/ دسته‌بندی نشده / آیین دادرسی
آنچه در این مقاله می‌خوانید

آیین دادرسی: هر دعوایی که مطرح شود از طرف خواهان برای اینکه شرایط رسیدگی داشته باشد یکی از شرایط آن رعایت فرجه ۵ روزه است یعنی

(بین تاریخ ابلاغ وقت رسیدگی و تاریخ جلسه رسیدگی حداقل ۵ روز فاصله باشد)

مثال

شما امروز درخواست خود را مطرح میکنید و مطالبه ۱۰۰ میلیون چک در تاریخ ۱۹ آبان جلسه رسیدگی برای ۲۳ آبان تعیین میشود. و در اینجا از مواردی است که مقررات آیین دادرسی مدنی رعایت نشده است. و در صورت اعتراض از مواردی است که دعوی رد میشود.

اما اگر جلسه برای ۲۸ آبان تعیین شد در اینجا مهلت ۵ روزه رعایت شده است. و این ایراد دیگر قابل طرح نیست و برای دعوی متقابل نیز باید این مهلت ۵ روزه رعایت شود.

»ممکن است به هردلیلی دعوای متقابل زائل شود، تکلیف دعوی متقابل چیست؟:

«مثال»

خواهان دادخواست مطالبه ثمن را داده و خوانده دادخواست دعوی متقابل به الزام تنظیم سند رسمی را داده است. جلسه رسیدگی مشخص شده و خواهان دادخواست خود را مسترد میکند،

دادگاه در اینجا( قرار رد دعوی-سقوط دعوی یا ابطال دادخواست ) را مطرح میکند. و دعوی اصلی از بین می‌رود، اصولا زوال دعوی اصلی تاثیری در دعوی متقابل ندارد و دادگاه به آن رسیدگی میکند.

دعوای ورود ثالث:

دعوایی که شخص ثالث علیه طرفین دعوا یا یکی از آن ها اقامه میکند که به آن دعوی ورود ثالث گفته میشود

وارد ثالث اصلی ،خواهان است که ممکن است وارد ثالث به دو صورت ( اصلی یا تبعی )باشد.

»واردثالث اصلی= اگر شخص ثالث که در دعوی ورود کرده است در موضوع دعوی برای خود مستقلا حقی قائل باشد. و در نقش خواهان ظاهر شود اصلی محسوب میشود.

»وارد ثالث تبعی=اگر ثالث خودش را در محق شدن یکی از طرفین دعوی ذی نفع بداند. و تابع وضعیت طرفی باشد که از موضع او وارد دعوی شده است در اینجا تبعی محسوب میشود.

«مثال»

در دعوی الزام به تنظیم سند یک قطعه زمین شخص الف مقداری زمین به شخص ب (۱۰۰۰متر) فروخته است. و قبل از آن (۵۰۰متر) از آن را به شخص ج واگذار کرده است. در اینجا درصورتی که شخص ب برود طرح دعوی کند با عنوان الزام به تنظیم سند برای ۵۰۰ متر علیه شخص الف اگر رای صادر شود ۵۰۰ متر از زمین شخص ب از بین رفته است. درصورتی که پول آن را پرداخت کرده است به محض اینکه شخص ج از دعوی الف و ب با خبر میشود به عنوان وارد ثالث طرح دعوی میکند. و مستقلا برای خود حق قائل است پس در اینجا وارد ثالث اصلی محسوب میشود.

»نحوه طرح دعوی وارد ثالث و مهلت آن :

علاوه بر رعایت شرایط عمومی اقامه دعوی، شروع رسیدگی به آن مستلزم تقدیم دادخواست به دفتر دادگاهی است که دعوی اصلی در آن مطرح است.

دعوای ورود ثالث از جمله دعاوی است که به طور استثنا در مرحله تجدیدنظر قابل طرح است بنابراین

تا وقتی که ختم دادرسی اعلام نشده چه در مرحله بدوی و چه تجدیدنظر امکان طرح دعوی ورود ثالث وجود دارد.

(ماده۱۳۰ق آدم)

هرگاه شخص ثالثی در موضوع دادرسی اصحاب دعوی اصلی برای خود مستقلا حقی قائل باشد و یا خود را در محق شدن یکی از طرفین ذی نفع بداند می‌تواند تا وقتی که ختم دادرسی اعلام نشده است وارد دعوی گردد چه این رسیدگی در مرحله بدوی باشد یا در مرحله ی تجدیدنظر در این صورت نامبرده باید دادخواست خود را به دادگاهی که دعوا در آنجا مطرح است تقدیم و در آن منظور خود را صریح اعلان نماید.

«نکته»بعد از اینکه دادخواست ورود شخص ثالث تقدیم شد درصورتی که تکمیل باشد به دستور دادگاه وقت رسیدگی به دعوی اصلی که از قبل تعیین شده برای رسیدگی به دعوی ورود شخص ثالث نیز تعیین میشود و نسخه ای از دادخواست شخص ثالث و ضمائم آن به طرفین دعوای اصلی ارسال میشود و اگر مهلت ۵ روزه نیز رعایت نشده باشد و فرصت کافی نباشد به دستور دادگاه وقت جلسه و رسیدگی تغییر میکند و به اصحاب دعوی ابلاغ میشود.

(ماده۱۳۲ ق آدم)

پس از وصول دادخواست شخص ثالث وقت رسیدگی به دعوی اصلی به وی نیز اعلام میشود و نسخه ای از دادخواست و ضمائم آن برای طرفین دعوی اصلی ارسال میشود درصورت نبودن وقت کافی به دستور دادگاه وقت جلسه دادرسی تغییر و به اصحاب دعوی ابلاغ میشود.

»ممکن است که دادگاه تشخیص دهد که دعوی ثالث به صورت تبانی مطرح شده و یا برای تاخیر در رسیدگی مطرح شده است یا اصلا رسیدگی به دعوای اصلی منوط به رسیدگی به دعوی ثالث نیست :

در این حالت اختیار به قاضی داده شده که دعوی ثالث را از دعوای اصلی جدا کند و به هرکدام جداگانه رسیدگی کند.

پس «نکته»

اگر دادگاه احراز کرد که دعوی ثالث به منظور تبانی و تاخیر در رسیدگی به دعوی اصلی است یا رسیدگی به دعوی اصلی منوط به رسیدگی به دعوی ثالث نیست می‌تواند به آنها جداگانه رسیدگی کند.

«پایان»

سوال: خواهان تا چه زمانی می تواند دادخواست خود را مسترد کند؟

(ماده ۱۰۷ قانون آ.د.م)

الف:خواهان می تواند تا اولین جلسه دادرسی ، دادخواست خود را مسترد کند.در این صورت دادگاه قرار ابطال دادخواست صادر می نماید.

ب: خواهان می تواند مادامی که دادرسی تمام نشده دعوای خود را استرداد کند، در این صورت دادگاه قرار رَد دعوا صادر می کند.

ج: استرداد دعوا پس از ختم مذاکرات اصحاب دعوا در موردی ممکن است که یا خوانده راضی باشد و یا خواهان از دعوای خود به کلی صرف نظر کند در این صورت دادگاه قرار سقوط دعوا صادر خواهد کرد.

توضیح: پس تقدیم دادخواست و استرداد آن مشمول بند الف این ماده می باشد و دادگاه قرار ابطال دادخواست را صادر می کند.

نکته :

قرار ابطال دادخواست برخلاف قرار سقوط دعوا که در بند ج ماده بالا بیان شده به این معناست که شخص خواهان می تواند مجدداً همان دعوا را مطرح کند و در صورتی که قرار سقوط دعوا صادر شود این قرار دارای اعتبار امر مختومه است.

نکته:ممکن است استرداد دادخواست در مراحل دیگری هم صورت گیرد و ممکن است شخص تجدید نظر خواه بیاید و دادخواست خود را پس بگیرد، هم می تواند خوانده یا خواهان  دعوای اصلی باشد و در صورتی که رأی به ضرر او صادر شده باشد می تواند دادخواست خود را مسترد کند.

نکته:در مرحله تجدید نظر شخص تجدید نظر خواه ( خوانده یا خواهان ) که رأی به ضرر او صادر شده است بخواهد دادخواست خود را مسترد کند این امکان برای او وجود دارد .

(ماده ۳۶۳ قانون آ.د.م)

چنانچه هریک از طرفین دعوا دادخواست تجدید نظر خود را مسترد نماید ،مرجع تجدید نظر قرار ابطال دادخواست تجدید نظر را صادر می نماید.

نکته : قانون گذار استرداد دادخواست را پیش بینی نکرده است ولی بر طبق اصول کلی و ملاک ماده ۳۶۳ می توان گفت در مراحل تجدید نظر خواهی هم امکان استرداد دادخواست وجود دارد.

نکته :منظور از استرداد دادخواست تا اولین جلسه دادرسی در ماده ۱۰۷ قانون آ.د.م  این است که تا قبل از برگزاری جلسه اول دادرسی این امکان وجود دارد و منظور از بند ب ماده ۱۰۷ این است که دادگاه هنوز دادرسی را مختومه نکرده و هنوز به تحقیقات و کارشناسی مشغول است در این مرحله نیز امکان استرداد دادخواست وجود دارد.

پس خواهان در دو مرحله می تواند دعوای خود را مسترد کند:

۱) استرداد دعوا ممکن است در مرحله نخستین و پیش از ختم مذاکرات اصحاب دعوا مشمول بند ب ماده ۱۰۷ 

۲)و ممکن است بعد از ختم مذاکرات اصحاب دعوا  و با رضایت خوانده باشد

نکته :اگر استرداد دعوا حتی بعد از ختم مذاکرات دعوا باشد و با رضایت خوانده این امر صورت بگیرد دادگاه قرار رَد دعوا صادر می نماید.

نکته : استرداد دعوا به این معنی است که شخص خواهان اعتراف می کند که دعوای او ناصحیح بوده است و اتهام ناروا  اقامه کرده است و به درخواست خوانده دادگاه می تواند خواهان را به پرداخت خسارت محکوم کند اما چون قرار رد دعوا مثل قرار سقوط دعوا نیست که اعتبار امر مختومه داشته باشد این امکان برای شخص خواهان وجود دارد که مجدداً طرح دعوا کند بحث خسارت دادرسی در اینجا مطرح نمی شود.

نکته:بند ج ماده ۱۰۷ قانون آ.د.م در واقع خیلی صحیح نگارش نشده است و باعث بروز مشکلاتی می شود و برای تفکیک می توان گفت استرداد دعوا اگر بعد از مذاکرات اصحاب دعوا باشد و با رضایت خوانده همراه باشد،قرار رَد دعوا صادر می شود.

استرداد دعوا بعد از مذاکرات اصحاب دعوا بدون رضایت خوانده به چه صورتی است:

فرض کنید دادرسی ادامه پیدا کرده و مذاکرات اصحاب دعوا تمام شده و حال شخص خواهان می خواهد دادخواست خود را مسترد کند. خوانده در پاسخ به او اعلام می کند که من رضایت ندارم و جناب قاضی رسیدگی را ادامه داده و رأی صادر کنید در اینجا قاضی پرونده در صورتی که مذاکرات اصحاب دعوا خاتمه پیدا کرده باشد و خواهان متقاضی استرداد دادخواست باشد و خوانده رضایت نداشته باشد دادگاه باید رسیدگی را ادامه دهد و رأی خود را صادر کند.

نکته:پس اگر قرار رَد دعوا یا ابطال دادخواست صادر شود: این امکان وجود دارد که خواهان مجدداً برود دادخواست خود را مطرح کند.

اما اگر پرونده منتهی به قرار سقوط دعوا شد : امکان طرح مجدد آن دعوا برای خواهان وجود ندارد چون دارای اعتبار امر مختومه است.

کلمات کلیدی: آیین دادرسی –دعوا – دادگاه

منبع: کتاب دکتر شمس

برچسب ها :

برای امتیاز به این نوشته کلیک کنید!

کل :
میانگین :
اشتراک در
اطلاع از
guest

0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x