الزام به دادن مثل یا قیمت: غاصب در درجه اول باید عین را بدهدحتی اگر معیوب باشد. اما اگر آن مال تلف شده باشد دو حالت وجود دارد
حالت اول تلف واقعی تلف واقعی یعنی این که مال واقعاً از بین رفته باشد
حالت دوم تلف حکمی یعنی اینکه آن مال وجود داشته باشد ولی قابلیت استرداد آن ممکن نباشدیادر دسترس نباشد. (نمی تواندآن رابه طرف تحویل بدهد) در این حالت باید مثل یا قیمت آن مال را بدهد
نکته: دادن مثل مقدم بر دادن قیمت است
نکته(درصورت مثلی بودن قیمت درصورتی قیمی بودن است)
نکته بعدی : دادن مثل نسبت به قیمت راه برای جبران خسارت میباشدچون بیشترین جبران خسارت را به عمل می آورد
ماده ۳۱۱مبتنی برقاعده علی الید می باشد یا هست اگر کسی برمال دیگری سلطه داشت. تا زمانی که مال به مالک آن برنگشته آن فرد مسول جبران خسارات است.
اگردادن مثل موقعی باشد که آن مال ازکیفیت افتاده باشد درنتیجه مالک میتواند مثل را بگيرد. وازباب تسبیب افت قیمت راهم از غاصب مطالبه کند. اما درجایی که قیمت مال را میدهیم اگر زمان های متفاوتی وجود داشت. (زمان غصب،زمان طلب ،زمان تغییر مال ،زمان حکم این ها زمان های متفاوتی ست که برای پرداخت وجود دارد)
کدام قیمت ملاک عمل قرارگیرد؟ درفقه اختلاف نظر وجود دارد اما درقانون مدنی زمان پرداخت (یوم الاداء) میباشد
نکته….فقط قیمت مال داده میشود ضررهای دیگر بایداز باب تسبیب مطالبه شود
نکته… ….شک درمثلی بودن یا قیمی بودن به عرف مراجعه میکنیم. (بستگی دارد دریک منطقه مثلی باشد یا دریک منطقه قیمی باشد که دراین زمان به عرف مراجعه میکنیم)
زمان توصیف یعنی اینکه کدام زمان ملاک قیمی بودن یا مثلی بودن قرار میگیرد(از زمان غصب تا زمان پرداخت شایدتغییر قیمت یا نوسان داشته باشیم)
مثال: مال درزمان غصب مثلی باشد ولی درزمان تلف قیمی باشد ویا بالعکس جواب: چون مال درزمان غصب مثلی بوده باید مثل را بدهد ولی چون فی الحال مثل آن پیدا نمیشود باید قیمت یوم الادا یا زمان پرداخت را بدهد
ماده ۳۱۲ اگر مال مثلی باشد ولی مثل آن پیدا نشد غاصب باید قیمت یوم الادا را پرداخت کند
(برعکس مثال بالا)
ما دراينجا دوفرضیه داریم یکی اینکه طبق قاعده کلی چون در زمان غصب قیمی باید قیمت را پرداخت کند یک فرضیه دیگه وجوددارداین است که دادن مثل بیشترین جبران خسارت را به عمل می آورد که این دو بیشتر باهم متناقض است که مادرزمان غصب این مال قیمی بوده امادرزمان ادا همان زمان پرداخت مال مان مثلی شده الان باید مثل یاقیمت را پرداخت کنیم؟ اینجا ملاک زمان غصب است ولی چون دادن مثل بیشترین جبران خسارت را به عمل می آورد و مثل مال موجوداست غاصب مکلف به دادن (تعدیه)مثل است
محل توصیف: یعنی اینکه(محل های متفاوتی وجود داشته باشه کدام یک از آنها ملاک قرار میگیرد)مالی،جایی غصب بشود ودرجای دیگر تلف بشودودریکجا قیمی باشد ودرجای دیگر مثلی باشد نکته: اصل برمکان غصب است
نکته همانند مثال قبل مال درمحل غصب قیمی باشد درمحل تلف مثلی باشد درنتيجه دوملاک متفاوت وجود دارد
۱.دادن مثل با ضررکمتریابیشترین جبران خسارت
۲.ملاک جای غصب است
این دو درمقابل هم هستند
جواب :غاصب مختار به دادن مثل یا قیمت است ومالک حق نداردغاصب را مجبور به پرداخت قیمت کند
دادگاه صالح : دادگاه صالح کجاست ؟
ماده ۲۱قانون آیین دادرسی مدنی
محل اقامت خوانده ملاک دعاوی مدنی میباشد اما مالک میتواند تحویل مال رادرمحل غصب بخواهد
مکان تقویم
اگرقیمت محل غصب بیشتر ازقیمت محل تلف باشد ملاک محل غصب است واگرقیمت محل تلف بیشتر باشد ملاک محل تلف است
نکته:درصورت اختلاف قیمت دراین مکان غصب و مکان تلف قیمت هرکدام که بیشتر بود ملاک قرار میگیرد اگر مال مثلی بود ومثل آن هم وجودداشت امااز ارزش افتاده بود غاصب باید آخرین قیمتی که آن مال دربازار داشته است را بدهد(ماده ۳۱۲)
ماده ۳۶۶…..غاصب نسبت به منافع هم مسول است حتی اگر از آن استفاده نکرده باشدویا به دلیل فورس ماژور یا قوه قاهره اتفاقی برآن بارشود(باید اجرت مثل بدهد)
خودمال وجود داشته باشد ولی تعذر از رد وجود داشته باشد دراین جا ماباید مثل مال رابدهیم که به آن بدل هیلوله میگویند مثلا انگشتری ته دریا افتاده وازبین نرفته وجود دارد اما قابلیت دسترسی ندارد
غاصب باید مالی را به عنوان بدل هیلوله بدهد درصورت دادن عین میتواند بدل را پس بگیرد ولی اگراصل را نداد آن بدل مال مالک است
ماده ۳۱۱…..
بدل هیلوله به مالک قابلیت تملک میدهد ولی باشرط فاسخ مالکیت برای مالک به وجود می آورد اگر اصل مال پیدا شد مالکیت مالک نسبت به بدل ازبین میرود
اگراصل مال یاعین پیدا شد هم مالک میتواند به غاصب رجوع کند وهم غاصب میتواند به مالک رجوع کند ومالک عین مال را بگيرد وغاصب بدلی که داده را پس بگیرد
ا گر بدل دردست مالک تلف شده باشد چون مالک باید بدل را بدهد تا عین را بگيرد وچون بدل از بین رفته دیگر نیاز نیس که غاصب عین را به مالک بدهد چرا که مالک نمیتواند بدل هیلوله را پس بدهد
اگر بدل هیلوله درید مالک تلف بشود اصل مال بدل بدل هیلوله میشود برای غاصب علم وجهل متصرف نسبت به غصبی بودن اون مال هیچ تاثیری ندارد ودر هرصورت نسبت به مالک ضامن است ولی در روابط بین غاصبین تاثیر دارد اگر علم داشته باشد فقط میتواند ثمن خودرا بگیرد امااگر علم نداشته باشد تمامی خسارات وارده را میتواند از غاصب قبلی یا غاصبین بگیرد
غرور =گول زدن اگر کسی دیگری را گول زد گول خورده(مغرور) میتواند به گول زننده(غار)مراجعه کند وخسارات را بگیرد
علم وجهل تاثیری درمسولیت آن ها ندارد
(اگر مالک مسولیت غاصب ویا غاصبینی را ابراء کندکه ابراء نوعی ایقاست یعنی فقط به رضایت آن دائم یا مالک بستگی داردفقط خودش میتواند انجام دهدوکاری به رضایت غاصبین ندارد
ابراء یعنی گذشتن از حق دینی وگذشتن از حق عینی میشود….دوحالت دارد ۱.مالک قبل از تلف ابراء کند این حالت را ابراء نمیشناسیم چون هنوز مال تلف نشده و دِین ایجاد نشده واصل مال موجود است به همین خاطر به آن اباهه ی تصرف میگوییم
اباهه تصرف: نوعی دادن اذن به غاصب است یعنی مالکی به غاصبی بگوید بخشیدمت ودیگر مسؤلیت نداری
۲.اگر مالک بعدازتلف ابراء کنددیگر حق رجوع به غاصب یا غاصبین را ندارد
نکته: اگر مال تلف شده باشد وبا وجود تلف مالک دِین راثابت(ابراء) کنید دیگر حق مراجعه به غاصب را ندارد ماهیت ابراء:ابراء درحکم پرداخت است ووقتی بعداز تلف ابراء شود دیگر حق رجوع نداریم (ماده ۳۲۱)
۳حالت به وجود می آید:
حالت اول:مالک به یکی از غاصبین بگوید که مسولیت تورا ابراءکردم مالک دیگر نمیتواند به هیچ کدام از غاصبین رجوع کند چرا که ابراء آن درحکم پرداخت میباشد
حالت دوم:مالک ضمه ی یکی از غاصبین را ابراء نمیکند بلکه مثلا به یکی از غاصبین میگوید همه حق وحقوق من دراین غصب برای تو آن غاصب قائم مقام مالک میشودو میتواند به هرکدام از غاصبین که مالک میتوانسته است به آن رجوع کند مراجعه کند
نکات:قائم مقام دربرابر مالک مسولیتی ندارد و نوعی تهاتر بین قائم مقام ومالک ایجاد میشود
نکته کلی :ابراء دِین موقعی ست که از اصل دِین میگذریم ولی اگر حق مراجعه از یکی را بگیریم میتوانیم به بقیه رجوع کنیم این تفاوت بین حالت اول و سوم است که درحالت اول ما ازکل حق مان گذشتیم یعنی ابراء کردیم چون مسولیت غاصبین نسبت به مالک تضامنی ست همشون مسول پرداخت همه دِین اند اما اگر یکی از آنها دِین را پرداخت کرد بقیه مسولیتی درپرداخت ندارند(مثلا من از شما وشرکایتان ۱۰میلیون طلب دارم که مسولیت تضامنی نسبت به من دارید اگر یکی ازشما طلب من را پرداخت دیگر نمیتوانم از بقیه طلب حق کنم وفقط یکبار پرداخت میشود.)
(ن حالت اول و ن حالت دوم) بلکه حق مراجعه به یکی از غاصبین را ازخود صلب کرده است
ماده ۳۱۹قانون مدنی
تمام غاصبین نسبت به مالک مسولیت تضامنی دارند درمسولیت تضامنی دِین واحد است. ولی ضامن متعدد دارد اگریکی از غاصبین طلب را پرداخت کند بقیه غاصبین هم بری(منع) میشوند
ماده ۳۱۶
مسولیت غاصبین تضامنی است ید غاصبی تضامنی ست جهل وعلم غاصبین ملاک نیست و همگی درمقابل مالک مسولیت دارند.اما درروابط بین یکدیگر وضعیت آنهانسبی است
اگر مال تلف شده باشد تمام غاصبین درمقابل مالک مسولیت تضامنی دارند ودربین خودغاصبین نتیجه مسولیت گردن کسی ست که مال را تلف کرده است
منافع :هرغاصب نسبت به مدتی که مال درتصرف او بوده است مسول است نسبت به غاصبین دیگر ولی دربرابر مالک مسول از زمانی ست که مال رادردست میگیرد به بعد وکاری به قبل از آن ندارد مسولیت غاصبین به رد مال یک تعهد به نتیجه است. ولی اگر امکان استرداد مال وجود نداشته باشد رافع مسولیت آن ها نیست
هر غاصبی مسئول نسبت به وضعیتی است که با آن وضعیت مال را گرفته است. و نسبت به وضعیت های سابق نه در برابر مالک مسئول است و نه در برابر غاصبین دیگر.
هر غاصب از زمانی که مال را در دست گرفت به همان شکل که در دست گرفته است مسول است. ونسبت به عیب هاونقص هایی که درقبل از تصرف او ایجاد شده اند ن به مالک و ن به غاصبین دیگر مسئول نیست. (مال را با وضعیتی که گرفته است مسول است) این موضوع مسولیت غاصبین را محدود میکند. یعنی میگوید کاری که تو نکرده ایی جبران خسارتش هم نباید بدهی مال غصبی دست به دست شده وکسری قیمت پیدا کرده ومثلا غاصب شماره ۵ تا قبل ازآنکه به دست او برسد آن مال افت کرده بود مسولیت او ازموقعی ست وچون مسولیت او از موقعی ست که مال دردست او بوده پس نسبت به این افت قیمت مسولیتی ندارد. ولی غاصب نسبت به عیوب تصرف خود و تصرفات بعدازخودضامن است هم به مالک وهم به غاصبین دیگر
ابراء یعنی گذشتن از حق دینی وگذشتن از حق عینی میشود اعراض
کلمات کلیدی : ابرائ – اعراض –مسولیت – قانون مدنی
منبع : کتاب دکتر کاتوزیان