه سوختن دست و احساس پس از آن همراه است. این موضوع انشا می‌تواند به شکل ترکیبی توصیفی و تعریف خاطره یا داستان‌گونه پیش برود.

انشا درباره برداشتن یک ظرف داغ را باید با توصیف صحنه‌های مربوط به آن و احساسی که از لمس ظرفی داغ به انسان دست می‌دهد، نگارش کرد. این انشا را می‌توان به دو شکل توصیفی و خلق صحنه‌های جالب و نیز تعریف خاطره نوشت. خاطرات قابل بازگو در این موضوع انشا، می‌توانند هم طنزآلود و هم تلخ و ناگوار باشند. به هر ترتیب، در ادامه به دو نمونه انشا درباره برداشتن یک ظرف داغ به شکل توصیفی و تعریف خاطره می‌پردازیم.

انشا توصیفی درباره برداشتن یک ظرف داغ

بند مقدمه (زمینه‌سازی)

به خاطر دارم که چطور برای اولین بار احساس سوزش و داغی را تجربه کردم. این چیزی بود که بارها و بارها از جانب پدر و مادرم شنیده بودم و همیشه در کودکی‌ام، به من یادآوری می‌شد. اما پس از این که چند سال نخستین زندگی من سپری شده و مراقبت‌های شدید والدینم کمرنگ‌تر شد، فرصت پیدا کردم تا احساس سوزش یک ظرف داغ را شخصا تجربه کنم.

بندهای بدنه (متن نوشته)

اولین باری که سوزش یک ظرف داغ را لمس کردم، چیزی شبیه به یک بی‌حسی آغازین بود و پس از آن جلز و ولزی طولانی به من دست داد! دو انگشت شست و سبابه دست راستم را به ظرف پر از خورشت داغ قرمه سبزی چسبانده بودم. بار اول سوزش بدی را تجربه کردم و احساس من مانند این بود که داغی ظرف تا عمق استخوان انگشتانم نفوذ کرده باشد.

داغی ظرف ابتدا پوست انگشتانم را هدف گرفت و پس از آن به لایه‌های بافت گوشت و بعد به استخوان رسید. فورا انگشتانم را زیر آب سرد گرفتم، این کار نیز سوزشی دوباره ایجاد کرد. عجیب است که هم داغی و هم یخی، هر دو می‌سوزانند! اگر یک قالب یخ داخل ظرف استیل را از فریزر بیرون آورده باشید، سوزانندگی یخ را نیز تجربه کرده‌اید. چیزی درست شبیه به همین سوختن با ظرف داغ است و شاید حتی گاهی از آن آزاردهنده‌تر باشد.

پس از گذشت چند ثانیه‌، حسی عجیب به من فرمان داد که دوباره انگشتم را به ظرف داغ نزدیک کرده و همان حس را تجربه کنم! جالب است که این بار آن قدرها سوزاننده نبود. نمی‌دانم ظرف خنک‌تر شده بوده یا دست من به داغی آن عادت کرده و تجدید شوک بار اول را نداشت. بسیار جالب بود که پوست داغی ظرف را دریافت کرده و آن را به سمت گوشت و استخوان می‌فرستاد. با این حساب پوست و گوشت به عنوان رسانای حرارتی عمل می‌کردند.

بند نتیجه‌گیری (جمع‌بندی)

یک سوزش کوچک دست با ظرفی داغ، اگرچه تجربه‌ای کوچک و به ظاهر بی‌اهمیت است، اما باعث شد که من احتیاط کردن را بیاموزم. ظرفی که ظاهر آن اصلا داغ به نظر نمی‌رسید، کاملا داغ و سوزاننده بود. با این حساب هر چیزی در دنیا می‌توانست علی‌رغم ظاهر خود، خطرناک و آسیب‌رسان باشد و این ما هستیم که باید عاقلانه و با احتیاط رفتار کنیم. 

انشا درباره برداشتن یک ظرف داغ با تعریف یک خاطره

بند مقدمه (زمینه‌سازی)

معلم از ما خواسته که انشایی درباره برداشتن یک ظرف داغ بنویسیم و من یاد یک خاطره افتاده‌ام؛ خاطره‌ای که در عین جالب بودن، باعث می‌شود دوباره کف دست‌ها و نوک انگشتانم احساس سوزش کند. به یک میهمانی دعوت شده بودیم. میهمانی در خانه دخترعمه‌ام که تازه ازدواج کرده بود، برگزار شده و من دلم می‌خواست مانند او بزرگ به نظر برسم. اما اتفاقی برایم افتاد که از آن پس سعی کردم همیشه به اندازه سن خودم رفتار کنم و برای وارد شدن به دنیای بزرگترها تا این اندازه عجله نداشته باشم!

بندهای بدنه (متن نوشته)

همه چیز خوب پیش می‌رفت تا این که نوبت به چیدن سفره ناهار رسید. خانم‌های حاضر در میهمانی به آشپزخانه رفتند تا کمک کنند و ظروف و غذاها را در سفره بچینند. مردها نیز همچنین در حال گپ زدن بودند و صدای قاه قاه خنده‌شان فضا را پر کرده بود. من که دلم می‌خواست خود را در میان بزرگترها جا کنم، به آشپزخانه شتافتم.

مادرم به من گفت که نیازی به کمک نیست و بهتر است به سالن بازگردم، اما من اصرار کردم. کاش حداقل ظرف سالاد یا بشقاب‌های خالی را برداشته بودم. اما برای این که توانایی و مهارت خود را به نمایش بگذارم، کاسه بزرگ سوپ جو را برداشتم. در لحظه اول چیزی احساس نکردم، اما به محض این که خوب ظرف در دستانم جا گرفت، کف دست و انگشتانم سوخت.

من که نمی‌خواستم به نوعی از کار خود به عقب بازگردم، بدون این که به روی خود بیاورم، با همان سوزش دست از داغی ظرف سوپ، کاسه را به سفره رساندم. خیلی زود به سرویس بهداشتی رفتم و دستانم را زیر آب سرد گرفتم. فایده‌ای نداشت و قرمزی کف دستم نشان از سوزشی بود که تجربه کرده است.

بند نتیجه‌گیری (جمع‌بندی)

چند روز طول کشید تا دست‌های سوخته من با پمادهای مختلف، التیام پیدا کند. این برایم تجربه‌ای شد تا در کاری که مناسب سن من نیست و هنوز از چند و چون آن اطلاع ندارم، وارد نشده و برای خودم دردسر ایجاد نکنم.

انشا درمورد برداشتن یک ظرف داغ_ظرف داغ

منبع:

1

2

برچسب ها :

برای امتیاز به این نوشته کلیک کنید!

کل :
میانگین :
اشتراک در
اطلاع از
guest

0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x