ترس از مدرسه یا مدرسه هراسی موضوع عجیب یا پیشپا افتادهای نیست. بسیاری از کودکان از رفتن به مهدکودک، پیشدبستانی یا مدرسه میترسند. کودکان از سن ۱ تا ۲ سالگی «اضطراب جدایی» را تجربه میکنند. اگر کودکی در این سنین از والدینش جدا شود، به اضطراب و وابستگی دچار میشود. برخی کودکان حتی در محیطهای خارج از خانه احساس راحتی و امنیت خود را از دست میدهند. این وضعیت طبیعی است و جای نگرانی ندارد. این مشکلات بهمرورِزمان و با اقدامات آرامشبخش و پرورش احساس استقلال از بین میروند. برای پیبردن به نشانهها و روشهای برطرفکردن ترس از مدرسه این مقاله را بخوانید.
در این صورت باید هوشیارتر بود؛ چون ممکن است مسائل جدیتری در میان باشد! اگر ترس از مدرسه تا مدتی طولانی ادامه پیدا کند، تأثیرات مخرب جسمی و روحیای بر کودکان خواهد داشت. طفرهرفتن، استنکاف و یا ترس از مدرسه به همین وضعیت اطلاق میشود.
کودکانی که از مدرسه میترسند اغلب بسیار حساس و ناایمناند. این کودکان ترجیح میدهند همیشه کنار والدین خود بمانند و در صورت جدایی از آنها دچار اضطراب میشوند! اگر فرزندتان نشانههای زیر را بروز داد، ممکن است با ترس از مدرسه روبهرو باشد:
کودکانی که با هراس از مدرسه روبهرو هستند، تا مدتی طولانی و بهصورت ادامهدار از مدرسه رفتن امتناع میکنند. این ترس مشکل نادری نیست و متأسفانه تأثیر مخربی بر تحصیل کودکان دارد. تخمین زده میشود که ۱ تا ۵ درصد از کودکان، ترس از مدرسه دارند.
ترس از مدرسه تجربهٔ استرسآفرینی برای کودک و والدین است. خوشبختانه والدین میتوانند برای کنارآمدن کودکان با این ترس و غلبه بر آن اقدامات مؤثری انجام دهند. گام نخست برای حل مشکل این است که بفهمید «چرا فرزندتان از مدرسه رفتن میترسد».
پژوهشی در این حوزه، ۵ عامل زیر را با ترس از مدرسه مرتبط میداند:
توجه کنید که کشف علت اجتناب کودکان از مدرسه گاهی بسیار دشوار است. ممکن است حتی خود کودک نیز متوجه نباشد چرا با مدرسه رفتن دچار اضطراب، ناراحتی یا مریضی میشود.
هر کودکی ممکن است با ترس از مدرسه روبهرو شود. برخی پژوهشها نشان میدهند که کودکانی با شرایط زیر، بیشتر در معرض خطر هستند:
دوباره تأکید میکنیم که بیزاری یا اکراه از مدرسه در اکثر کودکان از بین میرود. اگر احساس میکنید ترس کودک شما عمیق و ماندگار است، برای پیشگیری از بروز مشکلی مزمن و طولانیمدت میتوانید اقدامات مؤثری انجام دهید. در صورت جدینگرفتن این مسئله، توانایی فرزند شما برای کسب استقلال و بلوغ روانی و همچنین تحصیلات او به خطر میافتد.
در نخستین گام، اجازه دهید پزشک اطفال فرزند شما را معاینه کند. پزشک وجود هرگونه علت قابلدرمان پزشکی را تشخیص خواهد داد. بسیاری از نشانههای مدرسه هراسی (مانند مشکلات شکمی) ممکن است نه بهعلت این ترس بلکه بهعلت مشکلات جسمی بروز کنند؛ به این ترتیب، هر نوع بیماری احتمالی شناسایی و درمان میشود.
با کمک آنها سعی کنید دلایل احتمالی ترس کودک خود را شناسایی کنید. با همراهی کارکنان مدرسه میتوانید برنامهای برای افزایش تمایل فرزندتان به مدرسه و کاهش رفتارهای سلبیِ او طراحی و اجرا کنید.
برنامههای مداخلهای برای فائقآمدن بر ترس از مدرسه در هر دو محیط خانه و مدرسه اجرا میشوند. ممکن است راهبرد خاصی بیشترین کمک را به فرزند شما برساند، اما بد نیست همهٔ راهکارهای زیر را در نظر بگیرید:
گاهی کودکان احساسات خود را بدون درخواست شما بیان نمیکنند. بهجای سؤالات بله/خیر از سؤالاتی با پایان باز استفاده کنید تا کودک بتواند جای خالی را کامل کند. مثلا بپرسید: «وقتی در مدرسه هستی، چه چیزی بیشتر از همه آزارت میدهد؟»
ببینید آیا مهارتهای ضعیف یادگیری یا نوعی ناتوانی در آموختن، نقشی در ترس از مدرسه دارند یا نه. حتی برای دانشآموزان ممتاز هم ترس از شکست (نمرات ضعیف)، یکی از علل ترس از مدرسه است.
همواره به فرزندتان یادآوری کنید که همهچیز درست میشود. رفتار شما نیز باید همین گفتار را تأیید کند. به همین دلیل، نگرانی خود را بروز ندهید.
از معلم یا یکی دیگر از مسئولان مورداعتماد مدرسه کمک بگیرید. از او بخواهید در صورت مضطرب شدن فرزندتان یا بروز هر مشکلی پشتیبان او باشد.
به فرزند خود کمک کنید روابط دوستانهاش را گسترش دهد. میتوانید دوستانش را به منزل دعوت کنید یا او را در یک باشگاه ورزشی یا فعالیت جمعی دیگر ثبتنام کنید.
مطمئن شوید کودکتان فرصتهای لازم برای موفقیت تحصیلی را دارد و همزمان میتواند به فعالیتهای موردعلاقهاش هم بپردازد.
اگر به کودکتان زورگویی شده است، راهبردهای مختلفی را برای بازپسگیری قدرت و غرور او بررسی کنید. اگر لازم بود، از افراد متخصص کمک بگیرید.
اگر فرزندتان با تهدیدی جدی در مدرسه یا محله روبهرو است، حتما برای رفع آن اقدام کنید. به یاد داشته باشید که تشویق فرزندتان به تلافیکردن بهترین روش مقابله با قلدرها نیست.
اگر ترس کودک از مدرسه شدید است، ابتدا فقط چند ساعت او را به مدرسه ببرید؛ بهمرور، زمان حضور او را افزایش دهید تا نهایتا یک روز کامل را در مدرسه سپری کند.
با استفاده از «نظام مدیریت رفتار»، برای حضور در مدرسه به فرزندتان جایزه بدهید. از طرف دیگر، اگر فرزندتان از مدرسه رفتن سر باز زد و در خانه ماند، فعالیتهای تفریحی را برای او ممنوع کنید.
اگر مسائل خانوادگی شما مشکل فرزندتان را تشدید میکند، حتما با متخصص سلامت روان مشورت کنید. اگر ترس از مدرسه با مداخلات شما نیز بهبود نیافت باز هم با متخصص مشورت کنید. در صورت امکان، همهٔ اعضای خانواده را در جلسات مشاوره مشارکت دهید؛ چون روابط خانوادگی هم بر ترس از مدرسه مؤثر است و هم از آن تأثیر میپذیرد.
ترس از مدرسه برای والدین نیز تجربهٔ بسیار مشقتآفرینی است. گفتوگو با فرزندتان دربارۀ ترسهایش اهمیت فراوانی دارد. حامی فرزند خود باشید و به او نشان دهید مشکلش را درک میکنید. فرزندتان باید احساس کند که با همکاری هم میتوانید استرس مدرسه رفتن را کاهش دهید و آن را به تجربهای لذتبخش تبدیل کنید. با همکاری فرزند خود، کارکنان مدرسه و افراد متخصص میتوانید برنامهای برای از بین بردن این ترس طراحی کنید.
هشدار! این مطلب صرفا جنبه آموزشی دارد و برای استفاده از آن لازم است با پزشک یا متخصص مربوطه مشورت کنید.
کودک خجالتی صرفنظر از اینکه مشکل یادگیری هم داشته باشد یا خیر، در مقایسه با کودکان برونگرا برای پیدا کردن دوستان جدید کار سختتری دارد. گاهی خجالتی بودن کودکان به حدی برایشان مسئلهساز میشود که از شرکت در فعالیتهای مدرسه سر باز میزنند. کودک ممکن است خجالت بکشد دستش را در کلاس بالا بگیرد، برای سایر بچههای کلاس انشایش را بخواند و مشکلات دیگری مانند این. بعضی از کودکان خجالتی حتی در فعالیتهای تفریحی مدرسه مثل ورزش یا کارهای داوطلبانه هم شرکت نمیکنند. چنین تمایلاتی ممکن است کودکان را به خودخوری و انزوا بکشاند که میتواند تأثیر بدی در روحیهشان داشته باشد. در این مطلب میخواهیم راجع به فعالیتهایی برای بهبود روابط اجتماعی کودکان خجالتی صحبت کنیم.
این مسئله بیشتر مربوط به کودکان با نیازهای خاص (استثنایی) میشود. چنین کودکانی از دیگران کناره میگیرند و اگر در جمع افراد باشند، دچار نگرانی و اضطراب میشوند، چراکه خودشان تا حدودی واقف به متفاوت بودنشان هستند؛ گاهی هم فقط نگران این هستند که دیگران آنها را نپذیرند.
خجالتی بودن متأسفانه کودکان را از دوست یابی بازمیدارد و ممکن است باعث ناراحتی و افسردگی آنها شود. این حقیقتی است که باید بپذیریم و نباید اجازه بدهیم زندگی به کام کودکانی که کمتر اهل صحبت کردن هستند تا این حد تلخ شود. والدین و معلمهای کودکان مهمترین نقش را به عهده دارند: آنها هستند که میتوانند کودکان را از پیلهٔ تنهاییشان بیرون بیاورند و برای پیدا کردن دوستان جدید، کمکشان کنند. فعالیتهایی که در ادامه معرفی میکنیم برای این کار مناسب هستند.
تعدادی اسباببازی پیدا کنید که کودکان بتوانند برای بازی با آنها با یکدیگر تعامل داشته باشند. گروه کوچکی از کودکان را گرد هم جمع کنید و از کودک خجالتی هم بخواهید به آنها بپیوندد. به کودکان اجازه بدهید نوبتی هرکدام چیزی را از جعبه بیرون بیاورند و برای خودشان نگه دارند. پس از آن، از کودکانی که اسباببازیِ شبیهبههم درآوردهاند بخواهید پانزده تا بیست دقیقه با یکدیگر بازی کنند. بعد از سپری شدن این مدتزمان، اسباببازیها را سر جایشان بگذارید و دوباره این کار را انجام بدهید. به این شکل میتوانیم امیدوار باشیم کودک خجالتی از میان این بچهها همبازی خوبی برای خودش پیدا کند.
کارگاه یا مکانی را برای کودکان آماده کنید که بتوانند در گروههای دو تا چهارنفره کاردستی درست کنند. تمامی وسایل موردنیازشان را هم فراهم کنید. کودک خجالتی در قالب چنین گروههایی یاد میگیرد که با تحمل حضور دیگران در کنارش، روی درست کردن کاردستیاش متمرکز باشد. بهمرورِزمان که حضور کودکان دیگر برایش عادی شود، با آنها ارتباط چشمی برقرار خواهد کرد. کمی بعد با آنها صحبت خواهد کرد و بهمرور میتوانیم امیدوار باشیم میانشان رابطهٔ دوستی شکل بگیرد.
از بازیهایی شروع کنید که تعامل و ارتباط کودکان در آنها محدود است و بهمرور به بازیهای دیگر رو بیاورید. بازیهایی مثل قایمباشک یا وسطی برای اوایل کار، انتخابهای مناسبی هستند. وقتی کودکان با یکدیگر راحتتر شدند، بازیهایی را به آنها معرفی کنید که به تعامل بیشتری نیاز دارند و کسانی که در بازی شرکت میکنند، باید به هم نزدیکتر شوند: فرضا بازیهایی مثل انواع بازی فکری یا بسکتبال.
نمیتوانیم انتظار داشته باشیم فعالیتهای بالا یکشبه کودک خجالتی را زیرورو کنند. این را هم نباید فراموش کنیم که بعضی از کودکان در طبیعتشان درونگرا هستند. درون گرایی کمی با خجالتی بودن متفاوت است. بهتر است کودکان درونگرا را همانطور که هستند، بپذیریم.
اما برای کودکان خجالتی، مسئله جور دیگری است. اگر بتوانیم آنها را در فعالیتهایی مانند آنچه گفتیم درگیر کنیم، یخشان بهمرور آب میشود و فرصت آشنایی با کودکان دیگر را پیدا خواهند کرد. کودک خجالتی متوجه میشود که کودکانِ دیگر آنقدرها هم که فکر میکرد، بد نیستند و ممکن است در علایقش با بعضی از آنها شریک شود.
اگر کودک خجالتی در همان ابتدای امر با شرکت در فعالیتهای یادشده دوست تازهای پیدا نکرد، ناامید نشوید. همینکه حاضر شده است از خلوتش بیرون بزند و با کودکان دیگر بازی کند، خودش قدم بزرگی است. بهمرورِزمان اتفاقهای بهتری هم خواهد افتاد.
منبع:
کلمات کلیدی : ترس از مدرسه – درمان – کودک خجالتی