/ دسته‌بندی نشده / معنی ضرب المثل هر کسی را بهر کاری ساختند و داستان آن
آنچه در این مقاله می‌خوانید

معنی ضرب المثل هر کسی را بهر کاری ساختند و داستان آن یکی از پرمفهوم ترین ضرب المثل های فارسی است که می توانید در این مطلب آنها را بخوانید؛ کامل و جامع!

معنی ضرب المثل هر کسی را بهر کاری ساختند و داستان آن را در این مطلب برای شما آورده ایم؛ این ضرب المثل مخصوص کسانی است که همیشه در تلاش هستند در کارهایی که به آنها مربوط نیست، دخالت کنند و نظر بدهند! این افراد نهایتا موجب خراب کردن کارها می شوند که باید از آنها دوری کنیم.

معنی ضرب المثل هر کسی را بهر کاری ساختند و داستان آن

هر کسی را بهر کاری ساختند – مهر آن را در دلش انداختند

این شعر از مولانا، شاعر گرانمایه ایرانی است؛ در واقع او در این بیت شعر، قصد دارد بیان کند که هر کسی با توجه ویژگی های ذاتی و فردی اش، برای یک شغل و کاری ساخته شده است و وارد شدن افراد به کارهایی که در آن استعداد و تخصص ندارند، باعث خرابی و پشیمانی خواهد شد.

پیام های ضرب المثل هر کسی را بهر کاری ساختند

  1. به کاری که دانش آن را نداریم وارد نشویم و نظر غیرتخصصی ندهیم!
  2. هر کسی در کاری که به او مربوط نیست دخالت کند، باید انتظار دردسر و مشکلات را هم داشته باشد.
  3. هیچ کسی در این دنیا همه کاره نیست؛ هرکسی یک استعدادی دارد و باید در همان حیطه تلاش کند تا موفق شود و از این طریق جامعه هم بهتر رشد می کند.
  4. اگر هر کسی در جای مخصوص به خود مشغول به کار شود، کیفیت کار بالا می رود.
  5. اگر افراد جامعه در جای مخصوص به خود مشغول شوند، حق افراد شایسته پایمال نمی شود و هر کسی در بهترین موقعیت خودش قرار می گیرد.

داستان هر کسی را بهر کاری ساختند

الاغی در یک مزرغه برای خودش در حال گشت و گذار بود که متوجّه شد گرگی در حال دویدن به سمت اوست. در آن لحظه الاغ راه فراری برای خود نمی‌دید؛ ناگهان فکری به ذهنش رسید وانمود به لنگیدن کرد.

وقتی گرگ به الاغ رسید، علّت لنگیدن الاغ را پرسید و الاغ به او گفت که در حال پریدن از پرچین، تیغی به پایش فرورفته است. سپس به گرگ پیشنهاد داد تا برای جلوگیری از فرورفتن تیغ بر دهانش، اول تیغ را از پایش در بیاورد و بعد او را بخورد!

گرگ به دامی که الاغ برایش پهن کرده بود افتاد و برای بیرون آوردن تیغ، پای الاغ را بلند کرد. در همین هنگام، وقتی که گرگ به دقّت مشغول معاینه‌ی پای الاغ بود، الاغ چنان لگد محکمی به دهان او زد که دندان‌های گرگ شکست و بیرون ریخت.

گرگ در همان‌حال زار با خود گفت: «حقّم همین بود! وقتی پدرم شغل قصابی به من آموخته است، من نباید در شغل طبابت دخالت کنم!»

نکته: هر کس در کاری که به او مربوط نیست دخالت کند، باید انتظار دردسر را هم داشته باشد.

شعر کامل هر کسی را بهر کاری ساختند

این شعر از دفتر سوم مثنوی معنوی مولاناست که در ادامه می توانید آن را بخوانید:

بود درویشی بکهساری مقیم
خلوت او را بود هم خواب و ندیم

چون ز خالق می‌رسید او را شمول
بود از انفاس مرد و زن ملول

همچنانک سهل شد ما را حضر
سهل شد هم قوم دیگر را سفر

آنچنانک عاشقی بر سروری
عاشقست آن خواجه بر آهنگری

هر کسی را بهر کاری ساختند
میل آن را در دلش انداختند

دست و پا بی میل جنبان کی شود
خار وخس بی آب و بادی کی رود

گر ببینی میل خود سوی سما
پر دولت بر گشا همچون هما

ور ببینی میل خود سوی زمین
نوحه می‌کن هیچ منشین از حنین

عاقلان خود نوحه‌ها پیشین کنند
جاهلان آخر بسر بر می‌زنند

ز ابتدای کار آخر را ببین
تا نباشی تو پشیمان یوم دین

ضرب المثل هرکس را بهر کاری ساختند

معنی ضرب المثل قدر عافیت کسی داند که به مصیبتی گرفتار آید

مفهوم و معنی ضرب المثل قدر عافیت کسی داند که به مصیبتی گرفتار آید (بلادیده قدر عافیت داند) این است که انسان ها در شرایط گرفتاری و مشکل قدر نعمت‌هایی که داشتند را می‌فهمند. داستان ضرب المثل قدر عافیت کسی داند ریشه در حکایتی از گلستان سعدی دارد.

در این مطلب مفهوم و معنی ضرب المثل قدر عافیت کسی داند که به مصیبتی گرفتار آید را با ریشه داستانی آن که به حکایتی از گلستان سعدی برمی‌گردد می‌خوانید. همچنین با ابیات و احادیثی که با مفهوم این ضرب المثل تناسب معنایی دارند آشنا می‌شوید. 

معنی ضرب المثل قدر عافیت کسی داند که به مصیبتی گرفتار آید

این ضرب المثل یعنی انسان وقتی ارزش واقعی نعمت‌هایی که دارد مثل سلامتی، راحتی، حضور عزیزان و خانواده و … را می‌فهمد که دچار مشکل و گرفتاری شده باشد یا آنها را از دست بدهد ( و یا ترس از دست دادنشان را در گرفتاری‌ها حس کند.). در غیر این صورت قدر موقعیتی که در آن است را نمی‌داند و پر توقع است و بهانه جویی می‌کند.

انسانی که درد و رنج در زندگی کشیده باشد، قدر آسایش را بیشتر از افراد مرفه و بی درد می‌فهمد. ٰافرادی که در مشکلات بزرگ شده و با رنج و تلاش به مقام و ثروت می‌رسند، قدر و ارزش موقعیت خود را بیشتر می‌دانند.

کاربرد: ضرب المثل قدر عافیت در مورد افرادی به کار می رود که قدر و ارزش داشته هایشان را نمی‌دانند یا قدر راحتی و سلامتی که در آن هستند را درک نمی‌کنند. همچنین گاهی خطاب به انسان های مرفّه و بی درد که از رنج و غم دیگران خبری ندارند گفته می‌شود.

ریشه این ضرب المثل؛ حکایتی از گلستان سعدی است که در ادامه مطلب این داستان درباره ضرب المثل قدر عافیت را می‌خوانیم. این حکایت با نام حکایت حکمت در کتاب فارسی پنجم نیز آمده است.

داستان بلادیده قدر عافیت داند از سعدی

پادشاهی با غلامی عجمی در کشتی نشست و غلام، دیگر دریا را ندیده بود و محنت کشتی نیازموده گریه و زاری در نهاد و لرزه بر اندامش اوفتاد. چندان که ملاطفت کردند آرام نمی‌گرفت و عیش ملک از او منغص بود. چاره ندانستند. حکیمی در آن کشتی بود، ملک را گفت: اگر فرمان دهی من او را به طریقی خامُش گردانم. گفت: غایت لطف و کرم باشد.

بفرمود تا غلام به دریا انداختند. باری چند غوطه خورد، مویش گرفتند و پیش کشتی آوردند. به دو دست در سکان کشتی آویخت. چون بر آمد به گوشه‌ای بنشست و قرار یافت. ملک را عجب آمد. پرسید: در این چه حکمت بود؟ گفت: از اول محنت غرقه شدن نچشیده بود و قدر سلامت کشتی نمی‌دانست. همچنین قدر عافیت کسی داند که به مصیبتی گرفتار آید.

ای سیر، تو را نان جوین خوش ننماید
معشوق من است آن که به نزدیک تو زشت است

حوران بهشتی را، دوزخ بود اعراف
از دوزخیان پرس که اعراف، بهشت است

***

فرق است میان آن که یارش در بر
تا آن که دو چشمِ انتظارش بر در

(گلستان سعدی: باب اول «در سیرت پادشاهان»)

تناسب معنایی با ضرب المثل قدر عافیت

شعر:

نداند کسی قدر روز خوشی 
مگر روزی افتد به سختی کِشی

«سعدی»

★★★

کسی قیمت تندرستی شناخت
که یک چند بیچاره در تب گداخت

«سعدی»

حدیث:

امام علی علیه السلام: «اِنَّما یُعْرَفُ قَدْرُ النِّعَمِ بِمُقاساةِ ضِدِّها»
قدر نعمت ها در مقایسه با ضد آنها شناخته می شود.

★★★

امام حسن علیه السلام: «تُجْهَلُ النِّعَمُ ما اَقامَتْ ، فَاِذا وَلَّتْ عُرِفَتْ»
نعمت ها تا هستند ناشناخته اند و همین که رفتند شناخته می شوند.

★★★

ضرب المثل قدر عافیت کسی داند که به مصیبتی دچار شود

معنی ضرب المثل پیری و معرکه گیری و داستان آن

معنیپضرب المثل پیری و معرکه گیری و داستان آن ریشه در نمایش معرکه گیری پهلوانان در خیابان دارد که سن خاصی داشته است. معنی سر پیری و معرکه گیری یعنی انجام کارهایی که شایسته افراد کهنسال نیست و برای سرزنش به کار می‌رود.

معنی ضرب المثل پیری و معرکه گیری و داستان آن چیست؟ این ضرب المثل که بیشتر برای سرزنش کردن به کار می‌رود و در فرهنگ ما ریشه دارد امروزه چقدر قابل قبول است؟‌ در این مطلب درباره ضرب المثل سر پیری و معرکه گیری و ریشه‌ ی آن می‌خوانیم. 

معنی ضرب المثل پیری و معرکه گیری

این ضرب المثل یعنی انجام کارهایی که با سن و سال یک فرد بزرگسال و باتجربه تناسب ندارد و شایسته او نیست.

کاربرد آن در مواقعی است که فردی کهنسال به فکر عشق و عاشقی و ازدواج افتاده باشد یا رفتار سبکسرانه‌ای مثل دعوا کردن، بازی کردن و امثال این کارها را انجام دهد.

داستان و ریشه ضرب المثل سر پیری و معرکه گیری

معرکه گیری نوعی نمایش خیابانی بوده که در ایران قدیم بسیار رونق داشته است. معرکه گیران برای جلب نظر تماشاگران خود، انواع و اقسام کارها را انجام می‌دادند؛ از شکستن سنگ و پاره کردن زنجیر تا بازی مارهای خطرناک سمی …

معرکهگیری به طور طبیعی سن مشخصی داشت و بعد از گذشت یک سنی دیگر نمی‌شد دست به این کارهای خطرناک زد. برای همین افراد مسن که زور بازو و هوشیاری نسبتا کمتری دارند کمتر به کار معرکه گیری می‌پرداختند و اگر این اتفاق می‌افتاد ممکن بود به اشتباه و شکست منجر شود.

بر همین اساس و با توجه به این پیشینه، ضرب المثلی ساخته شد در مورد آدم‌های پیر و مسن که دوست دارند کارهای جوانترها را انجام دهند و رفتاری متناسب با شان و مقام و سن و سال خود نداشته باشند. 

 شما چقدر با این ضرب المثل موافقید؟ آیا به نظر شما عاشق شدن، شاد بودن و رفتارهایی که نشان دهنده ی سرزندگی است مثل پوشیدن لباس‌های رنگی و … برای آدم مسن شایسته نیست؟ آیا فردی که سن و سالی از او گذشته باید طبق چارچوب تعریف شده ای که بسیاری از حق و حقوق انسانی مثل عشق ورزیدن را از او سلب کرده رفتار کند؟

اگر چه رفتارهای نامعقول و سبکسری کردن از جمله رفتارهای نمایشی و جلب توجه دیگران با اعمال ناپسند را می‌توان همان معرکه گیری به حساب آورد و از آدمی که سن و سالی دارد و تجربه های زیادی را پشت سر گذاشته توقع نمی‌رود و همه از این افراد انتظار عاقل بودن دارند اما آیا می‌توان از آن‌ها انتظار داشت دیگر شاد و سرزنده  نباشند؟

به نظر من بسیاری از ضرب المثل‌های رایج، ما و فرهنگ ما را به سمت و سوی اشتباهی سوق داده اند و یا حداقل ما از آن‌ها اشتباه استفاده کرده ایم.

ضرب المثل سر پیری و معرکه گیری

منبع:

1

برچسب ها :

برای امتیاز به این نوشته کلیک کنید!

کل :
میانگین :
اشتراک در
اطلاع از
guest

0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x