پرورش و رشد کودک کاری بزرگ و دشوار است. برخی اوقات بعضی از والدین از درک تفاوتهای شخصیتی میان کودکان متعجب میشوند. این والدین توقع دارند همۀ کودکان مثل هم رفتار کنند. این موضوع گاهی باعث رفتار اشتباه والدین و ناراحتی کودک خواهد شد. کودک خجالتی، کودک برونگرا و کودک درونگرا هرکدام ویژگیهای خاص خود را دارند. در این مقاله با ما همراه باشید تا بیشتر به شرح این موضوع بپردازیم.
هرچند ممکن است خجالت و درون گرایی شبیه به هم تلقی شوند، اما دو موضوع متفاوت هستند. فرد درونگرا از تنها بودن لذت میبرد و پس از گذراندن زمان زیاد با دیگران ازنظر احساسی خسته میشود. فرد خجالتی لزوما مایل به تنها بودن نیست اما از ارتباط با دیگران به وحشت میافتد.
دو بچه را در کلاس در نظر بگیرید. یکی از آنها درونگرا و دیگری خجالتی است. کودک درونگرا خواستار ماندن روی صندلیاش و کتابخوانی است، چون بودن با دیگر بچهها بهنظر او استرسزا است. در مقابل، کودک خجالتی میخواهد به جمع بچهها بپیوندد اما چون از قرار گرفتن در جمع آنها میترسد، روی صندلیاش باقی میماند.
به بچههای خجالتی برای غلبه بر خجالت میتوان کمک کرد، اما درونگرایی بخشی از وجود فرد است مثل رنگ مو و چشم. به کلام دیگر، میتوان افراد خجالتی را درمان کرد، اما درمانی برای درونگرایی وجود ندارد. همۀ درونگراها خجالتی نیستند. در واقع، برخی از آنها تواناییهای اجتماعی عالیای دارند. باوجودِاین، فرد درونگرا پس از حضور در فعالیتهای اجتماعی، ازنظر احساسی خسته میشود و نیاز دارد زمانی را در تنهایی بگذراند تا باتری احساسیاش دوباره «شارژ» شود.
اگرچه خجالتی بودن درمانپذیر است، تلاش برای تغییر دادن درونگرایی به برونگرایی میتواند موجب استرس و شروع مشکلاتی در عزت نفس شود. درونگراها میتوانند راهبردهای کنار آمدن با موقعیتهای اجتماعی را بیاموزند، اما آنها همیشه درونگرا باقی خواهند ماند.
اگر فکر میکنید کودک شما درونگراست، لازم است به برخی ویژگیهای درونگرایی توجه کنید و ببینید کودک شما چند نشانه را در خود دارد.
پیش از هر چیز باید قبول کنیم که درونگرایی اختلال نیست تا نیازمند روشهای درمانی باشد. بنابراین، کودک درونگرای شما واقعا به کمک نیاز ندارد. اما برای اطمینان از سلامتی و شادی کودکتان، میتوانید نکاتی را رعایت کنید.
بهترین کاری که میتوانید برای فرزندتان انجام دهید این است که این حقیقت را بدانید و بپذیرید که درونگرایی یکی از صفات شخصیتی عادی است. این موضوع را بپذیرید که کودک شما آن شخصیت اجتماعی فعالی نیست که همیشه آرزو داشتهاید. قرار نیست خانهتان بهطور منظم پذیرای دوستان زیاد کودکتان باشد. بپذیرید که کودکتان بیشک از گذراندن زمان در تنهایی لذت میبرد. بپذیرید که کودک شما دوستان نزدیک انگشتشماری خواهد داشت.
اگر بتوانید پذیرای این ویژگیها باشید، کمتر کودکتان را به شرکت در فعالیتهای اجتماعیای که برای او خوشایند نیست مجبور خواهید کرد.
همچنین فراموش نکنید که پس از فعالیتهای اجتماعی، به کودکتان زمانی برای تنها بودن اختصاص دهید. مثلا اگر فرزندتان به جشن تولد رفته است، از خواستهٔ او برای تنها بودن پس از بازگشت به خانه شگفتزده نشوید. رفتن از یک موقعیت اجتماعی به یک موقعیت دیگر، حتی یک شام خانوادگی، میتواند برای کودک کمی استرسزا باشد و او را عبوس کند.
بزرگ کردن کودک درونگرا میتواند کار دشواری باشد، بهویژه برای والدین برونگرا. اما مثل تمام بچهها، آنها نیز بیش از هر چیز به عشق و درک والدینشان نیاز دارند.
هشدار! این مطلب صرفا جنبه آموزشی دارد و برای استفاده از آن لازم است با پزشک یا متخصص مربوطه مشورت کنید.
اینکه کودک را از چه سنی به مهدکودک ببریم، یک تصمیم شخصی است و میتواند به عوامل متعددی بستگی داشته باشد. مدتزمان مرخصی زایمان شما، توانایی همسرتان برای گرفتن مرخصی، پشتوانۀ مالی و اینکه آیا برای مراقبت از کودک خود گزینههای دیگری، مانند اقوام، در اختیار دارید یا خیر، میتوانند از جمله عوامل موثر بر تصمیم گیری شما برای تعیین زمان فرستادن کودکتان به مهدکودک باشند. اما از چه سنی می توانیم کودکان را به مهدکودک بفرستیم؟ بهتر است برای نوزادمان پرستار بگیریم یا او را به مهدکودک بفرستیم؟ ما بهعنوان والدین از کی باید به فکر انتخاب مهدکودک یا پرستار مناسب برای فرزندمان باشیم؟ برای رسیدن به پاسخ این سؤالات تا انتهای این مقاله با ما همراه باشید.
هرچه پدر یا مادر مدتزمان بیشتری بتوانند کنار کودک تازهمتولدشدهٔ خود بمانند، بهتر میتوانند در او احساس امنیت ایجاد کنند. پدر و مادر باید تا زمانی که جای بند ناف نوزاد کاملا بهبود مییابد و الگوهای تغذیه کودک و نیز خواب کودک بهخوبی مشخص میشود، منتظر بمانند. همچنین، این کار کمک میکند که تازگیِ وضعیت جدید، هم برای نوزاد و هم برای والدین برطرف شود.
اما بسیاری از مادران شاغل تنها پس از چند ماه مرخصی باید به محل کار خود بازگردند؛ اعضای خانواده به درآمد آنها وابسته هستند و نمیتوانند تا زمانی که نوزادشان بزرگتر شود، منتظر بمانند. ازطرفی بسیاری از مهدکودکها کودکان زیرِ ۶ هفته را قبول نمیکنند. همچنین بسیاری از این مراکز هم از امکانات و تسهیلات مناسبی برخوردار نیستند تا بتوانند از نوزادانی که زودتر از موعد متولد شدهاند یا در این سن بسیار حساس، به مراقبتهای پزشکی نیاز دارند، بهطور ویژه مراقبت کنند.
شاید تعجب کنید، اما والدین باید از زمانی که مادر دوران بارداری خود را میگذراند، مهدکودک یا پرستار مناسب کودک خود را پیدا کنند.
اگر بلافاصله بعد از گذراندن دورهٔ مرخصی زایمانتان باید کارتان را از سر بگیرید، بهتر است هرچه زودتر مهدکودک یا پرستار مناسب فرزندتان را پیدا کنید. بدینترتیب بهتر میتوانید با مشکلات مراقبت از کودک و دوره نقاهت پس از زایمان کنار بیایید. همچنین بعد از بازگشت به محل کارتان راحتتر احساسات خود را کنترل خواهید کرد.
برای بررسی مهدکودکها و پیداکردن مهدکودک مناسب، باید سؤالات مختلفی از خود بپرسید و موارد متعددی را بررسی کنید. مهمترین مسئله، بررسی مجوز مرکز است، بعد از آن باید صلاحیت کارکنان و بهویژه مربیان را برای کار در مهدکودک بررسی کنید. همچنین باید این نکته را هم در نظر بگیرید که نسبت تعداد کودکان به کارکنان چقدر است، برنامه کاری مهدکودک به چه صورت است و روزها در این مهد چگونه سپری میشوند. والدین زمانی که در محل کار خود هستند، باید از وضعیت مراقبتی کودکان خود مطمئن و آسودهخاطر باشند.
بهتر است از کودکان تازه متولد شده (تا یک سالگی) بهطور مستقیم مراقبت شود زیرا وقتی که پرستار به نیازهای آنها توجه نشان میدهد، بهتر رشد میکنند. بنابراین در این مرحله از رشد کودک، گرفتن پرستار در خانه بهترین گزینه است. در این حالت، پرستار بهسرعت به نیاز کودک پاسخ میدهد. بنابر توصیه انجمن رشد کودک، بهترین نسبت تعداد پرستار به کودکان، برای نوزادان (تا ۱۲ ماهگی) یک به چهار است، یعنی هر چهار کودک یک پرستار داشتهباشند. برای کودکان بیش از یک سال، این نسبت نباید بیش از ۸ کودک باشد، یعنی حداکثر به ازای هر ۸ کودک بالای یک سال باید یک پرستار وجود داشته باشد.
در این مرحله از سن کودک، او به توجه دائمی نیاز دارد. آنها همچنین برای اینکه بتوانند به پرستار خود اعتماد کنند، به زمان نیاز دارند. در ضمن، محیط نگهداری کودکان باید تمیز و امن باشد، چون آنها شروع به کشف و شناسایی دنیای اطراف خود میکنند.
مؤسسهٔ ملی بهداشت کودکان و توسعهٔ انسانی در سال ۲۰۰۹ گزارشی دربارۀ این موضوع ارائه داد. بر پایۀ این گزارش، پیوند عاطفی بین نوزادان و مادرانشان، تا زمانی که در خانه از نوزاد بهخوبی مراقبت شود، سست نمیشود. همچنین مادامیکه در مهدکودک به نوزادان بسیار توجه و محبت شود و تعاملات شادی با پرستاران خود داشته باشند، میتوانند از رشد خوب و مناسبی برخوردار شوند. وجود پرستار شایسته برای تأمین نیازهای کودک بسیار مهم است. پرستار باید بتواند بهآسانی به کودکان ابراز علاقه کند و تمام مراحل رشد کودک را بفهمد.
والدین، دستکم تا زمانیکه کودک بزرگتر شود، باید گزینههای دیگری برای مراقبت از او را هم درنظر بگیرند، مانند استخدام پرستار حرفهای یا نگهداری خودشان از نوزاد.
تمام فواید و معایب گزینههای مراقبتی کودکان را درنظر داشته باشید، مانند هزینهها، انعطافپذیری، توجه به کودک و عوامل دیگری که برای خودتان مهم است.
ممکن است اولین روزها و هفتههایی که کودکتان را بهدست پرستار میسپارید، بسیار سخت باشد. ممکن است احساس نگرانی، ترس یا حتی حسادت کنید. تمام این احساسات طبیعی هستند. اما وقتی میبینید که از کودکتان بهخوبی مراقبت میشود و خودتان آرامش بیشتری دارید، به این نتیجه میرسید که تصمیم خوبی گرفتهاید.
چنانچه دربارۀ مهدکودک یا پرستار فرزندتان حس خوبی نداشتید، به احساستان اعتماد کنید. شما مجبور نیستید حتما کودکتان را در همان مهدکودکی بگذارید که انتخاب کردهاید. کاری را انجام دهید که برای شما و خانوادهتان بهترین انتخاب است. خوشبختانه روشهای مختلفی هست که با آنها متوجه شوید مهدکودک مناسبی برای فرزندتان انتخاب کردهاید و آن مؤسسه از بهترین کیفیتِ مراقبتی برخوردار است یا خیر. بنابراین اگر لازم است که فرزندتان را حتما به مهدکودک بسپارید، نگران نباشید و با توجه به نکات بالا بهترین گزینه را انتخاب کنید.
هشدار! این مطلب صرفا جنبه آموزشی دارد و برای استفاده از آن لازم است با پزشک یا متخصص مربوطه مشورت کنید.
کودک درونگرا
منبع:
کلمات کلیدی : کودک درون گرا – برخورد با کودک درون گرا – مشاوره – فرزند سالم و شاد