/ دسته‌بندی نشده / محدودیت های مراجعه به رفراندوم برای رئیس جمهور
آنچه در این مقاله می‌خوانید

محدودیت های مراجعه به رفراندوم برای رئیس جمهور

تصمیم رئیس جمهور باید به پیشنهاد دولت برسد یعنی در واقع با مشورت نخست وزیر انجام شود. و اینکه طرح و لایحه ای که نیاز به همه پرسی و رفراندوم دارد زمانی ارائه شود که اجلاس پارلمان برقرار است. و از همه مهم تر پیشنهاد قانون و پیشنهاد همه پرسی در مورد موضوعات مهم یعنی تشکیلات قوای عمومی یا تحصیل مجوز برای امضا عهد نامه باید وجود داشته باشد.

اختیارات استثنایی:

در صورتی که استقلال ملی،تمامیت ارضی،اجرای تعهدات بین المللی فرانسه به گونه ای جدی و فوری مورد تهدید قرار گیرد. و عمل کرد قوای سه گانه را به هم زند،رئیس جمهور میتواند بعد از مشورت با نخست وزیر و رئیسان مجلس ملی و ثنا و همچنین شورای قانون اساسی تدابیر لازم را اتخاذ کنند.

در شرایط اضطراری رئیس جمهور هم صاحب قوه مجریه میشود هم قوه مقننه و به تنهایی هدایت سیاسی و امور قوه مجریه را برعهده دارد.

یک سوم جهان تحت تاثیر حقوق کامن لو قرار دارند به خاطر اینکه انگلستان در گذشته زمین های زیادی را تحت تصرف خودش قرار داد. و تحت استعمار انجام می‌داد زبان و فرهنگ انگلیسی تما م کشور ها و نطام حقوقی و سیاسی اش به تمام کشور هایی که تحت استعمار‌ش بودند تسریع پیدا کرد. نطام حقوقی کامن لو در قوانین و مقررات که از سوی دادگاه های شاهی صادر میشد در موارد مشابه در کشور اعمال می‌شود. و محل خاصی را اختصاص نداشت به همین خاطر می گویند کامن لو و این حقوق بر اساس قوانین موضوعه بلکه مبتنی بر آرای قضایی که دادگاه شاه این بود که ایجاد میشد

…..

به همین منظور رویه قضایی در صدر منابع نظام حقوقی کامن لو قرار دارد از آنجایی که شاهکار بود و هم خودش قانون وضع می کرد. و هم اختیار اجرای قوانین و قضاوت را داشت و به همین خاطر وظایف خودش را به ترتیب واگذار می کرد. مشاوران خود این مشاوران بعداً در قالب شورای سلطنتی فقط در دادگاه های شاهی قرار می‌گیرند تفکیک قوا هم به خاطر اینکه در نظام حقوقی کامل وجود نداشت دادگاه شاهین شاه همه امور را به دست گرفت تا اینکه بلاخره در دادگاه های شاهین مخصوصاً اموری که مربوط به اختلافات داخلی بود بین مردم سعی کردند و  به دست بگیرند

و اختلافات را حل وفصل کنند وزیر دربار دادخواست یا فرمی که رای صادر میکرد. و اختلاف سماع می شد و از خوانده دعوا میشد و که به دفاع از خودش بپردازد تا اینکه به خاطر پیچیدگی که در آیین دادرسی

رسیدگی در دادگاه های کامن لو وجود داشت و همچنین فقدان انعطاف لازم در برار عدالت باعث شد. که آرا مخالف یعنی آرایی که خلاف در انصاف و عدالت باشند صادر بشود. که همین موضوع باعث شد که کم کم اعتراضات نسبت به به آرا کامن لو که همان دادگاه های شاهی یا دادگاه های سلطنتی بودند زیاد بشود. همین اعتراضات به شخص شاه بود و منعکس بشود به همین خاطر کسانی که اعتراض می‌کردند به آرای که کامن لو صادر می‌کرد. از پادشاه درخواست داشت که نسبت به این احکام صادره تجدید نظر بکند تقاضای واخواهی می‌کردند

…..

به همین خاطر آراء صادره که از طرف دادگاه های کامن لو به نام پادشاه انجام می‌شد و همچنین پادشاه عدالت بود. باعث شد که دیگر درواقع از پادشاه بخواهند که این آرایی را که ساده می‌شود و خلاف عدالت و انصاف است. در واقع پیگیری بکند و تجدید نظر در آن به وجود بیاورد .در ابتدا هم پادشاه تعابیر را بر اساس مقررات و رویه دادگاه های کامن لو که بر اساس آن چیزی که خودش منصفانه را تشخیص میداد حل و فصل می کرد. زمانی زمانی که اینها به شاه مراجعه می‌کردند تا شاه تجدیدنظر بکند خودت پادشاه دریاها را استفاده شده از طرف کامن لو تجدیدنظر می‌کرد. و به همین خاطر هم بود که شاه خودش هر چیزی را که تشخیص می داد مسافت هم آن را صادر می‌کرد

اما با توجه به افزایش این تعداد آرا ان  از طرف دادگاه کامن لو صادر می‌شد و بعد مورد اعتراض قرار می گرفت. و این شد که این دعاوی به وزیر درباره واگذار بشود پادشاه در دعاوی را به در باد می فرستاد. تا این که در نهایت در اواخر قرن ۱۵ بود که یک دادگاه خاصی تحت نظر کشیش خاصی پادشاه ایجاد شد به اسم دادگاههای انصاف قضاوت. این دادگاه هم عهده دار روحانیون بودند که نسبت به حقوق کلیسا را دارا بودن به همه حقوق آگاهی داشتند. ولی جالب است که نسبت به حقوق کامن لو و اطلاع کافی و چندانی نداشتند. به همین دلیل زیاد با عنوان اینکه توافق عدالتی مطابق و همچنین در اوایل چیزی به اسم قوانین انصاف وجود نداشت. اصلاً پادشاه و وزیر دربار رو به همنشینی خودشان منصفانه تشخیص می دادند

…..

اما کم کم با توجه به آرای که صادر شد رویه‌ای در دادگاههای انصاف به وجود آمد. که این رویه و حتی دادگاههای کامن لو هم از آن تبعیت می کردند دادگاه های انصاف نماینده پادشاه بودند و در مواردی دخالت می کردند. و یکی از طرفین به حکم دادگاه کامن لو  نوع اعتراض می کرد. یعنی در واقع میشه گفت دادگاه های انصاف مثل همین دادگاههای تجدیدنظر کنونی بودند وارد عمل می شدند و به پرونده رسیدگی می‌کردند. کسی که از طرفین نسبت به رای دادگاه کامن لو اعتراض میکرد با شیوه دخالت دادگاههای انصاف مورد توجه به خاطر انکه دادگاه انصاف از دادگاههای کامن لو و تقاضا نمی‌کرد که در رای صادر شده تجدید نظر بکنند یا به شیوه خاصی را صادر کنند

چرا که به خاطر اینکه دادگاه انصاف نمی‌توانست بر خلاف مقررات دادگاه کامن لو  رای بدهد. چون فکر می کرد و معتقد بود که دوتا دادگاهها مقدم بودند که دادگاه انصاف از قانون تبعیت می‌کند. فقط موضوع این بود که اگر آن موضوع مورد اختلاف نظر طرفین به دادگاه انصاف در واقع ارجاع می‌شد. دادگاه انصاف بر اساس و کم کم با توجه به زیاد شدن اعتراضات نسبت به آرایی که توسط داددگاه کامن لو صادر می‌شد. کم کم دادگاه های انصاف هم فقط در موارد اعتراض بود که دخالت می کردند در همه موارد دیگر شروع به حل اختلافات کردند. در واقع این طوری شد که دادگاه های انصاف هم عرض دادگاه های کامن  لو  قرار گرفتند

……

یعنی اینطوری می‌توانند با دادگاه های کامن لو رجوع کنند یا دادگاه های انصاف رجوع بکنند دیگر انتخابی بود. یا دادگاه کامل رویا دادگاه انصاف را انتخاب می کردند و قاضی دادگاه انصاف سر این مسئله با هم به اختلاف بر می خوردند. و باعث می شد که در واقع اختلاف نظر بین آنها به وجود بیاید به خاطر اینکه مقررات کامن لو انصاف در هردو دادگاه جداگانه اجرا می شد. دادگاه انصاف فرضا قراری را صادر می کرد که از اجرای حکم در دادگاه کامن لو پیشگیری می کرد

2 تا از قضاوت یکی از آن ها لود الاسمل که قاضی دادگاه انصاف بود و هم حسن قاضی القضات حکم دادگاه کامن لو بود. هر دو با هم اختلاف نظر پیدا کردند معتقد بود که دادگاه انصاف حق ندارد از ادامه رسیدگی در دادگاه کامل او جلوگیری بکند. و مانع اجرای آراء دادگاه کامن لو به شود یکی دیگرش هم استدلال می  کرد که وقتی صادره از دادگاه کامن لو غیرمنصفانه و غیر عادلانه از دادگاه انصاف باید دخالت بکند و اصلاً دادگاه انصاف باید به وجود آمده باشد که تجدید نظر بکند

آرای کامن لو  که صادر شده است اختلاف‌نظرها بیشتر شد تا این که این اختلافات به گوش پادشاه هم رسید

پادشاه هم برای این که این مسائل را حل بکند رای دادگاه رای دادگاه انصاف نظر دادگاه انصاف مقدم شد اما جالب ب این است که هیچ کدام از این دادگاه ها مانع هیات دیگری نشده اند هر کدام کار خودشان را پیش می بردند نظام کامن لو بر اساس رویه قضائی بر اساس آرایی است که سابقه صادر میشود در یک مسئله یعنی هیچ قانون خاصی وجود نداشت حتی دادگاه انصاف هم که به وجود آمد اینکه بگوییم بر اساس پایه و اساس قانون رای صادر می‌کردند یک چهارچوب بندی خاصی و مرز مشخصی وجود نداشت

به همین خاطر هم با توجه به اینکه پادشاه به نفع دادگاه انصاف رای صادر کرده بود

اما دادگاهی انصاف از این موضوع سوء استفاده نکردند که بخواهند دامنه اختیارات شان را گسترش بدهند بلکه در کنار دادگاههای کامن لو به عنوان تکمیل کننده در واقع آرایی که توسط دادگاه کامن لو صادر می‌شد ادامه دادند به کارشان مثلاً در دادگاه کامن لو پیش‌بینی نشده بود که کسی که قبل از وقوع تخلف بتوانند جلوی آن را بگیرند بهترین کار الان ان می‌گوییم قرار موقت صادر می‌کند دادگاهی که مثلاً از جلوی تخلف را جلوگیری کنند یا پیشگیری بکنند از تخلف یا هم چنین موضوعی در کامل پیش‌بینی نشده بود صدور دستور موقت که در واقع ای همچون موضوعی رو کامن لو نداشت

بنابراین کسی که از طریق ای این تخلف ضرر به او وارد میشد بایست صبر می کرد تا تخلف واقع بشود و ضرر ببیند و بعد برای جبران خسارت در کامن لو طرح دعوا بکند خوب این رویه ای که در دادگاه های کامل داشت از طرف دادگاه های انصاف منصفانه تلقی می‌شد تا دادگاه انصاف در مواردی که تشخیص می داد تحت شرایطی می‌آمد دستور موقت را صادر می کرد که جلوگیری کند از تخلفی که ممکن است طرف مقابل ضرر وارد بشود یا در بحث‌های ضمانت اجراهای قرارداد کامن لو در رویه این بود که به اجرای موضوع قرارداد حکم صادر بکند

…..

مثلا اگر فروشنده از ت تحویل خودداری می‌کرد خریدار نمی توانست با یک را به فروشنده تحویل مبیع ملزم بکند و فقط می توانست در دادگاه های کامن لو به دلیل عدم اجرای قرارداد خسارت به خواهد از با یک اما الزام به ان انجام قرارداد را ایفای تعهد را اصلاً نمی توانست از دادگاه کامن  لوبه خواهد ،این مسئله از نظر دادگاه انصاف غیر منصفانه بود به همین خاطر در مواردی که در دادگاه های انصاف می داد که فروشنده را الزام به تحویل مبیع می‌کرد این جذبه رویه دادگاه انصاف است

حالا این از کجا می آید قانون نداشتند خودشان تشخیص می دادند تا اینکه کم‌کم این رویه ایجاد می‌شد. به مرور زمان به گونه‌ای اما انصاف و کامل لو دوتا نظام متعارض مطرح نشدند بلکه مقررات انصاف مجموعه تلقی می شد. که تکمیل کننده مقررات کامل او باشد و تکمیل کننده روند کامل روی می باشد و حتی بعد از این دوتا دادگاه با هم ادغام شدند

……

بنابراین الان مقرراتی که در نظام حقوقی کامن لو وجود دارد در واقع قوانین و مقرراتی است که از طرف انصاف در کنار مقررات کامن لو خودنمایی می‌کند. یعنی در نوشته‌هایی که مطلوب است و هم آرایی که وجود داشتن میشود تشخیص داد که کدامشان انصاف مقرراتی است. که مثلاً از طرف دادگاه کامن لو است و اینجا آنقدر با هم متحد شدند و ادغام شدند و تشخیص این ها از یکدیگر متفاوت شد. در نظام حقوقی کامن لو رویه قضایی به وجود آمد آرایی که در موارد مشابه قضاوت و دادگاه‌های مطابق آرا سابقه رای می‌دهند. در موارد مشابه استدلال شان برای هم چنین موضوعی بود و منطق حقوق ایشان از حقوق قبلی در موارد مشابه استفاده می‌کردند. و رای صادر می‌کردند منظورشان این بود که از آرای قبلی تبعیت بکنند

در مواردی به خاطر این که معتقد بودند عدالت رعایت شود و احترام به آراء قبلی متکی بر این فرضیه است که عدالت از طریق اعمال یکسان قوانین و مقررات تامین می شود تبعیت از آرای سابق به مردم این امکان را می داد که نتایج رفتارهای خودشان را پیش بینی بکند این هم یک دلیل منطقی است فرزند اگر قرارداد را اجرا ی و ایفا نکنی چه اتفاقی می‌افتد و چهره ای صادر می شود قطعاً سعی می‌کنیم که قراردادی را که منعقد می کنیم طوری منعقد کنیم که بتوانیم به آن قرار داد و تعهد بنمایم یعنی پیش‌بینی در واقع آینده بود که از عدالت کارهایشان اطلاع داشته باشیم

کلملت کلیدی : حقوق تطبیقی – اثار – تعاریف – مبانی

منبع : کتاب حقوق تطبیقی

محدودیت های مراجعه به رفراندوم برای رئیس جمهور

برچسب ها :

برای امتیاز به این نوشته کلیک کنید!

کل :
میانگین :
اشتراک در
اطلاع از
guest

0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x