/ دسته‌بندی نشده / چگونه کودک خلاق داشته باشیم
آنچه در این مقاله می‌خوانید

حتما خلاقیت برای شما هم جزو موضوعات مهم است و صد البته که دل‌تان می‌خواهد فرزندان‌تان هم جزو بچه‌هایی باشند که ذهن خلاقی دارند و همین تمایل شما اهمیت این موضوع را صدبرابر می‌کند. حالا حتما این سؤال برای‌تان پیش می‌آید که ما چقدر می‌توانیم در این خلاقیت دخیل باشیم و اصلا چگونه کودکی خلاق داشته باشیم‌‌‌‌‌‌‌؟ باید در پاسخ این سؤال بگویم که شما به عنوان پدر و مادر (یا مربی و پرستار) برای اطمینان از خلاقیت کودک‌تان و البته حفظ و پرورش این خلاقیت، کارهای زیادی می‌توانید انجام بدهید.

تحقیقات نشان می‌دهند که مهارت‌ها با بالاتر رفتن سن، رشد می‌کنند. با گذشت زمان و رشد کودک، تصور او این است که توانایی‌هایش تغییری نکرده است؛ بنابراین این شما هستید که باید او را تشویق کنید تا بیشتر و بهتر از ذهنش استفاده کند. این باعث می‌شود اعتماد به نفس کودک بالا برود و سعی کند تفکر خلاقانه‌تری نسبت به قبل داشته باشد. به این ترتیب احتمال دارد که بتوانید کودکان خلاق و ماهر پرورش بدهید.

در این مقاله ۱۰ پیشهاد به شما ارائه می‌دهیم تا ببینید که چگونه کودکی خلاق داشته باشیم.

۱. سؤالاتش را با سؤال پاسخ بدهید

تربیت فرزندان معمولا موضوعی بحث برانگیز است. کودکان معمولا زیاد سؤال می‌پرسند و ما پدر و مادرها هم معمولا ترجیح می‌دهیم یک جواب سرراست بدهیم و خلاص! مثلا کودک‌تان می‌پرسد: «بی‌مُهرگان یعنی چی؟» وقتی این سؤال را می‌پرسد که تلویزیون دارد یک مستند حیات وحش نشان می‌دهد. من و شمای پدر و مادر قاعدتا این جواب را می‌دهیم: «بی‌مهرگان به حیواناتی می‌گویند که ستون فقرات ندارند». هیچ اشکالی هم ندارد؛ یک سؤال پرسیده شد و یک جواب درست داده شد. شما در واقع اطلاعاتی را که فرزندتان به دنبالش بود، در اختیارش قرار داده‌اید. خیلی هم خوب! اما نظرتان چیست به‌جای جواب، از او بپرسید: «خودت فکر می‌کنی بی‌مهرگان یعنی چی؟»

بگذارید یک جور دیگر نگاه کنیم؛ فرزند شما مشغول دیدن یک مستند تلویزیونی درباره‌ی حیوانات است و بی‌نهایت مفهوم در ذهنش شکل می‌گیرد. ذهن او این قدرت را دارد که این مفاهیم را کنار هم بگذارد و برای پیداکردن یک پاسخ خوب ریسک کند. در واقع چون کودک‌تان می‌خواهد حتما جواب سؤال شما را بدهد، این کار را انجام می‌دهد؛ چون تأیید گرفتن از شما برایش مهم است. حالا اگر جواب درست را داد تشویقش کنید و از او بپرسید: «جواب درست رو چطور پیدا کردی؟» اگر هم اشتباه جواب داد باز هم تشویقش کنید و از او بخواهید توضیح بدهد چرا فکر می‌کند جواب سؤالش این است؟ تحسینش کنید و به توضیحاتش درباره‌ی افکارش گوش بدهید.

البته حالت دیگری هم وجود دارد؛ اگر درباره‌ی جواب درست مطمئن نبودید، پیشنهاد بعدی ما را حتما بخوانید. کودک‌تان را تشویق کنید تا می‌تواند اطلاعات کسب کند و با مقایسه‌ی اطلاعات و استنباط، به یک راه‌حل خلاقانه برسد. سعی کنید این روش را در کودک‌تان به یک عادت تبدیل کنید.

۲. برای جواب دادن به سؤالاتش همفکری کنید

همین‌طور که فرزند شما بزرگ‌تر می‌شود، سؤالاتش هم پیچیده‌تر خواهند شد و شما به خیلی از سؤالات نمی‌توانید پاسخ بدهید؛ اما به‌عنوان پدر و مادر گاهی احتیاج دارید که نگذارید کودک‌تان بفهمد جواب سؤالش را نمی‌دانید؛ چون در واقع از نظر کودک، شما تنها منبع نهایی اطلاعات هستید و همه‌چیز را می‌دانید. وقتی دچار این مسئله شدید، بهترین راه‌حل این است که از خود فرزندتان کمک بگیرید.

به جای اینکه جواب‌تان و در نتیجه اعتماد فرزندتان را با حدس زدن به خطر بیندازید، بهترین پاسخ این است:

«نمی‌دونم» یا «مطمئن نیستم. اما معتقدم جواب اینه…» و بعد اضافه کنید «بیا با هم جواب درست رو پیدا کنیم». حتما هنگام تحقیق برای پیدا کردن جواب، با کودک‌تان همکاری کنید. این تحقیقات حتی ممکن است یک جست‌وجوی ساده‌ی اینترنتی باشد. باید مراقب باشید امکانات دیگر را نادیده نگیرید. شاید کتابی درباره‌ی موضوع مورد نظر داشته باشید، سراغش بروید و نگاهی به آن بیندازید. فرزندتان ممکن است به خواندن این کتاب و موضوعش علاقه‌مند باشد، پس قبل از مراجعه به اینترنت، به کتابخانه‌تان مراجعه کنید تا کودک‌تان هم همین روش را پیش بگیرد. کتابخانه‌ها همیشه بهترین و مطمئن‌ترین منابع اطلاعاتی موجود هستند.

از طرفی دیگر، سعی کنید برای جواب دادن از آزمایش یا مثال‌های مشابه و تصاویر کمک بگیرید. زمانی‌ که پسر دوست‌داشتنی و دانشمندم از من می‌پرسد: «چرا سر پیچ جاده‌ها باید آروم‌تر رانندگی کنی؟» من با کشیدن یک طرح ساده درباره‌ی نیروهای مختلف که هدایت‌کننده‌ی شتاب یک اتومبیل هستند به او جواب می‌دهم و برایش توضیح می‌دهم که در این مکان‌ها احتمال تصادف بیشتر است. این طرح ساده و روشن است و او را قانع می‌کند.

۳. به شکست خوردنشان هم جایزه بدهید

همه‌ی ما بارها درباره‌ی شکست در کسب‌وکار، پذیرش و برخورد درست با آن شنیده‌ایم. با این حال خیلی از پدر و مادر‌ها، هنگامی که فرزندشان در کاری شکست می‌خورد مستقیم یا غیرمستقیم او را مجازات می‌کنند. پسر شما در یک مسابقه‌ی شنا شرکت کرده و حالا نفر آخر شده است. عکس‌العمل شما چیست؟ ممکن است بگویید: «شاید شنا به درد تو نمی‌خوره»، «بهت گفته بودم که باید بیشتر تمرین کنی»، «فلانی نفر دوم شد، تازه دوسالم از تو کوچیک‌تره» و چیزهایی از این قبیل. حتی پدر و مادرهای دلسوز هم طور دیگری رفتار مشابهی را انجام می‌دهند: «مهم نیست، در هر صورت تو هرجوری که باشی من دوسِت دارم».

کودک خلاق

کودک خلاق

ممکن است فکر کنید رفتار پدر و مادر دلسوز یا جمله‌ای که استفاده کردند، مثبت است؛

اما نکته اینجاست که هر دو نوع برخورد یک نتیجه دارد. متأسفانه، شما جزو هرکدام از این والدین باشید نتیجه‌ی رفتارتان فقط یک چیز است: فرزندتان آن‌قدر دلسرد می‌‌شود که شاید دیگر در هیچ مسابقه‌ی شنایی شرکت نکند. بدتر از آن این است که حتی ممکن است رفتار شما، او را از تلاش برای تمام چیزهایی که مطمئن نیست بتواند انجام بدهد هم منصرف کند.

خیلی بهتر است که بگویید: «من بهت افتخار می‌کنم که تصمیم گرفتی وارد این مسابقات بشی و تلاشتو کردی». اگر پسرتان احساس خیلی بدی داشت و حس کردید حالش خیلی بدتر از این حرف‌هاست، به یاد داشته باشید ابراز احساسات فوری لزومی ندارد. از او بپرسید: فکر می‌کنی چرا نفر آخر شدی؟ با این شیوه به او فرصت می‌دهید تا دلایل شکستش را تجزیه و تحلیل کند و دفعه‌ی بعد عملکرد بهتری داشته باشد. در عین حال اعتماد به نفسش هم پایین‌تر نیاید. شاید هم او آن‌قدر عصبی شده باشد که حتی نتواند درست نفس بکشد. اشکالی ندارد! از همین فرصت برای اینکه به او یاد بدهید چگونه دفعه‌ی بعد با عصبانیتش روبه‌رو شود، استفاده کنید.

۴. به کودکتان آشپزی یاد بدهید

آشپزی یکی از کارهای فوق‌العاده خلاقانه و جذاب است! این را همه‌ی ما می‌دانیم. به یک کیک فکر کنید! با آرد، تخم‌مرغ، شکر و چند چیز ساده‌ی دیگر شروع می‌کنید، مخلوط‌شان که کردید می‌گذارید با حرارت بپزد؛ خب نتیجه یک کیک شگفت‌انگیز و خوشمزه است. یکی از دوستان من که یک معلم شیمی است، یک‌بار برای اینکه به پسر من کیک پختن یاد بدهد تا توضیح چند فرایند شیمیایی حین پختن کیک هم پیش رفت!

وقتی بچه‌ها پخت و پز را یاد بگیرند، مثلا بتوانند یک املت ساده درست کنند،

در واقع شما خیلی فراتر از یک املت پیش رفته‌اید و اجازه داده‌اید آنها «تجربه» کنند، این به ما می‌فهماند که بچه تا خودش، شما و آشپزخانه را نشناسد و حین آشپزی خرابکاری نکند، اولاً نمی‌تواند یاد بگیرد و دوماً برای کارهای خلاقانه یا پیچیده‌تر و بیرون از حیطه‌ی آشپزخانه و خانه، جرأت آزمون و خطا نخواهد داشت. اگر دوست دارد دو برابر شکلات روی کیک بریزد، خب اجازه بدهید این کار را انجام دهد. سخت نگیرید، این فقط یک کیک است!

اگر شانس بیاورد کیکش خراب نمی‌شود. اما حتی اگر چیز خوبی هم از آب درنیامد، او با «تجربه کردن»، یک فرایند ارزشمند و خلاقانه یاد گرفته است، به علاوه اینکه یاد می‌گیرد وقتی همه چیز دارد خراب می‌شود، چطور می‌تواند اوضاع را سروسامان بدهد. کیکش بیش از حد خشک شده است؟! خوب اگر اعتماد به نفس لازم را داشته باشد، احتمالا روی آن را با یک لایه خامه می‌پوشاند! هرچند این فقط یک کیک ساده است، اما این راه‌حل در حال حاضر خلاقانه‌ به حساب می‌آید!

هشدار! این مطلب صرفا جنبه آموزشی دارد و برای استفاده از آن لازم است با پزشک یا متخصص مربوطه مشورت کنید

منبع:

1

2

کلمات کلیدی : کودک خلاق – راهکار – فرزند سالم و شاد-مشاوره

کودک خلاق

برچسب ها :

برای امتیاز به این نوشته کلیک کنید!

کل :
میانگین :
اشتراک در
اطلاع از
guest

0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x