امام رضا (ع) امام هشتم شیعیان است. پدر ایشان امام کاظم (ع) بود و مادر ایشان نجمه نام داشت. حضرت رضا تا قبل از هجرت به مرو در مدینه ساکن بود. در این مطلب با زندگینامه امام رضا (ع) بطور کامل آشنا خواهید شد.
امام رضا (ع) نزد ایرانیان بسیار محبوب هستند و با خدعه ای که مامون به کار برد ایشان روانه مشهد شدند. زندگینامه امام رضا (ع) سرشار از ماجراهایی است که نشان از علم و بصیرت والای ایشان دارد.
| نام | علی بن موسی |
| کنیه | ابوالحسن (ثانی) |
| زادروز | ۱۱ ذیالقعده، ۱۴۸ق. |
| زادگاه | مدینه |
| مدت امامت | ۲۰ سال (۱۸۳ق تا ۲۰۳ق) |
| شهادت | آخر ماه صفر، ۲۰۳ق. |
| مدفن | مشهد |
| محل زندگی | مدینه، مرو |
| لقب(ها) | رضا، عالم آل محمد |
| پدر | امام کاظم(ع) |
| مادر | نجمه خاتون |
| همسر(ان) | سبیکه |
| فرزند(ان) | امام جواد(ع) |
| طول عمر | ۵۵ سال |
کاربران گرامی برای مشاهده تصویر با ابعاد بزرگتر روی آن کلیک نمایید.
خلاصه زندگینامه امام رضا (ع)
پدر ایشان امام موسی کاظم (ع) پیشوای هفتم شیعیان بود که در سال 183 هجری قمری به دست هارون عباسی به شهادت رسید. نام مادر گرام امام رضا (ع) نجمه بود.
حضرت رضا (ع) در یازدهم ذیقعده سال 148 هجری در مدینه به دنیا آمد. مادر امام رضا درباره تولد ایشان می گوید:
«هنگامی که به حضرتش حامله شدم به هیچ وجه ثقل حمل را در خود حس نمیکردم و وقتی به خواب میرفتم، صدای تسبیح و تمجید حق تعالی و ذکر “لاالهالاالله” را از شکم خود میشنیدم، اما چون بیدار میشدم دیگر صدایی بگوش نمیرسید. هنگامیکه وضع حمل انجام شد، نوزاد دو دستش را به زمین نهاد و سرش را به سوی آسمان بلند کرد و لبانش را تکان میداد؛ گویی چیزی میگفت.»
خلاصه زندگینامه امام رضا علیه السلام
حضرت رضا (ع) تا قبل از هجرت به مرو در مدینه ساکن بودند و در آنجا به هدایت مردم و تبیین معارف دینی و سیره نبوی میپرداختند. مردم مدینه نیز بسیار امام را دوست میداشتند. امام در گفتگویی که با مأمون درباره ولایت عهدی داشتند، در این باره این گونه میفرمایند:
«همانا ولایت عهدی هیچ امتیازی را بر من نیفزود. هنگامی که من در مدینه بودم فرمان من در شرق و غرب نافذ بود و اگر از کوچههای شهر مدینه عبور میکردم، عزیرتر از من کسی نبود. مردم پیوسته حاجاتشان را نزد من میآوردند و کسی نبود که بتوانم نیاز او را برآورده سازم مگر اینکه این کار را انجام میدادم و مردم به چشم عزیز و بزرگ خویش، به من مىنگریستند.»
همسر دائمی امام رضا (ع) ام حبیبه نام داشت اما ایشان دارای تعدادی کنیز بودند که سبیکه از جمله آن ها و مادر امام جواد (ع) بوده است.
در تعداد و اسامی فرزندان امام رضا (ع) نقل های مختلفی وجود دارد؛ عده ای معتقد بودند که امام رضا (ع) دارای پنج پسر و یک دختر بوده است امّا شیخ مفید بر این عقیده است که امام هشتم (ع) فرزندی جز امام جواد(ع) نداشتند. ابن شهرآشوب و طبرسى نیز بر همین اعتقادند.
برای آگاهی از روایات مختلف درباره فرزندان و همسران امام هشتم میتوانید به مقاله ” معرفی مختصر همسران و فرزندان امام رضا (ع)” رجوع نمایید.
مدت امامت امام هشتم در حدود 20 سال بود که آن را در سه بخش جداگانه بررسی می کنیم:
در این زمان است که مصیبت دردناک شهادت پدر بزرگوارشان و دیگر مصیبتهای اسفبار برای علویان (سادات و نوادگان امیرالمؤمنین) واقع شده است. در آن زمان کوششهای فراوانی در تحریک هارون برای کشتن امام رضا (ع) میشد تا آنجا که در نهایت هارون تصمیم بر قتل امام گرفت؛ اما فرصت نیافت نقشه خود را عملی کند.
در زمان خلافت امین به علت مرگ هارون ضعف و تزلزل بر حکومت سایه افکنده بود و این تزلزل و غرق بودن امین در فساد و تباهی باعث شده بود که او و دستگاه حکومت، از توجه به سوی امام و پیگیری امر ایشان بازمانند.
مامون با کشتن امین حکومت را به دست گرفت و با سرکوب شورشیان فرمان خود را در اطراف و اکناف مملکت اسلامی جاری کرد. وی حکومت ایالت عراق را به یکی از عمال خویش واگذار کرد و خودش در مرو ساکن شد و فضل بن سهل را که مردی بسیار سیاستمدار بود، وزیر و مشاور خویش قرار داد.
خلاصه زندگینامه امام رضا علیه السلام
مأمون برای عملی کردن اهداف ذکر شده چند تن از مأموران مخصوص خود را به مدینه، خدمت حضرت رضا (ع) فرستاد تا حضرت را به اجبار به سوی خراسان روانه کنند. همچنین دستور داد امام (ع) را از راهی که کمتر با شیعیان برخورد داشته باشد، بیاورند. لذا امام را از مسیر بصره، اهواز و فارس به سوی مرو حرکت داد.
اما خطری که حکومت او را تهدید میکرد علویان بودند که بعد از مدتها تحمل شکنجه و قتل و غارت، اکنون با استفاده از فرصت دودستگی در خلافت، خواهان براندازی حکومت عباسی بودند؛ لذا مامون با مشورت وزیر خود فضل بن سهل تصمیم گرفت تا خلافت را به امام پیشنهاد دهد و خود از خلافت به نفع امام کنارهگیری کند؛
وقتی که حضرت رضا (ع) وارد مرو شدند، مأمون از ایشان استقبال شایانی کرد و در مجلسی که همه ارکان دولت حضور داشتند صحبت کرد و گفت: «همه بدانند من در آل عباس و آل علی هیچ کس را بهتر و صاحب حقتر به امر خلافت از علی بن موسی رضا ندیدم.» پس از آن به حضرت رو کرد و گفت: «تصمیم گرفتهام که خود را از خلافت خلع کنم و آن را به شما واگذار نمایم.» حضرت فرمودند: «اگر خلافت را خدا برای تو قرار داده جایز نیست که به دیگری ببخشی و اگر خلافت از آن تو نیست، تو چه اختیاری داری که به دیگری تفویض نمایی.»
مأمون بر خواسته خود پافشاری کرد و بر امام اصرار ورزید. اما امام فرمودند: «هرگز قبول نخواهم کرد.» وقتی مأمون مأیوس شد گفت: «پس ولایت عهدی را قبول کن تا بعد از من شما خلیفه و جانشین من باشید.» این اصرار مأمون و انکار امام تا دو ماه طول کشید و حضرت قبول نمیفرمودند اما مأمون بر این امر پافشاری نمود تا آنجا که مخفیانه و در مجلس خصوصی حضرت را تهدید به مرگ کرد. لذا حضرت فرمودند: «اینک که مجبورم، قبول میکنم به شرط آن که کسی را نصب یا عزل نکنم و رسمی را تغییر ندهم و سنتی را نشکنم و از دور بر بساط خلافت نظر داشته باشم.» مأمون با این شرط راضی شد.
در بابا نحوه شهادت امام رضا نقل است که مامون به یکی از خدمتکارانش دستور داد که ناخن های دستش را بلند نگه دارد و سپس به سمی آغشته کند و با دست های زهرآلودش اناری را برای امام رضا (ع) دانه کند. مامون انار آلوده را نزد امام رضا (ع) آورد و اصرار کرد که آن را بخورد. امام ابتدا قبول نکرد ولی زمانی که مامون امام را تهدید به مرگ نمود امام مقداری از آن انار را خورد و بعد از گذشت چند ساعت حالش دگرگون شد و در نهایت در سحرگاه روز 29 صفر سال 203 هجری بر اثر همان انار آلوده به شهادت رسید.
خلاصه زندگینامه امام رضا
به قدرت و اراده الهی امام جواد (ع) فرزند و امام بعد از آن حضرت به دور از چشم دشمنان، بدن مطهر ایشان را غسل داد و بر آن نماز گذارد و پیکر پاک ایشان با مشایعت بسیاری از شیعیان و دوستداران آن حضرت در مشهد دفن گردید.
زندگینامه امام رضا
منبع: